× خانه ژورنال ها پست ها ثبت نام ورود
پژوهشگر :

فهیمه معرفت

برسی تاثیر برنامه آموزشی مستقیم (رو در رو) بر سنجش مهارت نگارش در زبان دوم
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علامه طباطبایی - دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی 1388
    هومن بیژنی     فهیمه معرفت

لیناکر (1989) بر این باور است که گوناگونی ارزیاب ها امری اجتناب ناپذیر و بخشی از پروسه ی ارزیابی است. او اعتقاد دارد که ارزیاب ها را نمی توان با استفاده از آموزش به میزان یکسانی از درجه سخت گیری رساند. بنابر این عملکرد آموزش نباید به گونه ای باشد که هدف از آن رساندن ارزیاب ها به تطابق با یکدیگر (پایایی ارزیاب ها) باشد بلکه باید به گونه ای باشد که هدف از آن رساندن ارزیاب ها به تطابق با خودشان (پایایی ارزیاب) باشد. بر این اساس پرسشهای زیر قابل طرح اند. 1- درک ارزیابها از برنامه رو در رو آموزشی در سنجش مهارت نگارش قبل و بعد آموزش چگونه است؟ 2- آیا پایایی ارزیابها بلافاصله بعد از برنامه ی رو در رو آموزشی افزایش می یابد؟ 3- آیا بعد از برنامه آموزشی ارزیابها سخت گیر تر یا آسان گیر تر می شوند؟ 4- آیا کاهشی در میزان سو گیری ارزیابها بعد از برنامه آموزشی وجود دارد؟ 5- آیا تفاوتی بین ارزیابهای باتجربه و بی تجربه در بخش مهارت نگارش قبل و بعد از برنامه آموزشی وجود دارد؟ 6- آیا پایایی ارزیابها در طولانی مدت پس از اتمام برنامه ی آموزشی همچنان افزایش داشته است؟ به منظور پاسخ به سوالات تحقیق از یک طرح تجربی نمای کمیتی استفاده شده است. در این راستا 60 زبان آموز، 12 ارزیاب، 2 استاد دانشگاه شرکت داشته اند. همچنین 45 نمونه انشاء زبان آموزان، 2 پرسشنامه، مقیاس درجه بندی آیلتس، دستور نامه زبان آموزان و ارزیابها مورد استفاده قرار گرفت. در مرحله اول این پژوهش از زبان آموزان آزمون نگارش به عمل آمد و پس از تایپ 15 عدد از آنها به ارزیابها برای ارزیابی داده شد. در مرحله دوم، اولین پرسشنامه به ارزیابها داده شد و سپس برنامه آموزشی اجرا شد. در مرحله سوم پرسشنامه دوم به ارزیابها داده شد و سپس 15 برگه نگارش دیگر به ارزیابها داده شد تا ارزیابی کنند. در مرحله چهارم که 2 ماه بعد از پایان برنامه آموزشی اجرا شد، 15 برگه ی نگارش دیگر به ارزیابها داده شد تا ارزیابی کنند. در این پژوهش از روشهای آماری سنجش میزان همبستگی، سنجش میزان ضریب پایایی و آزمون تی استفده شد. بعد از آموزش تمامی ارزیاب ها تا حد بسیار بالایی به مطابقت با یکدیگر رسیدند. آموزش همچنین درجه سخت گیری و آسان گیری ارزیاب ها و همچنین میزان سو گیری آنها را تا حد بسیار زیادی کاهش داد. همچنین آموزش بر ارزیاب های بی تجربه بسیار موثر تر از ارزیاب های با تجربه بوده و نهایتا اینکه گذر زمان باعث کمرنگ شدن اثر آموزش بر ارزیاب ها می شود.

