مبانی خلاقیت در هنر سنتی
چکیده
چکیده مسئله خلاقیت در هنر مسئله ای گسترده و بحث برانگیز است. هنر سنتی با پیشینه و قدمت طولانی در سنت های گوناگون آثاری ماندگار به وجود آورده که موضوع مطالعات بسیاری بوده و هست. در این میان بسیار متداول شده که هنر سنتی را با معیارهای جدید مورد سنجش قرار دهند و گاهی آن را فاقد خلاقیت و تکراری بدانند. در این پژوهش سوال اصلی آن است که آیا می توان از خلاقیت در هنر سنتی سخن گفت یا خیر؟ و اگر خلاقیت در هنر سنتی مفهوم و جایگاهی دارد مبانی آن چیست؟ با توجه به دست آوردهای این پژوهش، هنر سنتی دارای معیارهایی است که از اصول سنتی اخذ شده و بر اساس آن تعریف خلاقیت با تعاریف جدید متفاوت است. در هنر سنتی خلاقیت موضوعی نیست که هنرمند در بدو شروع کار هنری بتواند بدان بپردازد و روند شکل گیری آن پس از مشق و ممارست در الگوهای سنتی و به شکلی خودجوش بروز می یابد. در واقع هنرمند سنتی در پی خلاق بودن نیست ولی در نهایت ممکن است خلاقیت به صورت وجودی در آثارش متجلی شود. همچنین خلاقیت چیزی افزوده بر هنر نیست بلکه در بطن آن وجود دارد. سبک شخصی نمونه ای از خلاقیت در هنر سنتی است برای مثال همه خوشنویسان اصول خط را به یک روش می آموزند اما آثار آنان قابل تمییز از یکدیگر هستند و این همان سبک شخصی است که در پی سالها زحمت و کوشش در رعایت اصول بروز پیدا کرده است.