هوش چندگانه، مدیریت و رهبری در آموزش عالی کشور و ارائه مدل مناسب
چکیده
هدف اصلی این مقاله بررسی رابطه هوش چندگانه با مدیریت و رهبری در آموزش عالی با تأکید بر دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات می باشد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش اجراء در زمره تحقیقات توصیفی - همبستگی می باشد. در این تحقیق تلاش شده است تا به سؤال های ایجاد شده در راستای مسئله اصلی تحقیق پاسخ داده شود. جامعه مورد پژوهش در این تحقیق شامل 693 نفر از اعضای هیأت دانشگاه واحد علوم و تحقیقات می باشند. نمونه مورد پژوهش نیز با توجه به حجم جامعه و مبتنی بر جدول مورگان 248 نفر می باشند که برای انتخاب گروه نمونه معرف و افزایش دقت اندازه گیری از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده اعضای نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش پرسش نامه 40 گویه ای محقق ساخته بوده که روایی آن به صورت صوری به تایید ده نفر از اساتید دانشگاه قرار گرفت و پایایی آن نیز با توجه به طیف لیکرتی پنج گزینه ای به کار رفته در پژوهش از طریق آلفای کرونباخ 0.963 محاسبه گردید. آزمون های آماری به کار رفته در این پژوهش شامل رگرسیون خطی جهت تبیین مدل خطی و مدل معادلات ساختاری جهت ارائه مدل تاییدی نهایی می باشد. نتایج آزمون رگرسیون در مورد سؤال اول پژوهش نشان می دهد، بالاترین تأثیر از میان پنج مؤلفه عمومی مدیریت در دانشگاه ها، متعلق به مؤلفه برنامه ریزی با بتای 689/0 می باشد. و در مورد سوال دوم پژوهش نیز، بالاترین تأثیر از میان سه مؤلفه رهبری اثربخش در دانشگاه ها، متعلق به مؤلفه توسعه ارتباطات با بتای 661/0 می باشد. در نهایت مدل ساختاری ارائه شده نشان می دهد بالاترین میزان همبستگی بین متغیرهای رهبری و عملکرد مدیران بوده و از میان مؤلفه های رهبری بالاترین ضریب تأثیر مربوط به مؤلفه توسعه ارتباطات و در متغیر عملکرد مدیران مربوط به مؤلفه برنامه ریزی می باشد.