تاثیر متقابل عقد و شرط
چکیده
چکیده ندارد.
چکیده ندارد.
رابطۀ شرط با عقد و حدود تبعیت آن از عقد اصلی یکی از مباحث مهم شروط ضمن عقد است. از مادۀ 246 ق.م.ا. اینگونه استنباط میشود که شرط ضمن عقد از هر جهت تابع عقد بوده، درصورتی که عقد اصلی به سببی از اسباب قانونی یا ارادی منحل شود، شرط ضمن آن نیز زایل میگردد. در فقه اسلامی نیز ظاهراً
تحلیل رابطه شرط و عقد، از مباحث بنیادین برای استنباط احکام شرط است. برخی شرط را جزء واقعی عقد، برخی جزء لبّی عقد، گروهی قید عقد و بعضی عقد را ظرف شرط دانستهاند. فقیه امامی معاصر، آیتالله سیدابوالقاسم خویی (ره) معتقد است که شرط میتواند دو نوع رابطه با عقد داشته باشد: (1) تعلیق
در پژوهش حاضر، امکانسنجی فسخ شرط ضمن عقد علیرغم بقای عقد مورد مطالعه قرار گرفته است؛ پرسش اصلی جستار این است که چنانچه از ناحیه شرط ضرری متوجه یکی از طرفین باشد، آیا او میتواند شرط ضمن عقد را فسخ نموده و عقد را باقی گذارد؟ در این صورت، اثر فسخ شرط بر سرنوشت عقد چه خواهد بو
چکیده: مقالة حاضر ، تلاشی است در جهت بررسی و تبیین چگونگی تبعیت شرط ضمن عقد؛ به این معنا که شرط علیالاطلاق، باید از لزوم و جواز عقد تبعیت کند یا اینکه میتوان ماهیتی مستقل از عقد برای آن قائل شد. نگارنده برای بررسی تفصیلی بحث، ابتدائا شروط را به دو دسته کلی شروط دارای التزام مست
در این مقاله، تأثیر بطلان و انحلال عقد اصلی بر شرط ضمن آن، با تأکید بر فقه امامیه با مطالعه در حقوق ایران و حقوق تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از انجام پژوهش حاضر، تدارک قاعده برای شرط مستقل از عقد بود و با این سؤال روبهرو بودیم که آیا شرط در هر صورت در مرحله ایجاد و بقا
در خصوص تأثیر عقد بر شرط و تبعیت یا عدم تبعیت تعهد تبعی، دیدگاههای مختلفی وجود دارد. مشهور فقهای امامیه، قائل به تبعیت شرط از عقد از حیث لزوم و جواز هستند؛ بنابراین، شرط جایز ضمن عقد جایز، الزامآور نیست. در مقابل، برخی دیگر شرط را تا پایان حیات حقوقی قرارداد، لازمالوفا دانسته