اثر مداخله های تغذیه ای بر شیوع سندرم متابولیک و عوامل خطرساز بیماری های قلبی ـ عروقی در ساکنان منطقه ی ۱۳ تهران: طرح قند و لیپید تهران
چکیده
مقدمه: مداخله برای بهبود الگوی تغذیه و افزایش فعالیت فیزیکی در اولویت برنامه های پیشگیری و کنترل منسجم بیماری های قلبی ـ عروقی در بسیاری از کشور ها می باشد. مطالعه ی حاضر با هدف تعیین اثر مداخله های تغذیه ای بر شیوع سندرم متابولیک و عوامل خطرساز در ساکنان منطقه ی 13 تهران انجام شد. مواد و روش ها: 1474 نفر از ساکنان تحت پوشش3 مرکز بهداشتی ـ درمانی که در مرحله ی اول مطالعه قند و لیپید تهران به صورت تصادفی انتخاب و مورد ارزیابی تغذیه ای قرار گرفتند. در مرحله ی دوم این طرح، ساکنان تحت پوشش یکی از مراکز بهداشتی به عنوان گروه مداخله، و ساکنان تحت پوشش دو مرکز بهداشتی دیگر به عنوان گروه شاهد انتخاب و مداخله های تغذیه ای در سه سطح مراکز بهداشتی ـ درمانی، مدارس و اماکن عمومی در منطقه ی مداخله آغاز شد. بعد از مداخله مجدداً تعدادی از افراد در هر دو منطقه ی مداخله و شاهد به صورت تصادفی انتخاب و مورد ارزیابی تغذیه ای قرار گرفتند. فاصله بین دو مرحله گرداوری اطلاعات به طور متوسط 8/3 سال بود. 316 فرد بالای 20 سال (183 نفر در گروه شاهد) و (133 نفر در گروه مداخله) وارد مطالعه شدند. میانگین دریافت انرژی و درشت مغذی ها در دو مرحله و در هر دو گروه محاسبه و تفاوت میانگین ها در داخل هر گروه با آزمون تی زوجی و بین دو گروه با آنالیز کوواریانس مقایسه شد. تفاوت توزیع افراد از نظر عوامل خطرساز بیماری های قلبی ـ عروقی و سندرم متابولیک بین دو گروه، با استفاده از آزمون مجذور کای بررسی شد و برای تعدیل اثر متغیرهای پایه از آزمون منتل هنزل استفاده شد. آزمون معنی دار بودن تغییر وضعیت عوامل خطرساز بیماری های قلبی ـ عروقی در داخل هرگروه با آزمون مک نمار انجام شد. یافته ها: میانگین انرژی، کربوهیدرات و چربی دریافتی روزانه در هر دو گروه کاهش معنی دار و میانگین کلسترول دریافتی و درصد پروتئین از کل کالری دریافتی در هر دو گروه افزایش معنی دار است. میانگین پروتئین دریافتی روزانه در گروه شاهد افزایش معنی دار و درصد چربی از انرژی در گروه شاهد کاهش معنی دار یافت. شیوع ldl-c بالا نیز در گروه مداخله کاهش معنی داری نسبت به گروه شاهد یافت )05/0 (p<. در گروه شاهد 45 درصد از افرادی که از نظر hdl-c طبیعی بودند، در مرحله ی دوم غیرطبیعی شده و 16 درصد از افرادی که از نظر hdl-c غیر طبیعی بودند، در مرحله ی دوم وضعیت طبیعی یافتند)01/0 (p<. هم چنین در این گروه 21 درصد از افرادی که چاقی شکمی نداشتند در مرحله ی دوم به این نوع چاقی مبتلا شدند و 12 درصد از افراد مبتلا به چاقی شکمی بهبود یافتند )01/0 (p<. درگروه مداخله 2 درصد از افرادی که هیپرکلسترولمی نداشتند، بعد از مداخله به هیپرکلسترولمی مبتلا شدند و 62 درصد از افراد دچار کلسترول بالا، پس از مداخله بهبود یافتند)01/0 (p<. هم چنین 3 درصد از افرادی که از نظر ldl-c طبیعی بودند، در مرحله ی دوم غیرطبیعی گشتند و 65 درصد از افرادی که قبل از مداخله ldl-c غیر طبیعی داشتند، پس از مداخله وضعیت طبیعی یافتند )01/0 (p<. نتیجه گیری: برنامه ی مداخله ی تغذیه که در منطقه ی مورد بررسی انجام شد در کاهش شیوع تعدادی از عوامل خطرساز بیماری های قلبی ـ عروقی و نیز کاهش ابتلا و افزایش بهبود تعدادی از عوامل خطرساز مؤثر بوده است.