اثر زمان نشاکاری بر انتقال مجدد ماده خشک، کربوهیدرات های محلول و عملکرد دانه ارقام برنج (oryza sativa l.)
چکیده
به منظور ارزیابی اثر زمان نشاکاری بر انتقال مجدد و عملکرد دانه ارقام برنج، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال های 1392 و 1393 در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه گیلان انجام گرفت. کرت های اصلی شامل شش رقم برنج (هاشمی، سنگ جو، علی کاظمی، درفک، خزر و گوهر) و کرت های فرعی شامل سه زمان نشاکاری (15 اردیبهشت، 30 اردیبهشت و 15 خرداد) بودند. نتایج نشان داد که با تاخیر در زمان نشاکاری، میزان انتقال مجدد ماده خشک از اندام هوایی به دانه ها بطور معنی داری افزایش یافت. رقم گوهر با 1/139 گرم در مترمربع بیشترین میزان انتقال مجدد ماده خشک از اندام هوایی را به خود اختصاص داد و ارقام هاشمی، سنگ جو و علی کاظمی از کمترین میزان انتقال مجدد ماده خشک برخوردار بودند. نتایج حاکی از آن بود که عملکرد دانه از ارتباط مثبت و معنی داری با دما و تابش تجمعی برخوردار بود و بیشترین دمای تجمعی دریافتی (3/1422 و 8/345 درجه سانتی گراد) به ترتیب درکل دوره رشد و دوره پر شدن دانه، در زمان نشاکاری اول ثبت شد. نتایج این تحقیق نشان داد که کسر فتوترمال بعنوان یک شاخص ترکیبی از دما و تابش، بطور مناسبی می تواند در توجیه تغییرات عملکرد دانه ارقام برنج استفاده شود و انتخاب زمان نشاکاری مناسب به منظور قرارگرفتن ارقام برنج در شرایط دما و تابش مناسب می تواند به دریافت کسر فتوترمال تجمعی بیشتر (تا 4/137 مگاژول بر مترمربع در درجه سانتی گراد) و عملکرد دانه بالاتر (تا 8/3916 کیلوگرم در هکتار) منجر شود. در این پژوهش، زمان نشاکاری 15 اردیبهشت به علت فراهم شدن شرایط دمایی و تابش مناسب در دوره رویشی و زایشی ارقام برنج و تاثیر مطلوب آن بر عملکرد و اجزای عملکرد برتر از سایر زمان های نشاکاری بود.