مقایسه تأثیر آموزش مبتنی بر الگوی توانمندسازی و مبتنی بر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر دانش و کنترل متابولیکی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو
چکیده
مقدمه: آموزش در دیابت یک مسأله اساسی و مهم در دستیابی به کنترل گلیسمیک بهینه است و یکی از مؤثرترین عوامل در کیفیت آموزش انتخاب روش های مناسب آموزشی است. از طرف دیگر توجه به آموزش خانواده بیماران می تواند مدیریت و کنترل مطلوب را در آن ها تسهیل نماید. این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر آموزش بیمارمحور و خانواده محور (مبتنی بر الگوی توانمندسازی) بر دانش و کنترل متابولیکی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو صورت پذیرفت. روش: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی شاهددار در سال 1391 بود که طی آن 153 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 از طریق تخصیص تصادفی به سه گروه کنترل (a)، مداخله بیمارمحور (b) و مداخله خانواده محور (c) تقسیم شدند. قبل از شروع مداخله و سه ماه پس از آن، پرسشنامه سنجش دانش بیماری دیابت تکمیل و آزمایش hba1c به عنوان شاخص کنترل متابولیکی از بیماران اخذ گردید. مداخله به صورت آموزش مبتنی بر الگوی توانمندسازی برای بیماران گروه b و مبتنی بر الگوی توانمندسازی خانواده محور در گروه c به اجرا در آمد و گروه کنترل آموزش های روتین مرکز را دریافت نمودند. برای تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزار spss v.16 و آزمون های کای دو، تی زوجی و آنالیز واریانس یک طرفه استفاده شد. یافته ها: از نظر عوامل دموگرافیک هیچ گونه تفاوت معناداری در میان هر سه گروه قبل از مداخله مشاهده نگردید (05/0p>). بین نمره دانش و میزان hba1c نیز قبل از مداخله تفاوت معنادار وجود نداشت (05/0p>) اما بین این دو متغیر بعد از مداخله اختلاف معنادار مشاهده شد (001/0p<). بین میزان دانش و hba1c گروه های b و c با گروه کنترل تفاوت معنادار مشاهده گردید (05/0p<). هرچند بین گروه b و c تفاوت معنادار مشاهده نشد اما بررسی ضریب تغییرات نشان دهنده کاهش hba1c بیشتر در گروه مداخله خانواده محور نسبت به گروه بیمارمحور بود. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاکی از اثرات مثبت اجرای آموزش مبتنی بر الگوی توانمندسازی به دو صورت بیمارمحور و خانواده محور داشت. با توجه به نقش مهم خانواده در مدیریت و کنترل بیماری های مزمن از جمله بیماری دیابت، در نظر گرفتن نقش خانواده در آموزش با استفاده از این الگوی آموزشی جهت دستیابی به کنترل متابولیکی مطلوب توصیه می شود.