مقاله

ارزیابی مهارت های تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی اصفهان در طی دو نیمسال تحصیلی متوالی: تفکر انتقادی حلقه مفقوده برنامه های درسی

چکیده

مقدمه: تفکر انتقادی یک صلاحیت محوری و لازم برای دانشجویان در کلیه رشته های دانشگاهی است که به طور عمده از طریق برنامه های درسی قابل بهبود است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مهارت های تفکر انتقادی دانشجویان دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی اصفهان در طی دو نیمسال تحصیلی متوالی در سال 89 طراحی گردید. روش ها: در یک مطالعه توصیفی- طولی مهارت های تفکر انتقادی 250 نفر از دانشجویان دانشگاه های اصفهان و علوم پزشکی اصفهان در دو مرحله (دو نیمسال تحصیلی متوالی) ارزیابی شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه محقق ساخته و آزمون استاندارد مهارت های تفکر انتقادی کالیفرنیا (فرم ب) بود. نتایج: میانگین نمرات دانشجویان در دو دانشگاه در آزمون مرحله اول 22/2±48/7 و در مرحله دوم00/2±94/5 بود و کاهش معناداری را نشان می دهد (000/0p=). هر چند نمرات تفکر انتقادی دانشجویان دو دانشگاه تفاوت معناداری نداشت، اما در هر دو دانشگاه نمرات مرحله دوم کاهش معناداری نسبت به مرحله اول داشت (000/0p=). همچنین، یافته ها نشان می دهد نمرات دانشجویان در آزمون مرحله دوم در حیطه های استنباط، استدلال قیاسی و کل آزمون کاهش معناداری یافته و صرفاً در حیطه ارزشیابی نسبت به آزمون مرحله اول افزایش دیده می شود (000/0p=). نتیجه گیری: یافته ها حاکی از این امر است که توجه به تفکر انتقادی به عنوان یک چالش جدی در آموزش عالی است و دانشجویان در وضعیت مطلوبی از تفکر انتقادی قرار ندارند تا آن جا که با بالا رفتن سنوات تحصیلی دانشجویان، مهارت های تفکر انتقادی افزایش نمی یابد. بنابراین، بازنگری مطلوب برنامه های درسی برای حل این معضل می تواند پیشنهادی مؤثر باشد.

اسناد مشابه