بررسی قابلیت تدریس استراتژیهای جبرانی: جنسیت و سطح مهارت زبانی
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علامه طباطبایی - دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی 1388
    زهرا سرعت     فهیمه معرفت

الف: موضوع و طرح مسئله(اهمییت موضوع و هدف): هدف این تحقیق بررسی قابلیت دریس ایتراتژیهای جبرانی با رد نظر گرفتن عوامل جنسیت و سطح مهارت زبانی زبان آوزان است. با توجه به هج (2008): توانایی برقراری ارتباط به زبان انگلیسی هدف اصلی زبان آموزان می باشد، حال انکه زبان آموزان در برقررای ارتباط به زبان دوم با مشکلات متعددی مواجه هستند لذا مجهز کردن آنها به تکنیکهایی که آنها را قادر سازد تا با این مشکلات که قسمت اعظم آنها ناشی از کافی نبودن دانش زبانی آنهاست ، سودمند و مفید خواهد بود و راه را برای انها برای بدست آوردن آن هدف نهائی همور خاهد ساخت. ب: مبانی نظری شامل مررور مختصری از منابع، چارچوب نظری و پرسشها و فرضیه ها: واژه ی استراتژیهای مکالمه ای برای اولین بار توسط سلینکر در سال 1972 ابداع شد و بعد از آن مطالعات زیادی در جهت تقسیم بندی ومشخص سازی این استراتژیها صورت گرفت. تارن و همکارانش اولین تعریف را از این استراتژیها ارائه کردند که به یک سری از روشها دلالت میکنند که برای مقابله با مشکلاتی که زبان آموزان در فرایند یادگیری و برقراری ارتباط به زبان دوم با آنها روبرو می شوند، سودمند خواهند بود. دورنی و اسکات طبقه بندی کامل و جامعی را استراتژیهای جبرانی ارائه کرده اند که یکی از شاخه های آن استراتژیهای جبرانی می باشد. بطور کلی در اهمییت استراتژیها در فرایند یادگیری زبان دوم هیج تردیدی وجود ندارد اما دربادر لزوم تدریس استراتژیها دو دیدگاه کاملا متفاوت وجود دارد.عده ای از محققان مثل ، الیس، بیلی استاک و فوست معتقد هستند که نیازی به آموزش استراتژیها وجود ندارد و زبان آموزان بدون آموزش آنها را به کار می برند. در مقابل گروه دیگری از محققان مانند دورنی، تارل، یول و.... تأکید بر لزوم تدریس استراتژیها دارند. در سال 1995 دورنی مطالعه ای در جهت آشکارسازی اهمییت و مفید بودن آموزش استراتژیها انجام داد که مطالعه حاضر در ادامه فعالیت دورنی صورت گرفته است. در این راستا سوالات زیر در این تحقیق مطرح شد:1.آیا هیچ تفاوتی در تعداد دفعات استفاده از استراتژیهای جبرانی بین زبان آموزانی که بطور مستقیم استراتژیهای جبرانی به آنها آموزش داده شده بود و زبان آموزانی که هیچ آموزشی ندیده بودند وجود دارد؟ 2.آیا هیچ تفاوتی بین دفعات استفاده از استراتژیهای جبرانی بین زبان آموزان در سطح مقدماتی و زبان آموزان در سطح متوسط وجود دارد؟ 3. آیا هیچ تفاوتی بین تعداد دفعات استفاده از استراتژیهای جبرانی بین زبان آموزان دختر با زبان آموزان پسر وجود دارد؟ برای بررسی و پاسخگوئی به سوالات مطرح شده ،فرضییات زیر ارائه شدند: 1. هیچ تفاوتی در تعداد دفعات استفاده از استراتژیهای جبرانی بین زبان آموزانی که بطور مستقیم استراتژیهای جبرانی به آنها آموزش داده شده بود و زبان آموزانی که هیچ آموزشی ندیده بودند وجود ندارد. 2.هیچ تفاوتی در دفعات استفاده از استراتژیهای جبرانی بین زبان آموزان در سطح مقدماتی و زبان آموزان در سطح متوسط وجود ندارد. 3. هیچ تفاوتی بین تعداد دفعات استفاده از استراتژیهای جبرانی بین زبان آموزان دختر با زبان آموزان پسر وجود ندارد. پ.