ارتباط متغیرهای جمعیت شناختی با انگیزش و فرسودگی شغلی اعضای هیأت علمی دانشگاه
چکیده
مقدمه: لزوم توجه به جایگاه و نقش اعضای هیأت علمی در زمینه انجام پژوهش ها از اهمیتی بسیار برخوردار می باشد. هدف پژوهش حاضر تعیین ارتباط متغیرهای جمعیت شناختی با انگیزش و فرسودگی شغلی اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله(عج) بود. روش: پژوهشاز نوع توصیفی – همبستگی بوده و جامعه آماری پژوهش را اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله (عج) در سال 91-1390 تشکیل داده که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار های پژوهش، پرسشنامه انگیزش شغلی محقق ساخته بر اساس نظریه دوعاملی انگیزش- بهداشت هرزبرگ با اعتبار 82/0و پرسشنامه فرسودگی شغلی گلدارد با آلفای کرونباخ 88/0 بود. داده ها با استفاده از نرم افزار spss15 و با آزمون خی دو مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. یافته ها: تفاوت میزان انگیزش شغلی آزمودنی های برحسب سن، جنس و سابقه کار از نظر آماری معنادار نیست. ولی برحسب نوع عضویت و نوع فعالیت از نظر آماری معنادار است. همچنین؛ تفاوت میزان فرسودگی شغلی آزمودنی های برحسب سن، نوع عضویت و نوع فعالیت از نظر آماری معنادار نیست ولی بر حسب جنس و سابقه کار از نظر آماری معنادار است. نتیجه گیری: با توجه به این که انگیزش شغلی هیأت علمی رسمی بیشتر از هیأت علمی آزمایشی و غیر هیأت علمی بوده است، بنابراین یکی از عوامل مهم افزایش انگیزش پژوهشی پژوهشگران غیر هیأت علمی، دادن امتیازهای پژوهشی به آنان است. با توجه به این که انگیزش شغلی پژوهشگران با فعالیت آموزشی- پژوهشی بیشتر از پژوهشگران با فعالیت آموزشی- پژوهشی- درمانی بود، بنابراین بهتر است درپژوهشگاه از پژوهشگران با فعالیت آموزشی- پژوهشی بیشتر استفاده شود. همچنین فرسودگی شغلی پژوهشگران زن بیشتر از پژوهشگران مرد بود،بنابراین بنظر می رسد شرایط پژوهشی حاکم بر پژوهشگاه مانند موضوعات خاص نظامی و یا محدودیت حضور پژوهشگران زن درپادگان های نظامی، بهتر است از پژوهشگران زن در پژوهش هایی استفاده شود که محدودیت های ذکر شده را نداشته باشند.