بررسی رابطه خودکار آمدی و ذهن آگاهی با نشخوار فکری دربین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شاهرود
چکیده
سابقه و هدف: خودکارآمدی به عنوان باور به توانمندی خود و ذهن آگاهی به عنوان حضور ذهن وبودن در اکنون به صورت هدفمند و خالی از قضاوت نقش مهمی برافسردگی و البته نشخوارفکری افراد دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه خودکارآمدی و ذهن آگاهی با نشخوارفکری است. روش بررسی: در این پژوهش توصیفی، 380 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی شاهرود به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه خودکارآمدی شرر (1982)، سیاهه نشخوار فکری (1386) و مهارت های ذهن آگاهی کنتاکی (2004) بود. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار spss وآزمون ضریب همبستگی پیرسون وآزمون t دوگروه مستقل و رگرسیون خطی برای پیش بینی تحلیل شدند. یافته ها: بین خودکارآمدی ونشخوار فکری و همچنین بین ذهن آگاهی و نشخوار فکری رابطه معنی دار منفی وجود داشت، یعنی با افزایش خودکارآمدی به میزان 23/0 و با افزایش ذهن آگاهی به میزان 21/0 از نشخوار فکری کاسته می شد؛ ولی بین خودکارآمدی و ذهن آگاهی به میزان 56/0 رابطه معنی دار مثبت وجود داشت، یعنی با افزایش یکی دیگری نیز افزایش می یافت. بین خودکارآمدی زنان و مردان دانشجو تفاوت معنی دار وجود داشت، ولی بین ذهن آگاهی و نشخوارفکری آنان تفاوت معنی دار وجود نداشت. تحت تاثیر خودکارآمدی نیز متغیر ذهن آگاهی از رگرسیون خارج شد. در ضمن، خودکارآمدی تاثیر معکوسی بر نشخوار فکری داشت و تقریبا 08/0 از واریانس نشخوار فکری را تبیین می کرد. نتیجه گیری: با افزایش خودکارآمدی و ذهن آگاهی از طریق زندگی هدفمند و درک اکنون بدون قضاوت و باور من می توانم، از نشخوار فکری که ریشه بسیاری از مسایل و مشکلات روانشناختی از جمله افسردگی و احساس ناتوانی است پیشگیری می شود.