روش تحقیق شامل تعریف مفاهیم، روش تحقیق، جامعه ی مورد تحقیق، نمونه گیری و روشهای نمونه گیری ، ابزار اندازه گیری، نحوه ی اجرای آن، شیوه ی گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها: جامعه ی مورد تحقیق شامل 18 پسر در سطح متوسط و 33 دختر در سطح متوسط و مقدماتی می باشد که در یکی از موسسات زبان انگلیسی تهران مشغول به تحصیل بودند و از طریق مصاحبه و بررسی نتایج آزمون کتبی توسط محقق انتخاب شدند. بطور کلی جامعه مورد تحقیق به دو گروه کنترل و آزمایشی تقسیم شدند. در جلسه اول تصاویری در اختیار هر دو گروه قرار داده شد و از آنها خواسته شد تا درباره ی تصاویر صحبت کنند وآنها را توصیف کنند و صدای آنها توسط محقق ظبط شد.در جلسات بعدی در گروه آزمایشی استراتژیهای جبرانی آموزش داده شد ولی در گروه کنترل هیچ آموزشی مبنی بر چگونگی استفاده ز استراتژیها صورت نگرفت. در جلسه ی آخر (دهم) دو گروه در امتحان نهایی شرکت کردند و مجددا تصاویری در اختیار آنها قرار گرفت و از آنها خواسته شد تا تصاویر را توصیف کنند و درباره ی آنها صحبت کنند.در نهایت عملکرد اولیه و نهایی زبان آموزان با هم مقایسه گردید و تعداد دفعات تکرار استراتژیها توسط گروهای مختلف در سطوح مختلف مسخص گردید.با توجه به ماهیت این تحقیق که بر اساس تقسم بندی ارائه شده توسط برون (1995) آزمایشی محسوب می شود و از آنجائکه داده های جمع آوری شده به دفعات تکرار استراتژیها دلالت می کنند،از chi-square test که مناسبترین شیوه ی تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده بود ، استفاده شد.ابزار استفاده در این تحقیق عبارتند از:1.لیست استراتژیها. 2. تستهایی برای سنجش عملکرد زبان آموزان قبل و بعد از تدریس 3. فلش کارت. 4. کتاب، نوار و فیلم آموزشی true to life . ت. یافته های تحقیق: بر اساس نتایج این تحقیق تفاوت قابل ملاحظه ای در تعداد دفعات استفاده از استراتژیهای جبرانی بین دو گروه آزمایشی و گروه کنترل وجود داردو همین طور دفعات استفاده از استراتژیهای جبرانی در بین گروه خانمها و آقایان متفاوت می باشد.نتایج این تحقیق مشخص کرد که تعداد دفعات استفاده از استراتژیهای جبرانی در سطوح مختلف ، متفاوت می باشد.بررسی عملکرد دو گروه مشخص کرد که هر دو گروه در عملکرد اولیه ی خود در زمانی که با مشکل زبانی مواجه می شدند ، از زبان مادری خود کمک می گرفتند ، در حا لیکه گروه آزمایشی در عملکرد نهایی خود به هیچ وجه از زبان مادری خود استفاده نکرد و به جای آن از استراتژیهای جبرانی کمک گرفتند، حال آنکه گروه کنترل در عملکرد نهایی خود نیز در صورت نیاز از زبان مادری استفاده کرده است. ث. نتیجه گیری و پیشنهادات: با توجه به نتایج این تحقیق می توان ادعا کرد که تدریس استراتژیهای جبرانی نقش به سزایی در ارتقاء مهارت زبانی زبان آموزان در برقرراری ارتباط دارد و همین طور تدریس استراتژیهاهی جبرانی باعث افزایش دفعات تکرار استفاده از برخی استراتژیها شده است.از سوی دیگر تدریس استراتژیهای جبرانی می تواند به زبان آموزان کمک کند تا به جای استفاده از زبان مادری در هنگام مواجه با فقر زبانی ، استراتژی خاصی را استفاده کنند و موفق به برقراری ارتباط که هدف اصلی آنهاست شوند.از آنجائکه این تحقیق نیز سایر مطالعات دیگر با محدودیاتی مواجه بود، پیشنهاد می شود تا تحقیقی مشابه ولی با جامعه آماری بزرگتر صورت گیرد تا به راحتی بتوان نتایج به دست آمده را تعمیم داد.همین طور تحقیقی مشابه با در نظر گرفتن سایر سطوح مهارت زبانی سودمند خواهد بود.نتایج تحقیق حاضر برای معلمان، به ویژه معلمان کم تجربه، زبان آموزان ضعیف و موسسات آموزشی سودمند و راهنما خواهد بود.

