« م . امید » بررسی و تحلیل شعر و نثر مهدی اخوان ثالث
چکیده
در فایل اصل مقاله موجود است.
در فایل اصل مقاله موجود است.
پژوهش حاضر به تحلیل نگاشت های مفهومی در دو شعر از مهدی اخوان ثالث با رویکرد شعر شناسی شناختی در چارچوب نظریات مارگریت فریمن (2000)، فوکونیه (2002) و ترنر (2002) میپردازد. در رویکرد شعر شناسی شناختی، امکان بررسی متون ادبی به واسطة ابزارهای زبان شناسی شناختی امکان پذیر است. از جمل
پژوهش حاضر به تحلیل نگاشتهای مفهومی در دو شعر از مهدی اخوان ثالث با رویکرد شعرشناسی شناختی در چارچوب نظریات مارگریت فریمن (2000)، فوکونیه (2002) و ترنر (2002) میپردازد. در رویکرد شعرشناسی شناختی، امکان بررسی متون ادبی بهواسطه ابزارهای زبانشناسی شناختی امکانپذیر است. ازجملۀ
در فایل اصل مقاله موجود است.
یکی از جریانهای ادبی که متأثر از اتفاقات سیاسیِ اروپای قرن بیستم است، معناباختگی است. این جریان، نخست در تئاتر فرانسه پدید آمد و بهسرعت در اروپا منتشر شدو بعداز مدتی بر دیگر گونههای ادبی تأثیر گذاشت. روشنفکران نوگرای ایرانی تقریباً همزمان با رواج آن در اروپا، به آن علاقهمند
هذه الدراسة تسعی لبحث الشعر العربی والفارسی فی العصر الحدیث، وذلک من خلال دراسة التناص عند شاعرین متقاربین فی الزمن وفی الأدبین العربی والفارسی، وهما الشاعر العربی المعاصر أحمد مطر، والشاعر الإیرانی مهدی أخوان ثالث، فقد تشابهت ظروفهما المعیشیة والمؤثّرات علی حیاة کلّ منهما، وکان
اصطلاح «نوستالژی» یا همان «غمغربت» و «دلتنگی» در دورهی معاصر و به دلیل رویدادهای سیاسی و اجتماعی، رنگی دیگر به خود گرفته است. سیّاب و اخوان ثالث، به دلیل مواجه شدن با ناکامیهای سیاسی مشترک، نوعی دلتنگی سیاسی در سرودههای آن دو سایه افکنده است؛ و ناامیدی سیاسی، از بنمایههای اصلی شع