مقایسه توانایی ایجاد محیط رشد و تمایز مناسب سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی انسانی بین داربست های زیستی مختلف
چکیده
زمینه و هدف: هرچند وجود سلول های پیش ساز در سطح مفصلی غضروف مشاهده شده است ولی به علت عدم دسترسی به منبع خون رسانی، این بخش توانایی ناچیزی در ترمیم دارد. در گذشته مهندسی بافت غضروف به طور عمده بر اساس جمع آوری سلول های غضروفی از سطح مفصل، کشت آن ها در محیط آزمایشگاه روی داربست های قابل جذب مثل پلی گلیکولیک اسید و پیوند اتولوگ آن بوده است. اخیراً با توجه به مشکلات در جمع آوری سلول های مذکور، استفاده از سلول های بنیادی جهت تولید سلول های غضروفی مورد توجه قرار گرفته است. از جمله عوامل مهم در این موفقیت، استفاده از داربست های مناسب با خواص مکانیکی و زیستی فوق العاده جهت فراهم آوردن یک محیط رشد بهینه و شرایط مناسب تمایززایی سلول های بنیادی می باشد. در این تحقیق به ارزیابی کارایی سه داربست ( fibrin glue(fg) و آلژینات و poly lactic-co-glycolic acid (plga) در ایجاد محیط مناسب جهت رشد سلول های بنیادی مزانشیمی پرداخته شد. روش کار: در این مطالعه، پس از آماده سازی سه داربست fg و آلژینات و plga و جداسازی سلول های بنیادی مزانشیمی از بافت چربی، این سلول ها به طور جداگانه بر روی این سه داربست کشت و تمایز داده شد و پس از گذشت 2 هفته از تمایز سلول ها بر روی داربست ها، بررسی بیان ژن های کندروژنیک در هر یک از داربست ها توسط real time pcr انجام پذیرفت. یافته ها: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که فیبرین گلو بالاترین بیان را در ژن های کندروژنیک نسبت به دیگر داربست ها دارا بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل، به نظر می رسد استفاده از داربست های طبیعی همچون فیبرین گلو می تواند به عنوان محافظی به منظور تمایز سلول های بنیادی مزانشیمی برای توسعه استراتژی های کارا و جدید در مهندسی بافت و طب ترمیمی مورد استفاده قرار گیرد.