مفهوم نبی و جایگاه آن در فلسفه سیاسی ابن سینا
چکیده
این نوشتار، با توجه به نظریههای شیخ الرئیس در مواضع مختلف از هستی شناسی و تأثیرات فکری و نظام کیهانی، انسان شناسی و نظریات بدیعی، هم چون فیض و عنایت، به چگونگی به کمال رسانیدن مفهوم نبوت در اندیشه سیاسی ابن سینا پرداخته است. بدون شک در خط سیر فلسفه اسلامی که از همراهی حکمت و شریعت در آرای فارابی آغاز می شود و به سوی برتری شریعت پیش می رود، ابن سینا به منزلۀ فیلسوفی بزرگ پس از فارابی اهمیت بسزایی دارد و بیان کردن چگونگی بروز این برتری و این شریعت، امری ضروری است. برتری شریعت با بیان برتری معرفت وحیانی بر معرفت عقلانی ظاهر می شود که در دل مبحث نبوت مطرح شده است. فلسفۀ سیاسی ابن سینا، در صدد اثبات مفهوم نبوت نیست؛ چرا که نبوت، امری پیشینی و ضروری است که مدینه انسانی بعد از آن پدید خواهد آمد. در این منظومۀ فکری منسجم، تمامی نظریات فلسفه اسلامی و سینایی در خدمت مفهوم نبوت مطرح می شود، و در صدد ساختن مسیری غیر نقلی و عقلانی در توضیح جایگاه یابی سیاسی نبوت در دوره بحران خلافت اسلامی است.