جستاری در نهج البلاغه از منظر نظریۀ زبانی کارگفت
چکیده
مطالعۀ حاضر با هدف بررسی نظریه زبانی کارگفت در نهج البلاغه صورت گرفته است. می خواهیم بدانیم آیا می توان از نظریۀ کارگفت برای فهم بهتر عبارات یک متن دینی کهن مثل نهج البلاغه بهره جست، یا نه. کوشش خواهیم کرد نشان دهیم که در نهج البلاغه چگونه از کارگفتها استفاده شده است. چنان که خواهیم دید، در برخی از خطبه ها ارتباط دلالتی کنش بیانی و غیربیانی همواره قابل انتظار نیست و تنها با استناد به بافت موقعیتی ایراد خطبه می توان به فهم سطح غیر بیانی که دربردارندۀ دلالت واقعی کلام است، نزدیک شد. از این رو، باید گفت که تحلیلهای کارگفتی می توانند در بیان گونه های خوانش متن در خطبه ها راه گشا باشند و افقهای تازه ای در تفسیر متن بگشایند. یافته ها همچنین حاکی از آن است که در نهج البلاغه از طریق کاربرد کارگفتهای اظهاری، ترغیبی و عاطفی سعی در بیان آموزه های دینی به مخاطب شده است. آن گاه که لازم بوده است باورهای دینی بیشتر به مخاطبان معرفی شود، کارگفتهای اظهاری تجلی و عینیت بیشتری یافته، و آنجا که نیاز به دعوت مؤمنان به انجام امور دینی حس شده، از کارگفتهای ترغیبی، و در شرایط عرفانی و معنوی نیز، از کارگفتهای عاطفی بهره جسته شده است.