اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در مادران کودکان با اختلال های طیف اتیسم
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان مادران کودکان با اختلال های طیف اتیسم انجام شد. روش بررسی: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران کودکان با اختلال های طیف اتیسم شهر شیراز بودند، که از بین آن ها نمونه ای به حجم ۳۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جاگماری شدند، به طوری که هر گروه ۱۵ نفر بود. از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد و گروه آزمایش آموزش مهارت های زندگی را در ۱۲ جلسه دریافت کردند، در حالی که به گروه کنترل این آموزش ارائه نشد و در پایان برای هر دو گروه پس آزمون اجرا شد. برای سنجش راهبردهای تنظیم شناختی هیجان از پرسش نامه گرانفسکی و همکاران (۲۰۰۱) استفاده گردید. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس نشان داد که آموزش مهارت های زندگی بر راهبردهای تمرکز مجدد مثبت/برنامه ریزی (۰٫۰۰۳=p)، ارزیابی مجدد مثبت (۰٫۰۰۴=p)، سرزنش خود (۰٫۰۰۱>p)، سرزنش دیگران (۰٫۰۰۷=p)، تلقی فاجعه آمیز (۰٫۰۰۱=p) و راهبرد پذیرش (۰٫۰۰۸=p) تأثیر معنی دار داشته است. نتیجه گیری: یافته ها بیانگر اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان مادران کودکان با اختلال های طیف اتیسم بود. بنابراین پیشنهاد می شود با طراحی و اجرای برنامه آموزش مهارت های زندگی جهت بهبود راهبردهای تنظیم شناختی هیجان اقدام شود.