رابطه ساختاری بین صفات شخصیت، باورهای خودکارآمدی و بهزیستی ذهنی در کارمندان دانشگاه
چکیده
مقدمه: بهزیستی ذهنی به عنوان یکی از شاخص های کیفیت زندگی، نقش اساسی در کسب موفقیت و افزایش رفتارهای مطلوب دارد، بنابراین مطالعه آن در جوامع مختلف از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف مطالعه رابطه ساختاری بین صفات شخصیت، باورهای خودکارآمدی و بهزیستی ذهنی انجام شده است. روش: این پژوهش به روش همبستگی و با نمونه ای به حجم 479 نفر از کارمندان دانشگاه که با روش نمونه برداری خوشه ای انتخاب شده بودند، انجام شده است. این پژوهش برای سنجش متغیرها از پرسشنامه های پنج بزرگ ایرانی(گردون)، باورهای خودکارآمدی و بهزیستی ذهنی بزرگسالان و برای تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده نموده است. یافته ها: تحلیل ها نشان داد صفات شخصیت و باورهای خودکارآمدی 46% از واریانس بهزیستی ذهنی را تبیین می کند. ضرایب مسیر کل (مجموع ضرایب مسیر مستقیم و غیرمستقیم) سه عامل روان رنجورخویی/ثبات هیجانی، برون گرایی/شادخویی و وجدان/ فرونتی و بهزیستی ذهنی در سطح 01/0 معنادار و خودکارآمدی به صورت معناداری رابطه بین آن صفات و بهزیستی-ذهنی را میانجیگری می کند. نتیجه گیری: با توجه به معناداری نقش میانجیگر باورهای خودکارآمدی در رابطه بین صفات شخصیت و بهزیستی ذهنی می-توان با آموزش مهارت های شناختی به افراد تاثیر مثبت صفت برون گرایی بر بهزیستی را افزایش و تاثیر منفی روان رنجورخویی بر آن را کاهش داد.