بررسی مهارت های تفکر انتقادی در دانشجویان رشته های توانبخشی، دانشگاه علوم بهزیستی وتوانبخشی در سال تحصیلی ۹۲-۱۳۹۱
چکیده
امروزه اکثر صاحبنظران براین عقیده اند که تفکر انتقادی زمینه ایجاد مهارت فهم و ارزیابی دانش جدید را برای فراگیران فراهم می کند، و برای تصمیمگیری های کاری، مدیریت، قضاوت بالینی، موفقیت حرفهای و مشارکت اثربخش فرد در فعالیت های جامعه، حیاتی است. با عنایت به کاربردی بودن عملکرد فارغالتحصیلان رشتههای توانبخشی، این مطالعه با بررسی مهارتهای تفکر انتقادی در دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی انجام میشود. روش این پژوهش از نوع همبستگی، در دانشجویان دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشیکه با روش نمونهگیری تصادفی چند مرحله ای 221 نفر وارد مطالعه شدند، آزمون مهارت های تفکر انتقادی اجرا شد. در تحلیل دادهها از شاخصهای توصیفی، آزمون تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد. یافتههای تحلیل واریانس یکطرفه نشان دادکه بین میانگین نمره دانشجویان رشته های مورد بررسی از لحاظ نمره کل مهارت های تفکر انتقادی و هر یک از خرده مقیاس های آن تفاوت آماری معنیداری وجود ندارد. بین نمره کل تفکر انتقادی دانشجویان سه مقطع تحصیلی مختلف تفاوت آماری معنیداری به دست آمد. بین مهارتهای تفکر انتقادی دانشجویان (و خرده مقیاس های آن)؛ با هر یک از متغیرهای سن، جنسیت و محل سکونت رابطه معنیداری به دست نیامد. در حالی که بین سطح تحصیلات و وضعیت تأهل با مهارتهای تفکر انتقادی رابطه معنیداری وجود داشت. نتایج حاکی از آن است که نمره کل مهارت های تفکر انتقادی دانشجویان در سطح متوسط تا خوب و از لحاظ خرده مقیاس های آن در سطح متوسط به پایین قرار دارند، به عبارتی دیگر، دانشجویان ازلحاظ تفکر انتقادی در وضعیت مطلوبی قرار ندارند، بنابراین بازنگری مطلوب برنامههای درسی و برگزاری کارگاههای مرتبط با آموزش تفکر انتقادی برای دانشجویان در حل این چالش می تواند، پیشنهادی مؤثر باشد.