تاثیر غنی سازی و برجسته سازی متن بر فراگیری واژگان زبان دوم
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علامه طباطبایی - دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی 1388
    محمودرضا مرادیان     فهیمه معرفت

این پایان نامه به بررسی غنی سازی و برجسته سازی وازگان در متون خواندن و تاثیر آن بر فراگیری وازه در زیان دوم میپردازد.این پزوهش نشان داد که غنی سازی مستقیم تاثیر مهنی داری بر فراگیری معنی وازه دارد و اگر با برجسته سازی همراه گردد تاثیر آن بیشتر می گردد. برجسته سازی از طرف دیگر بر فراگیری شکل وازه اثر معنی دار می گذارد. افزودن غنی سازی وازه این اثر را نا مطلوب می کند. این پزوهش کاربرد مستقیم در آموزش کلاسی دارد.

"بررسی تاثیر استفاده از تعاریف فرهنگ لغت بر یادگیری، یادسپاری و کاربرد لغات انگلیسی توسط زبان آموزان"
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علامه طباطبایی - دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی 1388
    ولی اله میرزایی     مهناز مصطفایی علایی

در این مطالعه محقق می کوشد تاثیر استفاده از تعاریف فرهنگ لغت بر یادگیری، یادسپاری وبکارگیری لغات انگلیسی را توسط زبان آموزان مورد بررسی قرار دهد. در این راستا سه فرضیه صفر پیشنهاد گردید که جهت رد یا پذیرش این فرضیه ها، از روش تحقیق و مطالعه نیمه تجربی استفاده گردید. افراد مورد مطالعه، تعداد 80 دانشجوی دانشگاه زابل بودند که واحد زبان عمومی انتخاب نموده بودند. فراگیران به دو گروه کنترل و آزمایشی تقسیم شدند. سپس، با استفاده از پیش آزمون، سطح کلی زبان آموزان دو گروه در منحنی طبیعی قرار گرفت تا با بهره گیری از طرز قرار گرفتن نمره ها در منحنی و نیز انحراف معیار بدست آمده،تجانس و هماهنگی بین شرکت کنندکان، از لحاظ سطح کلی زبان آموزان ایجاد شود. پس از کسب اطمینان از هماهنگی دو گروه، دانشجویان دو گروه کنترل و آزمایشی، آموزشهای لازم در زمینه نحوه خواندن متون را دریافت نمودند. منبع مورد نظر جهت تدریس، کتاب مشترکی بود که از متون اصلی برخوردار بود و هر دو گروه موظف بودند تمرینات درک مطلب و اصطلاحات مورد مطالعه در کتاب مذکور را انجام دهند. با این تفاوت که دانشجویان گروه آزمایشی موظف بودند تعاریف موجود در فرهنگ لغت(لانگمن یا آکسفورد مقدماتی ) را بخاطر بسپارند و از طریق استفاده از تعاریف فرهنگ لغت، لغات و اصطلاحات موجود را مطالعه کنند. سپس برای بررسی و مطالعه فرضیه های صفر پیشنهادی، پس آزمونهای تشخیص، تولید و یادسپاری لغات از دانشجویان دو گروه بعمل آمد. جهت مقایسه میانگین های دو گروه کنترل و آزمایشی، با استفاده از برنامه موسوم بهspss ، از آزمون مستقل t استفاده شد تا تأثیرات احتمالی روش پیشنهادی در این مطالعه با مقایسه نمرات زبان آموزان مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد..نتایج یافته های تحقیق، با کنترل کردن متغیرهای مورد نظر، حاکی از عملکرد بهتر گروه آزمایشی میباشد. با توجه به اینکه فرضیه های صفر پیشنهادی در این مطالعه (عدم تاثیر استفاده از فرهنگ لغت بر یادگیری، یادسپاری و بکارگیری لغات) پذیرفته نشده است، بنابراین میتوان گفت استفاده از تعاریف فرهنگ لغت بعنوان یکی از عوامل موثر در پیشبرد روند بکارگیری، یادگیری و یادسپاری لغات مورد توجه قرار میگیرد.

