رابطه هدف گرایی و راهبردهای خودتنظیمی انگیزشی درمیان دانش آموزان تیزهوش
چکیده
هدف: از پژوهش حاضر، بررسی رابطه هدف گرائی و راهبردهای خودتنظیمی انگیزشی در میان دانشآموزان تیزهوش مقطع دبیرستان بود. روش: بدین منظور 609 دانشآموز سال اول دبیرستان (359 دختر و 250 پسر) براساس نتایج حاصل از آزمون هوشی اوتیس، از مدارس پرورش استعدادهای درخشان، مدارس نمونه و مدارس عادی دولتی انتخاب و به عنوان آزمودنی، در این پژوهش، شرکت کردند. ابعاد هدف گرایی از طریق مقیاس هدف گرایی در درس ریاضی و راهبردهای خودتنظیمی انگیزشی به وسیله مقیاس خودتنظیمی انگیزشی مورد سنجش قرار گرفت. روایی هر یک از این ابزارها، از طریق تحلیل عاملی احراز شد. یافته ها: تحلیلهای رگرسیونی چندمتغیره نشان داد که تسلط گرایی، استفاده از انواع راهبردهای خودتنظیمی انگیزشی را پیش بینی می کند. بررسی الگوی این رابطه، نشان از آن دارد که تسلط گرایی، بیشتر با فزونی به کارگیری راهبردهای خودتنظیمی انگیزشی همراه است. عملکردگرایی نیز به جز ارتقای علاقه سایر راهبرهای خودتنظیمی انگیزشی را پیش بینی می کرد. اما عملکردگریزی پیش بینی کننده هیچ یک از راهبردهای فوق نبود. نتیجه گیری: این یافته ها در پرتو نتایج حاصل از مطالعات پیشین و نظریه های خودتنظیمی مورد بحث قرار گرفت و کاربردهای آن در تعلیم و تربیت تیزهوشان ارائه شد.