«حذف فعل» از منظر معنی شناسی شناختی-سارامادرشاهیان
چکیده
مقاله حاضر برآن است تا فرایند «حذف فعل» را در چارچوب زبان شناسی شناختی مورد بحث و بررسی قرار دهد و نیز از طریق مقایسه این فرایند با تحلیل های دستور سنتی به ویژه دستور زبان فارسی به تبیین دقیق تر آن بپردازد، آن هم به گونه ای که برحسب نوعی رهیافت بازنمودی- ارجاعی و از منظر درک «معنی» امکان مقبولیت بیابد. داده های مورد بررسی در مقاله حاضر، پیکره ای جمله بنیاد از زبان نوشتاریِ فارسی معیار و متناظر گفتاری آن ها است که در چارچوب نظری رویکرد شناختی و با استناد به نظریه معنی شناسی قالبی و مفهوم «قالب معنایی» بررسی شده اند. در این راستا حذف واحد واژگانی «فعل» در جملات همپایه و نیز حذف این واحد زبانی در یک جمله مورد بررسی قرار گرفته است. از دید نگارنده در چارچوب نظری مقاله حاضر، حذف فعل در جملات همپایه به دلیل فعال شدن قالب های مشابه و حضور عناصر قالبی مشابه قابل توجیه است. نگارنده ادعای خود را با معرفی دو اصل «اعطای نقش» و اصل «نزدیکی روساختی» توضیح می دهد. در ارتباط با حذف فعل در جملات همپایه نیز به حذف عناصر غیرفعلی محمول های مرکب پرداخته می شود که حذف این عناصر نیز به سبب وجود عنصر قالبی دیگر با همین نقش غیرضروری می نماید. همچنین نگارنده حذف فعل در جمله ای واحد همانند ضرب المثل ها و عبارات کلیشه ای را با استناد به دانش پیش زمینه ای فعال شده از سوی قالب معنایی مرتبط، قابل درک می داند