مقاله

واکاوی تطبیقی برخی مضامین ادبیات پایداری در شعر مهدی اخوان ثالث و امل دنقل

چکیده

تلاش اصلی شاعر در ادبیات پایداری آن است که شعرش آینۀ دردها و رنج­های مردمی باشد که از ظلم حکومت خودکامه به ستوه آمده اند. امید به آینده، نوید پیروزی، دعوت به مبازره و ایستادگی در برابر ظلم وستم و ستایش آزادی و آزادگی، از موضوعات اصلی ادب پایداری است. از سوی دیگر مکتب سلافی «روسی» در ادبیات تطبیقی، مکتبی جامعه­گراست که براساس تشابهات ساختاری، ادبیات را مورد کاوش قرار می­دهد. «جیرمونسکی» به عنوان مؤسس این مکتب، اساس تحقیقات تطبیقی را بر تشابه استوار می­داند. این جستار براساس مشابهت های دوران زندگی مهدی اخوان ثالث و امل دنقل و همچنین تشابه اوضاع سیاسی و اجتماعی محیط آنان، با نگاهی جامعه شناختی، بن مایه های ادبیات پایداری را در آثار این دو شاعر مورد واکاوی قرار داده است. مهدی اخوان ثالث و امل دنقل، هر دو از جمله شاعران حوزۀ ادبیات مقاومت به شمار می آیند که مهم ترین درون مایه های شعرشان، شرح دردهای مردمانی است که از اوضاع نابسامان حاکم بر جامعه رنج می کشند. در این مقاله با روشی توصیفی- تحلیلی، برخی از مضامین ادبیات پایداری همچون وطن دوستی، تفاخر به تمدن پرافتخار و باشکوه گذشته، آزادی و نیز مبارزه با ظلم و ستم حاکمان زورگو، با هدف ترسیم مضامین مشترک از چهرۀ رنج کشیده و مظلوم مردم و نیز دعوت به مبارزه و تسلیم نشدن در برابر استبداد، در اشعار دو شاعر مصری و ایرانی مورد کنکاش قرار گرفته­ است و مبنای پژوهش نیز بر اساس نظریۀ تیپولوژی جیرمونسکی در مکتب ادبیات تطبیقی سلافی« روسی» است. بررسی حاضر نشان می­دهد که هر دو شاعر تلاش کرده­اند تا مقاومت ملت خود و درد و رنج های آن ها را را بیان نمایند.

اسناد مشابه