افغانستان، نیروهای بیگانه و چالش دولت – ملت سازی
چکیده
بررسی تاریخی افغانستان نشان از گسست های گسترده اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دارد که ناشی از ضعف فرآیند «دولت – ملت سازی» در این کشور می باشد؛ این فرآیند در تلاش است باورها، سنت ها و ارزش های یک واحد ملی را شکل دهد و در نتیجه، هویتی مشترک را برای دستیابی به منافع ملی و نگاهی همسو به آینده، ایجاد و تقویت نماید. کشور افغانستان در این مسیر، طی دو قرن گذشته همواره بین دو قدرت استعماری روسیه تزاری و انگلستان عمل کرده و تحت اشغال این دو قدرت قرار گرفته است. شرایط جغرافیایی خاص، حضور قدرت های استعماری خارجی در سمت شمال و جنوب و نیز مقاومت اقوام و قبایل افغان در مقابل سلطه نیروهای خارجی، متغیرهایی بودند که مجال تأسیس یک حکومت مرکزی واحد و قدرتمند برای به زیر سلطه کشیدن اقوام، قبایل و جنگ سالاران افغان و همچنین خروج نیروهای اشغالگر را نداشته است. به عبارت دیگر ساختار قدرتمند ارزش های ادبی، قبیله ای و مذهبی جامعه متکثر افغانستان، امکان تمرکز قدرت در شخص حاکم و دولت مرکزی کابل را منتفی ساخته است. تحلیل و بررسی فرآیند تاریخی، وجود دولت ضعیف و جامعه قوی، تکثر هویت های قومی، قبیله ای، مذهبی و محلی، تحمیل دموکراسی به شیوه غربی توسط کشورهای غربی به ویژه امریکا و عدم توجه به ساختار اجتماعی و سنتی افغانستان، نشان از افزایش تنش های سیاسی و نظامی در افغانستان در طی سال های آینده دارد.