تاثیر آزمون بر یادگیرندگان ایرانی زبان انگلیسی: ویژگی های یادگیرنده و ارتباط آن با عملکرد آنان در آزمون نوشتاری آیلتس آکادمیک
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علامه طباطبایی 1388
    معصومه استاجی     سید ضیاء الدین تاج الدین

نظرات یادگیرندگان در مورد آزمون اغلب اطلاعات فراوانی به طراحان آزمون ارائه می دهد. این مطالعه سعی بر آن داشت تا ویژگی های یادگیرندگان (learners’ perspectives) دوره های آمادگی آزمون نوشتاری آیلتس آکادمیک (ielts academic writing preparation course) رامورد کندوکاو قراردهد. به این منظور، این مطالعه هشت کلاس نگارش پیشرفته انگلیسی در مجتمع فنی تهران را به شکل پیش آزمون- پس آزمون گروه کنترل نامساوی pretest-posttest nonequivalent control group design)) به کار گرفت. 140 شرکت کننده? کلاس های نگارش پیشرفته انگلیسی (زن و مرد، غالباً 19 تا 35 سال، فارسی زبان و ایرانی) در این مطالعه شرکت کردند. در ابتدا، با تعیین همگنی شرکت کنندگان با استفاده از آزمون (toefl, ets) ، 79 نفربه صورت تصادفی انتخاب شده و در دو گروه کنترل(cont) و آزمایشی (exp) قرار گرفتند. این شرکت کنندگان به یک گروه 42 نفری در کلاس های نگارش پیشرفته (cont) و یک گروه 37 نفری (exp) درکلاس های آمادگی آزمون نوشتاری آیلتس آکادمیک تقسیم شدند. نتایج تجزیه و تحلیل متغییری با سنجش مکررglm repeated-measures anova)) و مقایسات بعدی نمرات پیش آزمون- پس آزمون پرسشنامه های ویژگی های یادگیرندگان (انگیزه? یادگیرنده در دوره? آمادگی آزمون، اضطراب درآزمون، استراتژی های کاربردی درآزمون و انتظارات یادگیرنده در دوره? آمادگی آزمون) گروه ها نشانگرهیچ گونه تفاوت قابل توجه در متغیر درون گروهی ویژگی های یادگیرندگان متا?ثر از دوره? آمادگی آزمون نوشتاری آیلتس آکادمیک نبود. از همه مهمتر، هیچ گونه تا?ثیر قابل توجه? در تعامل ویژگی های یادگیرندگان و میزان پیشرفت در نگارش افراد وجود نداشت. یعنی تغییرات بوجود آمده در ویژگی های یادگیرندگان متا?ثر از نمره? نگارش افراد نبوده است. جالبتر از آن، یافته های تجزیه و تحلیل متغیری با سنجش مکررتعاملات ویژگی های یادگیرندگان و گروه های آزمایشی و کنترل نشان داد که هیچ تفاوت معنی داری در این تعامل وجود ندارد. در نتیجه، میزان تغییردرویژگی های یادگیرندگان در گروه های آزمایشی و کنترل متفاوت نبوده است. یعنی تغییرات بوجود آمده درویژگی های یادگیرندگان متا?ثرازآموزش و آمادگی برای آزمون نوشتاری آیلتس آکادمیک نبوده است. نتایج به دست آمده از مشاهدات و مصاحبه ها هم نشان دادند که ویژگی های یادگیرندگان و خصوصیات رفتاری آنها متفاوت بوده است که نشان دهنده? رابطه? پیچیده بین آزمون و ویژگی های یادگیرندگان است. در پایان، این یافته ها کاربردهای مفید و گوناگونی برای پژوهش و آموزش زبان دوم خصوصاً تا?ثیرآزمون بر یادگیری و ویژگی های یادگیرندگان دارند.

