مقاله

تحلیلی بر مؤلّفه های گرایش به رویکرد استراتژیک در فرایند برنامه ریزی شهری در ایران

چکیده

رویکرد استراتژیک، رویکردی نوین در راستای نظریّه­پردازی در برنامه­ریزی شهری است که از اوایل دهه هفتاد قرن بیستم، جایگزین رویکردهایی چون برنامه­ریزی متمرکز و سیستمی شده است. رهیافتی چرخه­ای، فرایندی و مشارکتی که به عنوان الگوی مناسب می­تواند جایگزین رویکرد برنامه­ریزی جامع متمرکز با ویژگی­های غیر قابل انعطاف و غیر واقع گرایانه آن در کشورهای درحال توسعه، از جمله کشور ما، قرار گیرد. برای جمع آوری پیشینه و مبانی نظری موضوع مورد مطالعه، از اسناد کتابخانه ای و مراجع اصیل مرتبط با موضوع مورد پژوهش، استفاده شده است؛ همچنین جهت سنجش افکار و نظرات کارشناسان پژوهش از روش پیمایشی به دو صورت پرسشنامه و مصاحبه استفاده شده است. شایان ذکر است که برخی از نظرسنجی ها به صورت کتبی (استفاده از پست الکترونیک) و برخی نیز به صورت حضوری انجام شد. پس از مرحله نظرسنجی و ویرایش آنها، نظرات مختلف دسته بندی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.جهت تحلیل داده­های پژوهش، از آزمون آماری t تک­نمونه­ای و تحلیل های رگرسیونی خطّی و لگاریتمی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می­دهد عامل نگرشی - دانشی بر مبنای نظر کارشناسان، با توجّه به میزان اختلاف، از میانگین مبنای پایین به دست آمده برای آن از اولویّت بیشتری جهت گرایش به سمت برنامه­ریزی استراتژیک دارد و ثانیاً هر 4 مؤلّفه نگرشی - دانشی، هنجاری - رفتاری، ارتباطی و نهادی - رسمی تأثیر مستقیم و معناداری بر فرایند تغییر و پذیرش رویکرد استراتژیک در برنامه­ریزی شهری ایران دارند.

اسناد مشابه