مقاله

تقابل معرفتی رویکردهای بومی گرایی در توسعه علوم انسانی: مطالعه موردی رویکرد بومی گرایی کارکردی و رویکرد بومی گرایی معرفت گرایی

چکیده

توسعه فرآیند و ملزوماتی دارد که همواره مبانی تئوریک در آن از جایگاه پراهمیت و قابل توجهی برخوردار است. اما خود این نکته نیز به آسانی و روشنی پیش­روی ما قرار ندارد. علم نیز خود نیازمند توسعه است. لذا کشورهای در حال توسعه با چرخه­ای توسعه و علم روبه رو می باشند؛ و توسعه علوم از راه­های گشایش وضعیت فوق­الذکر است. اما این مهم نیز با رویکردهای معرفتی متعددی درگیر است. در مباحث مربوط به توسعه علوم انسانی دو جریان مهم معرفتی «بومی­گرایی کارکردی» و «بومی­گرایی معرفت­شناسانه» قرار دارند و همواره تقابل­های رویکردی را با یکدیگر داشته­اند که موجب کندی تحول در توسعه علوم انسانی گشته است. در این پژوهش قصد آن داریم که با یک روش کیفی و بهره­گیری از ابزارگردآوری داده­ها کیفی به این سوال پاسخ دهیم (سوال اصلی) که «تقابل رویکرد بوم­گرایی کارکردی و رویکرد بوم­گرایی معرفت­شناسانه در بومی­سازی و توسعه علوم انسانی چگونه سبب کارآمدی و یا ناکارآمدی این حوزه می­گردد؟». فرضیه اصلی ما در این پژوهش بیان می­دارد که «تقابل رویکرد بومی­گرایی کارکردی و رویکرد بومی گرایی معرفت شناسانه سبب کُندشدن فرآیند توسعه علوم انسانی و عدم تحقق بومی­سازی در ایران شده و حرکت به سمت رویکرد تلفیقی- ترکیبی در این حوزه، راهگشای وضعیت

اسناد مشابه