بررسی رابطه بین مهارت زبانی و استفاده از فعالیت های پیش از خواندن در دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علامه طباطبایی - دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی 1388
    یاسر امینی فرد     محمد خطیب

جامعه آماری این تحقیق شامل دانش آموزان پیش دانشگاهی علامه طباطبایی شهرستان گچساران بودند. ابتدا همگونی دانش آموزان از جهت توانایی زبان انگلیسی از طریق آزمون بسندگی نلسون تعیین شد. بر اساس این آزمون دانش آموزان به دو گروه بسندگی 53 نفره تقسیم شدند. و سپس هر گروه بسندگی به سه گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند( هر گروه 13 نفر). در این تحقیق سه نوع فعالیت پیش از خواندن مورد استفاده قرار گرفت که عبارتند از: پیش سوال, پیش تدریس لغات و خلاصه متن. افراد در سه گروه آزمایش تحت سه نوع فعالیت های پیش از خواندن قرار گرفتند و گروههای کنترل هم بدون اینکه فعالیت پیش از خواندنی دریافت کنند به سراغ متن رفته و به سوالات جواب می دادند. نتایج حاکی از ارتباط بین سطح بسندگی دانش آموزان و نیاز به نوع خاص فعالیت های پیش از خواندن بود. به عبارتی دیگر, دانش آموزان با سطح بسندگی زبان بالا تحت فعالیت پیش از خواندن پیش سوال عملکرد خوبی داشتند در حالیکه دانش آموزان باسطح بسندگی زبان پایین تحت فعالیت پیش تدریس لغت موفقتر ظاهر شدند.

اثر ویژگی های شخصیتی یادگیرنده ها بر پیچیدگیهای نحوی وپیچیدگیهای لغوی نوشته آنان ‏‏ ‏
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علامه طباطبایی - دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی 1389
    ندا بابانژاد کفشگر     شهین واعظی

هدف این تحقیق پیدا کردن اثرات احتمالی خصوصیات یادگیرنده ها بر خصوصیات زبانی نوشته ‏های آنها بود. خصوصیات یادگیرنده ها در سه زمینه بررسی شد: احساسی‚عقلی و بیولوژیک. ‏برونگرا/ درونگرا(احساسی)‚ تغکر گرا/ انگیزه گرا(عقلی) و جنسیت(بیولوژیک) به عنوان سه ‏متغیر انتخاب شدند که به وسیله آنها یاد گیرنده هارا به گروههای مختلف تقسیم کردیم. ویژگیهای ‏زبانی نوشته- های یاد گیرنده ها از طریق پیچیدگیهای ترکیبی و پیچیدگیهای لغوی اندازه گیری ‏شد. ‏

بررسی تاثیر آموزش استراتژیک محور بر درک شنیداری, اضطراب, تحمل ابهام, و ریسک پذیری در میان زبان اموزان انگلیسی سطح متوسط به عنوان زبان دوم
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علامه طباطبایی - دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی 1389
    عبدالمجید گلجانی امیرخیز     فهیمه معرفت

