تأملی در نقد «ذهبی» از مجمع البیان
چکیده
نگاهی گذرا به نقدهای محمّد حسین ذهبی مؤلّف «التفسیر و المفسّرون» بر مجمع البیان طبرسی است. نگارنده پس از شرح حال اجمالی از طبرسی و تفسیر مجمع البیان به نقدهای محمد حسین ذهبی از این تفسیر می پردازد و در آغاز بر این نکته تأکید می ورزد که ذهبی بیش از آنکه به نقد تفسیر مجمع البیان بپردازد به مذهب مفسّر توجه نشان داده است، چنان تلقی از نقد ذهبی، نگارنده مقاله را به بررسی دیدگاه و مبانی فکری ذهبی واداشته است. او ذهبی را سنت گرای سلفی معرفی می کند که به تفسیر از زاویه دید ابن تیمیه می نگرد و در بررسی فرق و مذاهب، از دیدگاه بغدادی، ابوالمظفر اسفراینی و موسی جاراللَّه الهام می گیرد. به نظر نویسنده، ذهبی در بررسی مذهب شیعه تمامی فرقه های شیعه را در هم آمیخته و کاستی های برخی از فرق شیعی را به همه نسبت داده است. چنان که در ارزیابی تفاسیر شیعی منابع استدلال برخی تفاسیر شیعی را اوهام و خرافات معرفی می کند. در بررسی تفسیر مجمع البیان از یک سو ذهبی تحت تأثیر دانش و توان تفسیری شیخ قرار می گیرد که ناگزیر از اعتراف می شود و از سوی دیگر نگاه منفی او به مذهب شیعی وی را بر آن واداشته است که زبان سرزنش در پیش گیرد بی آنکه برهان و استدلالی او را یاری دهد. عمده ترین اشکالات ذهبی بر مجمع البیان به مسایل کلامی، فقهی، اصولی، اعتقادی، تفسیر عرفانی و روایات برمی گردد. و مهم ترین اشکال ذهبی، گزینشی برخورد کردن با اندیشه ها و افکار و عقاید و ادیان و نیز در آمیختن احکام یا مسائل و موضوعات با مصادیق است.