مقایسه تأثیر دو روش آموزش بیمارمحور و خانواده محور (مبتنی بر الگوی توانمندسازی) بر شاخص های آزمایشگاهی بیماران دیابتی نوع دو
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش بسیار مهم خانواده بیماران مبتلا به دیابت در مدیریت وکنترل مطلوب بیماری، مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر دو روش آموزش بیمارمحور و خانواده محور (مبتنی بر الگوی توانمندسازی) بر شاخص های آزمایشگاهی بیماران دیابتی نوع دو صورت پذیرفت. روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی و کاربردی بود که طی آن 147 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 از طریق تخصیص تصادفی ساده به سه گروه کنترل (a)، مداخله بیمارمحور (b) و مداخله خانواده محور (c) تقسیم شدند. قبل از شروع مداخله و سه ماه پس از آن، آزمایش قند خون ناشتا و غیرناشتا، کلسترول، تری گلیسرید، لیپوپروتئین با چگالی بالا و پایین بعنوان شاخص های آزمایشگاهی از بیماران اخذ گردید. مداخله به صورت آموزش بیمارمحور در گروهb و به صورت خانواده محور در گروه c به اجرا در آمد و گروه کنترل آموزشهای روتین مرکز را دریافت نمودند. برای تجزیه تحلیل داده ها از نرم افزار آماری spss v.19 و آزمونهای کای دو و آنووآ استفاده شد. یافته ها: تفاوت معناداری در متغیرهای دموگرافیک و شاخص های آزمایشگاهی در میان هر سه گروه قبل از مداخله مشاهده نشد (05/0p>) اما بین تمامی این شاخص ها بعد از مداخله اختلاف معنی دار وجود داشت (001/0p<). بین میزان تمامی شاخص های مذکور در دو گروه b و c با گروه کنترل نیز تفاوت معنی دار بود (05/0p<). هرچند بین دو گروه b و c تفاوت معنی دار در هیچکدام از شاخص ها مشاهده نشد اما بررسی ضریب تغییرات نشان دهنده کاهش این شاخص ها به میزان بیشتر بعد از مداخله، در گروه c نسبت به گروه b بود. نتیجه گیری: با توجه به اختلاف قابل توجه در نتایج روش سنتی با رویکردهای توانمندسازی و همچنین نقش مهم خانواده در مدیریت و کنترل بیماری دیابت، استفاده از این الگوی آموزشی با در نظر گرفتن خانواده جهت دستیابی به کنترل مطلوب بیماری توصیه می شود.