استفاده از زنجیره مارکوف، mola و فیلتر همسایگی به منظور توسعه و افزایش کارآیی رگرسیون منطقی در پیش بینی تغییرات چندگانه کاربری اراضی؛ مطالعه موردی: شهر تهران
چکیده
برای پیش بینی دقیق تر آینده شهر باید مدل سازی برای تمام کاربری های موجود در شهر انجام گیرد. روش رگرسیون منطقی تنها قادر به مدل سازی توسعه شهر به صورت دو متغیره (شهری و غیرشهری) است. هم چنین این روش در مرحله تخصیص مکانی، تأثیر پارامتر همسایگی را در نظر نمیگیرد. با توجه به این موضوع، هدف اصلی این مقاله ارائه روشی جهت مدلسازی چندگانه تغییرات کاربری اراضی و اعمال پارامتر همسایگی در مرحله تخصیص مکانی است تا بدین ترتیب دقت مدلسازی افزایش یابد. در روش پیشنهادی، ابتدا مدل سازی با استفاده از رگرسیون منطقی برای هر کاربری به صورت مجزا انجام گرفت. در این تحقیق، نتایج حاصل از رگرسیون منطقی به عنوان نقشه شایستگی برای تخصیص مکانی، با استفاده از روشهای زنجیره مارکوف و ترکیبی همسایگی و تخصیص چندهدفه زمین (mola) با هم ترکیب شدند و نقشه کاربری اراضی سال هدف تهیه شد. بنابراین در این تحقیق با استفاده از نقشه کاربری اراضی سال های 2002 و 2008 و با تأثیر پارامتر همسایگی، نقشه کاربری اراضی سال 2014 پیشبینی گردید و با مقایسه آن با نقشه مرجع سال 2014 دقت مدل سازی به دست آمد. نقشه های مرجع کاربری اراضی با طبقهبندی تصاویر ماهواره لندست در سالهای 2002، 2008 و 2014 با روش ماشین بردار پشتیبان به دست آمدند. این روش در چهار حالت مختلف اجرا شد. در سه حالت، تأثیر همسایگی با کرنلهای 3×3، 5×5 و 7×7 مورد بررسی قرار گرفت و در حالت آخر پیشبینی بدون در نظر گرفتن همسایگی انجام شد. سپس دقت چهار حالت با استفاده از نقشه مرجع سال 2014 با یکدیگر مقایسه شد. دقت روش با استفاده از معیارهای دقت کلی، شاخص کاپا و کاپای مکانی در بهترین حالت به ترتیب 26/84 درصد، 35/76 درصد و 3/79 درصد به دست آمد. سپس، دقت مدلسازی هر کاربری نیز به صورت جداگانه با استفاده از روش roc ارزیابی شد که نتایج نشان از توانایی بالای روش پیشنهادی داشت. درنهایت نقشه کاربری اراضی سال 2020 در دو سناریو مختلف پیشبینی شد.