مقاله

نمود نحوی روایت در مصیبت نامۀ عطار نیشابوری

چکیده

نگاه ساختارگرایی به متون ادبی، از منظرهای متعددی صورت پذیرفته است. یکی از این منظرها مطالعۀ روایی است. از میان ساختارگرایان روایت­شناس، تزوتان تودوروف یکی از کامل ترین الگوها را برای مطالعۀ متون روایی به دست می­دهد که شامل سه نمود معنایی، کلامی و نحوی است. این مقاله به بررسی نمود نحوی روایت در مصیبت­نامۀ عطار، از دیدگاه تودوروف می­پردازد. در این پژوهش، تنها روایت کلان مصیبت­نامه مطالعه شده است. حاصل پژوهش آنکه مصیبت نامه را می­توان در یک پی­رفت پایه و چهل ودو پی­رفت فرعی مطالعه کرد که از راه زنجیره­سازی به یکدیگر متصل و همگی در اپیزود سومِ (اپیزود گذارِ) پی­رفت پایه درونه­گیری شده­اند. زنجیره­سازی پی­رفت­ها، مراتب چهل­گانه را از نظر روایی در طول یکدیگر قرار داده و این سفر چهل­مرحله­ای را در دل تحول بزرگ سالک به صورت درونه­گیری قرار داده است.

اسناد مشابه