بازتاب شاهنامۀ فردوسی در غزل های حسین منزوی
چکیده
شاهنامه، اثر ابوالقاسم فردوسی، همواره سند و هویّت قوم ایرانی شمرده میشده است. در طول دوران هزار سالۀ پس از سرایش شاهنامه، بیشتر شاعران و نویسندگان ادب فارسی، ضمن پذیرش آن بهعنوان مهمترین منبع و مأخذ داستانهای حماسی و اسطورهای ایران، هرگاه نگاه و توجّهی به اسطورهها و داستانهای پیش از خود داشتهاند، از بُنمایههای حماسی و زمینههای تلمیحی این اثر بهرههایی بسیار بردهاند. از آنجاکه شاهنامۀ فردوسی، اثری حماسی و ملّیست، انتظار معمول آن است که این اثر و درون مایههای آن، بیشتر در گونۀ وابسته خود، یعنی حماسه، بر ادبیات پس از خویش تأثیر بگذارد، امّا نکتۀ جالبتوجّه این است که بازتاب و حضور این اثر در قالب غزل که قالبی عاشقانه و گونهای متفاوت با حماسه است، بسیار گسترده و فراتر از انتظار است. در این پژوهش با بررسی غزلهای حسین منزوی، بهعنوان یکی از شاخصترین غزلسرایان روزگار معاصر، به این نتیجه دست یافتهایم که شاهنامۀ فردوسی با آنکه متنی حماسی و ملّیست، به دلیل پیوندها و گرهخوردگیهای عمیق با تمدّن و فرهنگ ایرانی و نیز توانایی سرایندهاش در خلق شاهکاری ادبی، توانسته است بر تمامی حوزههای شعر فارسی، حتّا ساحت تغزّلی و عاشقانهاش، تأثیراتی عمیق و پایدار بر جای بگذارد.