همواره چگونگی روش تدریس درک شنیداری به منظور خود کفا کردن دانش اموزان در مدیریت این مهارت مورد توجه بوده است. مجهز کردن دانش اموزان با ابزاری تعریف شده برای ارتقای مهارت شنیداری و نحوه ی انتقال آن از معلم به شاگرد و در نهایت تاثیر آن, ذهن اکثر محققین و مدرسین را به خود مشغول کرده است. در این تحقیق تاثیر آموزش استراتژیک بر درک شنیداری,اضطراب,تحمل ابهام, و ریسک پذیری مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق تلاش شده است به دو سوال جواب داده شود. در سوال اول تاثیر آموزش استراتژیک محور بر نمرات درک شنیداری دانش اموزان بررسی شده است و در سوال دوم تاثیر اموزش فوق الذکر بر اضطراب,تحمل ابهام, و ریسک پذیری بررسی شده است. پیش فرض تحقیق این است که اموزش فوق الذکر تاثیری بر درک شنیداری,اضطراب,تحمل ابهام, و ریسک پذیری ندارد.دراین تحقیق پنجاه دانش آموز دختر و پسرمتوسطه در جهاد دانشگاهی واحد قزوین در دو گروه بیست و پنج نفره به فراگیری زبان از طریق آموزش استراتژیک محور شدند. در ابتدا امتحانی ازدانش آموزان گرفته شد تا از همگون بودن آنها از نظر زبانی اطمینان حاصل شود. در طول تحقیق گروه گواه از طریق سنتی و گروه آزمایشی از طریق اموزش استراتژیک اموزش داده شد. در انتها امتحان پایانی از دانش آموزان گرفته شد تا میزان یادگیری آنها مشخص شود.یافته های این تحقیق نشان داد که هرچند هر دو روش به پیشرفت دانش آموزان در مهارت شنیداری کمک کرده است ولی دانش آموزان در گروه آزمایشی پیشرفت کاملآ قابل ملاحظه ای در مقایسه با گروه گواه از خود نشان دادند.هر دو روش به پیشرفت دانش اموزان در مهارت شنیداری, اضطراب,تحمل ابهام, و ریسک پذیری انجامید ولی این تاثیر در آموزش استراتژیک محور که در گروه آزمایشی انجام شد پیشرفت کاملآ قابل ملاحطه ای در مقایسه با گروه گواه از خود نشان داد. از آنجا که تاثیرات آموزش نتایج مثبتی را از خود نشان می دهد لذا پیشنهاد می شود تاثیر آن بر مهارت های دیگر مانند خواندن, صحبت کردن و نوشتاری مورد بررسی قرار بگیرد.

قابلیت دسترسی یادگیرندگان ایرانی زبان انگلیسی به دستور جهانی: مطالعه بینابخشی تکامل واجشناسی زبان میانی.
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علامه طباطبایی 1389
    محمد هادی محمودی     گلناز مدرسی قوامی

این رساله بر اساس فرضیه " دسترسی کامل/انتقال کامل " که توسط شوارتز و اسپراوز (1996) مطرح شده و در چارچوب نظری "نظریه بهینگی" (پرینس و اسمولنسکی، 1993 ) انجام گرفته است. این تحقیق به منظور بررسی مراحل تکامل زبان میانی در حوزه واجشناسی انجام گرفته است و مهمترین پرسش آن سنجش این نکته است که آیا می توان با بهره گیری از مفاهیم نظریه بهینگی تعداد و نوع خطاهای زبان آموزان ایرانی زبان انگلیسی را در آغازه و پایانه هجاها پیش بینی کرد. پ. روش تحقیق شامل تعریف مفاهیم، روش تحقیق، جامعه مورد تحقیق، نمونه گیری و روشهای نمونه گیری، ابزار اندازه گیری، نحوه اجرای آن، شیوه گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها: نمونه آماری مورد استفاده در این تحقیق شامل 137 نفر از دانشجویان رشته زبان انگلیسی در استان همدان بود. در این تحقیق دو آزمون "تشخیص کلمه" و "تولید جمله" که بوسیله محقق طراحی شده بود و یک آزمون تافل به علاوه یک آزمون سنجش توانش کلامی زبان انگلیسی مورد استفاده قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی و آزمون تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد. ت. یافته های تحقیق: یافته های این تحقیق نشان میدهد که همبستگی ضعیفی بین نمرات جامعه مورد تحقیق در آزمونهای "تشخیص کلمه" و "تولید جمله" و قسمتهای مختلف آنها وجود دارد. همچنین تفاوت معناداری بین نمرات گروههای مورد مطالعه در هر دو آزمون "تشخیص کلمه" و "تولید جمله" وجود دارد. ث. نتیجه گیری و پیشنهادات