مقاله

مارسل پروست و شرق: بازنویسی قصه های «هزار و یک شب» در «در جستجوی زمان از دست رفته»

چکیده

مقاله حاضر در نظر دارد بازنویسی قصه­های هزار و یک شب توسط مارسل پروست (- ) در جستجوی زمان از دست رفته را آشکار سازد. پروست با الهام گرفتن از شرق به خلق دنیای شگفت­انگیز خود می­پردازد و شهرزاد قصه­گو نیز در نوشتار او به عنوان القاگر و اشاعه­گر بلقوه حافظه مطرح می­شود. به علاوه˓ جادو و استعاره در درک مفهوم غرابت پسندی دو موضوع اساسی­اند که از دیدگاه مارسل پروست دوگانگی شخصیت­ها می­تواند معیار مناسبی در تبلور دنیای تخیلی تلقی شود (مادام وردورن در شکل دوشس گرمانت نمایان می­شود و اوریان که به صورت خزنده ای کوچک مسخ می­گردد). شرق به دو طریق در جستجوی زمان از دست رفته نمود می­کند˓ یکی با انتخاب دقیق ( جادوی کلام) و دیگری با پیوستگی مداوم لحظات زمان (نقش حافظه) از سوی شهرزاد˓ که هر دو فرآیند در بازنویسی قصه­های شرقی و معرفی آنها به خوانندگان فرانسوی قرن بیستم مهم بوده­اند. تلاش خواهیم کرد با تکیه بر رویکردی مشابه، تأثیر شرق بر این رمان­نویس فرانسوی را نشان دهیم و اینکه این مهم می­تواند به عنوان پایه و اساس هر نوع تحول نهان و آشکار در نظر گرفته شود.

اسناد مشابه