ناخودآگاه روحی و خلأ وجودی از دیدگاه قرآن و روان شناسی جدید
چکیده
تأثیر روان شناسی جدید بر تفسیر آیات قرآن و تفسیر فطرت خداپرستی مورد بحث قرار گرفته است. تفسیر قرآن با نگاه و بهره گیری از داده های روان شناسی بسیار نقش آفرین است. این نوشتار ناخودآگاه روحی در نظریه ویکتور فرانکل را به بحث و بررسی می گیرد. فرانکل دو ناخودآگاه روحی و روانی برای انسان برمی شمارد. ناخودآگاه با نبود سرکوب به سطح آگاه ارتقا می یابد و سرکوب آن چه در سطح آگاه قرار دارد به ناخودآگاه رانده می شود. بنابراین ناخودآگاه دو نوع سرکوب دارد. فرانکل ناخودآگاه روحی را دربرگیرنده موضوعات مذهبی می داند. این نظریه فرانکل با نظریه قرآنی فطری بودن اعتقاد به خدا و دین بسیار همخوانی دارد. آنانی که حس دینداری خویش یا دیگران را سرکوب نمی کنند این حس ایشان از خودآگاه به ناخودآگاه رانده نمی شود اما آنانی که حس دینداری را سرکوب می کنند به روان رنجوری مبتلا می شوند و حس دینداری ایشان به ناخوآگاه می رود. در آیات قرآن نیز خدافراموشی، خودفراموشی می آورد و خودفراموشی یکی از بیماری های روانی است؛ چنان که براساس آیات، فراموشی آیات الهی، زندگی را سخت و دشوار می سازد. فرانکل معتقد است درمان این روان رنجوری به برداشتن ابزار سرکوب است. باید سرکوب را برداشت تا دوباره دینداری از ناخودآگاه به خودآگاه برگردد. خدا نیز برای کشاندن خداباوری از ناخودآگاه به خودآگاه از مشرکان به گونه ای پرسش می کرد که ناگزیر از اعتراف به وجود خدا و خالقیت او گردند؛ چنان که پیامبران نیز با هدف کشاندن خداباوری از ناخودآگاه به خودآگاه مبعوث شدند.