بررسی و تحلیل عوامل بازدارنده اشتغال زنان روستایی در شهرستان کاشمر
چکیده
زنان از نظر اشتغال در مقام مقایسه با مردان، در یک حالت نا متعادل هستند. این امر از عوامل و موانع زیادی ناشی میشود. گستردگی دامنه موانع اشتغال زنان نشان میدهد که جز با برنامه ریزی یکپارچه و اصولی و تلاش گسترده در سطح ملی، نمیتوان به بهبود وضعیت اشتغال زنان خوش بین بود. بدین ترتیب، در این پژوهش در پی شناخت موانع فراروی اشتغال زنان روستایی در دهستان بالاولایت شهرستان کاشمر هستیم. اینپژوهش به لحاظ روش از نوع توصیفی تحلیلی بوده و داده ها به روش میدانی با استفاده از پرسش نامه گردآوری شدهاند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل عاملی و آزمون فریدمن (spss)، استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را تمامی زنان روستایی در سن فعالیت دهستان بالاولایت شهرستان کاشمر( 10194 نفر) تشکیل میدهند که از این جامعه تعداد 370 نفر از روش فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه تعیین شدند.براساس نتایج تحلیل عاملی، 8 عامل نهایی تبیین شدند، که در مجموع توانستهاند 314/60 درصد از واریانس تمامی متغیرهای پژوهش را تبیین کنند. عامل سیاستگذاری بیش ترین واریانس (189/9) و عامل روان شناختی کمترین واریانس را دارا میباشند. هم چنین، از بین موانع مؤثر بر اشتغال زنان روستایی بعد فرهنگی با میانگین 24/4 بیش ترین تاثیرگذاری را داشته و شاخصهای «نداشتن پشتوانه مالی و پس انداز کافی»، «پایین بودن سطح سواد زنان روستایی» و «وظایف زیاد زنان در خانه» با میانگین 26/19، 04/18 و 24/17 به عنوان اثرگذارترین موانع اشتغال زنان در این دهستان شناخته شدهاند. بدین ترتیب میتوان گفت که رفع این موانع با برنامهریزیهای متنوع به وسیله مسئولان، به اشتغال هرچه بیش تر زنان روستایی کمک خواهد کرد.