تبیین رابطه درونی میان عقلانیت و عاطفه و دلالت های آن برای پرورش تفکر خلّاق در آموزش عالی
چکیده
یکی از اقدامات اساسی برای بهبود وضعیت آموزشی و تقویت تفکر خلّاق، ابهام،زدایی از مبانی فلسفی و نظری خلّاقیت است. این مقاله در راستای تقویت مبانی نظری خلّاقیت تدوین شده و شامل یک بحث نظری در مورد ارتباط درونی سه عنصر عقل، عواطف و خلّاقیت، و همچنین، دلالت های آن برای ایجاد فضای یادگیری خلّاق در دانشگاه هاست. نتایج به دست آمده نشان داد که عقلانیت انواع و سبک های گوناگونی دارد، و از میان این سبک ها، تنها عقلانیت الگوریتمی هیچ ارتباطی با عواطف ندارد؛ اما برخی دیگر از سبک های عقلانیت (عقلانیت قضاوتی، هدف-وسیله ای، رابطه ای و تأمّلی) با عواطف در هم تنیدگی دارند؛ بنابراین، روشن شد که عواطف، نه تنها مخل یا حتی مجزّا از عقل نیستند، بلکه بخش اجتناب ناپذیری از ساختار عقل و مکمّل فرایندهای عقلانی مانند تصمیم گیری هستند؛ از سوی دیگر، مشخص شد که در هم آمیختگی عواطف با عقل، از طریق ایجاد گشودگی ذهنی و ممانعت از انجماد عقل، باعث فعال سازی و تحریک خلّاقیت اکتشافی و فرارونده می شود. در پایان، پیشنهادهایی برای تلفیق عواطف و هیجانات با عقل ورزی در روش های تدریش، روش های ارزشیابی و فضای کلاس های درسی دانشگاهی مطرح شده است.