نقش جهت گیری اهداف پیشرفت در عملکرد ریاضی: با میانجی گری خودنظم دهی دانش آموزان
چکیده
هدف از مطالعه حاضر بررسی رابطه جهتگیرهای اهداف پیشرفت با عملکرد ریاضی دانش آموزان و نقش میانجیگری خودنظمدهی در بین جهت گیری های اهداف پیشرفت و عملکرد ریاضی دانش آموزان پایه دوم متوسطه بود. روش نمونه گیری مورد استفاده «روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای» است که 358 نفر بوده است. این پژوهش از نوع همبستگی است و متغیرهای جهت گیری اهداف و راهبردهای خودنظمدهی به عنوان متغیرهای پیش بین و عملکرد ریاضی به عنوان متغیر ملاک مدنظر قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های جهت گیری اهداف پیشرفت میدلتون و میدگلی، راهبردهای خودنظمدهی پینتریچ و دیگروت و نمره درس ریاضی به عنوان عملکرد تحصیلی دانش آموزان استفاده شد. یافتهها نشان داد: بین خودنظمدهی، متغیرهای جهت گیری اهداف تسلطی و جهت گیری اهداف عملکرد گرایشی و عملکرد ریاضی رابطه معنادار وجود دارد اما جهت گیری اهداف عملکرد اجتنابی با خودنظمدهی و عملکرد ریاضی رابطه معنادار برقرار نیست؛ همچنین یافته ها حاکی از آنست که اثر مستقیم خودنظمدهی و اثرهای مستقیم و غیر مستقیم جهت گیری اهداف عملکرد گرایشی و تسلطی بر روی عملکرد ریاضی مثبت و معنادار است. بنابراین، خودنظمدهی نقش میانجیگری معناداری و تسهیل گری بین جهتگیریهای انگیزشی با عملکرد تحصیلی ریاضی ایفا می کند.