تأثیر نانو کلات آهن بر کمّیت و کیفیت اسانس گل محمدی (rosa damascena mill.)
چکیده
این آزمایش در سال 92-1391 در مجتمع تحقیقاتی البرز- کرج (مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور) با استفاده از بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار بر روی گل محمدی اجرا شد. تیمارها شامل کود نانو کلات آهن در 6 سطح (صفر (شاهد)، 1 بار محلول پاشی (4 گرم بر بوته)، 2 بار محلول پاشی (8 گرم بر بوته)، 3 بار محلول پاشی (12 گرم بر بوته)، مصرف 8 گرم بر بوته در خاک (1 بار) و مصرف 12 گرم بر بوته در خاک (1 بار) بودند. محلول پاشی های نوبت اول همزمان با غنچه دهی، نوبت دوم و سوم به ترتیب 10 و 20 روز بعد انجام شد. مصرف در خاک نیز همزمان با غنچه دهی و همراه با آبیاری بود. نمونه ها به مدت 3 ساعت با دستگاه کلونجر و به روش تقطیر با آب اسانس گیری شدند. درصد و نوع ترکیب های تشکیل دهنده اسانس مرحله اول اسانس گیری (اسانس گل های تازه) با استفاده از gc و gc/ms تعیین و شناسایی گردید. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تیمارهای اعمال شده بر درصد اسانس گل، درصد سیترونلول، نونادکان، هگزادکانول، ایکوزان، هنی کوزان، دوکوزان، تری کوزان و تتراکوزان گل تازه در سطح احتمال 1% اثر معنی دار داشت. نتایج مقایسه میانگین تیمارها نشان داد که درصد اسانس گل تازه در تیمار 3 بار محلول پاشی با میانگین 071/0% بیشتر از 1 بار محلول پاشی (061/0%) و مصرف 12 گرم بر بوته (051/0%) و سایر تیمارها بود. ترکیب سیترونلول در تیمار 1 بار محلول پاشی با میانگین 17/6% بیشترین و در تیمار شاهد با میانگین 36/0% کمترین مقدار بود. همچنین مشاهده شد که با مصرف 12 گرم کلات آهن در خاک، بیشترین هنی کوزان با میانگین 77/33% بدست آمد. نتایج همبستگی درصد اسانس ها نشان داد که بین درصد اسانس گل تازه با ماندگاری اسانس در یخچال و نیز گل خشک شده در سایه رابطه مثبت معنی دار وجود داشت. همچنین مشاهده شد که سیترونلول با هگزادکانول (*82/0- =r) همبستگی منفی معنی دار داشت. نتایج نشان داد که با استفاده از روش مصرف کودها می توان در درصد اسانس و نوع ترکیب های اسانس گل محمدی تغییراتی بوجود آورد و تا حدودی نسبت به تولید گل با اهداف خاص اقدام کرد.