مطالعه ی تحوّل ایماژ زن از مادام بواری تا سالامبوی فلوبر

پایان نامه
چکیده

گوستاو فلوبر (1880 – 1821)،نویسنده فرانسوی قرن نوزدهم،درسال 1851 شروع به نوشتن مادام بواری نمود،رمانی که شاهکاررمان رئالیستی محسوب میشود. سپس در 1862 رمان تاریخی اش سالامبورامنتشرکرد. تشابه عمده این دو اثر که به صورت پیاپی نوشته و منتشر شده اند در آن است که قهرمان هر دو داستان زن هستند ولی سیمای این دو زن در دو جهان مجزا به تصویر کشیده شده است. در این تحقیق ما در جستجوی تصاویری از زن هستیم و می خواهیم ببینیم این تصاویر چگونه از رمانی به رمان دیگر تحول می پذیرند؟ مادام بواری داستان زنی است که از سکون و آرامش زندگی زناشویی دچار کسالت می شود و بعد پا به دنیای سرشار از عیشی می گذارد که برای او در پایان ثمری جز یأس ندارد. اصطلاح روانشناسی «بواریسم» یعنی اختلال روانی ناشی از شکاف عمیق میان رویاهای یک شخص و واقعیت، از نام قهرمان زن این رمان مشتق شده است. زنی تابع هوس هایش، حال و احوال او مثل ابرهای بهار ناپایدار است؛ زنی که پی درپی مرتکب اشتباه می شود. در رمان دیگرش، سالامبو، فلوبر به واکاوی تمدن باستانی کارتاژ می پردازد. اگر در مادام بوواری ما با ملال و اندوه زنی شهرستانی از طبقه ی بورژوا مواجه هستیم، در اینجا با جلال و شکوه یک پرنسس شرقی، که گاه حتی به هیأت الهه در می آید مواجهیم. در این رمان، فلوبر به طور همزمان وقایع تاریخی مربوط به نبرد مزدوران ( و کارتاژ) و هم داستان خودساخته ی سالامبو را شرح می دهد و ویژگی های زن افسونگر را بر او جلوه گر می سازد. تغییر ایماژهای زن از یک داستان به دیگری قابل تعمّق است. تأمل بر ایماژها به شناخت کامل تر و دقیق تر خواننده نسبت به جامعه ی وقت فرانسه و جایگاه زن در آن جامعه می انجامد.

منابع مشابه

منابع من

با ذخیره ی این منبع در منابع من، دسترسی به آن را برای استفاده های بعدی آسان تر کنید

ذخیره در منابع من قبلا به منابع من ذحیره شده

{@ msg_add @}


نوع سند: پایان نامه

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه فردوسی مشهد - دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی

میزبانی شده توسط پلتفرم ابری doprax.com

copyright © 2015-2023