بررسی و مقایسه بهره برداران مستقل خانوادگی با بهره برداران مشارکتی به منظور ارائه الگویی از نظام بهره برداری زراعی
چکیده
هدف پژوهش حاضر، مقایسه بهره برداری مستقل خانوادگی با بهره برداری مشارکتی است. منظور از بهره برداری مشارکتی در این پژوهش، همکاری بهره برداران خرده پا به عنوان مالک زمین، آب و نیروی کار با کشت و صنعت های خصوصی است که فناوری و دانش نوین کشاورزی را در اختیار دارد. جامعه آماری پژوهش حاضر، 2000 صیفی کار (گوجه کار) در شهرستان کرمانشاه است. 170 صیفی کار مستقل و 170 بهره بردار همکار با کشت و صنعت روژین تاک، از میان 34 روستا با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و مورد بررسی قرار گرفتند. روش پژوهش، پیمایش با ابزار پرسشنامه و فنون کیفی از قبیل مصاحبه باز و بحث گروهی بوده است. اعتبار پرسشنامه نیز از نوع صوری بوده است که اساتید خبره در این حوزه، آن را تأیید کردند. روایی پرسشنامه نیز با آلفای کرونباخ 71/0 سنجیده شد. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه بهره برداران مستقل و بهره برداران همکار کشت و صنعت به لحاظ تنوع کشت، تجربه کشت، گرایش به نوگرایی در کشاورزی، استفاده از امکانات و فناوری کشاورزی، میزان درآمد محصول و میزان عملکرد محصول در هر هکتار وجود دارد. نتیجه پژوهش حاضر نشان داد که کشت و صنعت مورد بررسی، از طریق برنامه های ترویج و آموزش، تقویت روحیه مشارکت و کارهای گروهی، عرضه خدمات کشاورزی رایگان و تلفیق دانش بومی با دانش مدرن کشاورزی، علاوه بر جلب اعتماد و مشارکت بهره برداران کوچک مقیاس، باعث بهبود فراوان در افزایش عملکرد در هکتار گوجه فرنگی و افزایش درآمد آن ها شده است. مدل ارائه شده در پژوهش حاضر، تلفیقی از نظام بهره برداری خانوادگی و بهره برداری کشت و صنعت های خصوصی است.