بررسی نگرش محیطزیستی شهروندان شهر تبریز براساس پارادایم محیط زیستی نو
چکیده
رابطه انسان و محیطزیست در طول حیات بشری، فراز و نشیبهای فراوان داشته است. طبیعت، گاه منبع الهامبخش معنوی و گاه منبع تأمین نیازهای مادی تلقی شده و با شگفتیهای بی شمار، امید و ترس را توأمان در وجود بشر برانگیخته است. با افزایش شهرنشینی، پیدایش صنعت و فن آوری، چهره طبیعت مخدوش و استفاده بیمحابا از آن برای مقاصد مادی بر افکار معنوی پیشی گرفت. با پیدایش اولین بحرآن های محیطزیستی، این امر بر انسان آشکار شد که استفاده بیرویه از محیطزیست، شبکه حیات را مختل کرده و بقاء جانداران و البته انسان ها را به خطر انداخته است. منشای این بحرآن ها در نوع نگرش، جهانبینی، نحوه تعامل و رفتار انسان ها نسبت به محیطزیست نهفته بود. در این مقاله، با استفاده از پارادایم(+) محیطزیستی نو و مقیاس nep، به بررسی نگرش محیطزیستی شهروندان شهر تبریز پرداخته شده است. نتایج نشان میدهند که میانگین نگرش شهروندان مورد مطالعه در مورد حمایت از محیطزیست، در حد متوسط میباشد. همچنین میانگین نگرش محیطزیستی شهروندان براساس جنسیت و جهتگیری ارزشی مادی و فرامادی، متفاوت است. زنان و فرامادیگرایان، نگرش حمایتیتر دارند. بین سرمایه فرهنگی و اقتصادی با نگرش محیطزیستی نیز رابطه معنیدار وجود دارد. بدین معنی که با افزایش سرمایه فرهنگی و اقتصادی، نگرش افراد حالتی حمایتیتر پیدا میکند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان میدهد که متغیر سرمایه فرهنگی، حدود یازده درصد از واریانس نگرش محیطزیستی را تبیین میکند.