اثر عوامل فیزیوگرافی و انسانی بر تاج پوشش و تنوع گونه های چوبی در جنگل های زاگرس (مطالعه موردی: جنگل های حفاظت شده قلاجه استان کرمانشاه)
چکیده
به منظور بررسی ارتباط بین تاج پوشش و تنوع گونه های چوبی با عوامل فیزیوگرافی (ارتفاع از سطح دریا، جهات جغرافیایی و شیب دامنه) و عوامل انسانی (جاده و مناطق روستایی) در جنگلهای زاگرس، منطقه ای به مساحت 2110 هکتار از جنگلهای حفاظت شده قلاجه استان کرمانشاه انتخاب و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بدین منظور تعداد 114 قطعه نمونه 60×60 متر به روش منظم- تصادفی(سیستماتیک) در شبکه ای به ابعاد 200×450 متر پیاده و موقعیت آنها با استفاده از دستگاه gps ثبت و مشخصه های گونه و قطر تاج در دو جهت شمالی- جنوبی و غربی- شرقی برداشت شد. میزان تاج پوشش گونه های چوبی از طریق محاسبه سطح تاج گونه ها در سطح قطعه نمونه بدست آمد. شاخص های تنوع گونه ای شانون- وینر و سیمپسون، شاخص غنای مارگالف و همچنین شاخص های یکنواختی اسمیت- ویلسون و سیمپسون در هر قطعه نمونه محاسبه شد و به تفکیک برای طبقات مختلف ارتفاع از سطح دریا، شیب و جهات جغرافیایی جدا شد. برای آزمون معنی دار بودن اختلاف بین میانگین شاخص ها در عوامل مختلف از آزمون دانکن استفاده گردید. همچنین ارتباط این شاخص ها و تراکم تاج پوشش با متغیر فاصله از جاده و مناطق مسکونی بررسی شد. نتایج نشان داد که ارتباط معنی داری بین مناطق مسکونی و فاصله از جاده با میزان تاج پوشش و تنوع گونه ای وجود ندارد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که عوامل فیزیوگرافی با میزان تنوع ارتباط معنی داری دارند، به طوری که با افزایش ارتفاع از سطح دریا، میزان غنا و تنوع گونه ای افزایش می یابد. همچنین در شیب 25 تا60 درصد و دامنه های شمالی، بیشترین میزان تاج پوشش و تنوع گونه ای وجود داشت.