بررسی تراکم ماست سل در کارسینوم سلول سنگ فرشی و مخاط دیسپلاستیک حنجره
چکیده
مقدمه و هدف: نقش ماست سل ها در روند کارسینوژنز بسیاری از انواع بدخیمی ها ثابت شده است ولی تاکنون مطالعه ای که به بررسی نقش این سلول در پاتوژنز پیشرفت ضایعات دیسپلاستیک حنجره به سمت کارسینوم مهاجم بپردازد، وجودنداشته است؛ لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش ماست-سل، به مقایسه تراکم ماست سل میان اسکواموس سل کارسینوما و مخاط دیسپلاستیک حنجره اقدام کرده-است. مواد و روش ها: تعداد 20 بلوک پارافینه از اسکواموس سل کارسینوما، 18 مورد مخاط دیسپلاستیک و 18 مـورد مخاط نرمـال حنجره انتخاب و با اسـتفاده از تولوئیدین بلو رنگ آمیزی شدند؛ پس از شمارش ماست سل ها در واحد سطح توسط دو مشاهده گر، میانگین تعداد ماست سل ها در واحد سطح برای هر گروه تعیین و با استفاده از آزمون آماری anova برای شمارش مطلق و آزمون آماری kruskal-wallis برای شمارش رتبه ای مقایسه شدند. نتایج: در شمارش مطلق، میانگین تعداد ماست سل ها در واحد سطح در scc33/9±11، در مخاط دیسپلاستیک11/10±67/10و در مخاط نرمال 68/4±8 بود که تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد (493/0p=)؛ در شمارش ماست سل ها به روش رتبه ای نیز، تفاوت آماری معنی داری میان سه گروه مورد بررسی مشاهده نشد (132/0p=). نتیجه گیری: طبق نتایج حاصل از این مطالعه، مشارکت ماست سل ها در روند کارسینوژنز در ضایعات پیش بدخیم و تومور پیشرفته، چندان تفاوت نداشته؛ به عبارت دیگر، ماست سل ها فعالیت کارسینوژنز خود را از همان ابتدای پیش بدخیمی آغازمی کنند.