× خانه ژورنال ها پست ها ثبت نام ورود
پژوهشگر :

احمد مزیدی

بررسی طراحی مدارس نوساز شهر یزد در ارتباط با اقلیم
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1388
    عبدالنبی زارع شاهی     کمال امیدوار

اجرای روش های مناسب در طراحی ساختمان که با اقلیم هماهنگی داشته باشد، همواره مورد نظر معماران ساختمان بوده است. طراحان با کمک اقلیم شناسان از حداکثر امکانات بالقوه آب و هوایی هر منطقه برای طراحی ساختمان استفاده کرده اند، به این امید که هماهنگی بین شرایط آب و هوایی با ساختمان موجب صرفه جویی در مصرف انرژی، سالم سازی محیط زیست و افزایش کیفیت آسایش ساکنین شود. این پژوهش به منظور بررسی میزان تطابق معماری مدارس نوساز شهر یزد با شاخص های اقلیمی انجام شده است. با استفاده از آمار 20 ساله (1365-1385) اقلیمی به بررسی عناصر مهم آب و هوایی چون دما، بارش، رطوبت، باد و تابش پرداخته شده و نوع اقلیم این شهر مشخص شده است. سپس با کمک شاخص های آسایش گیونی، ماهانی، اوانز، بیکر ، فشار عصبی، سوز باد، رطوبت- دما، ترجونگ و پن واردن، آسایش در شهر یزد تعیین شد. نتیجه این مطالعه نشان می دهد که حدود 55 درصد طول سال، هوای شهر یزد از لحاظ دمایی و رطوبتی خارج از محدوده آسایش قرار دارد. همچنین با استفاده از آمار10 ساله مدارس نوساز ساخته شده در شهر یزد(1375-1385) موجود در اداره کل نوسازی و تجهیز مدارس استان( شناسنامه و پلان مدارس) به بررسی هماهنگی معماری مدارس نوساز این شهر با استانداردهای اقلیمی پرداخته شده و بر اساس یافته های این تحقیق مشخص شد که، جهت استقرار و نحوی قرارگیری ساختمان مدرسه (کشیدگی شرقی- غربی) با استانداردهای اقلیمی شهر یزد، هماهنگ است. وجود پنجره ها در نمای جنوبی و شمالی مدارس مورد مطالعه، باعث تهویه طبیعی بهتری در این مدارس فراهم نموده است. در زمینه سایبان و عمق استاندارد این سایبانها با شرایط اقلیمی این شهر متناسب نیست. میزان، نحوی قرارگیری و نوع پوشش گیاهی به کار رفته در محوطه مدارس نوساز، تناسبی با شرایط اقلیمی شهر یزد ندارد.

تحلیل همدیدی بارش های سنگین استان هرمزگان
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1388
    راضیه مهرآفرین     احمد مزیدی

استان هرمزگان در جنوب ایران قرار گرفته و از نظر آب و هوایی به دلیل مجاورت با آب های آزاد خلیج فارس از رطوبت قابل ملاحظه ای برخوردار می باشد و به علت این گونه شرایط در فصول سرد سال دارای بارش های مناسب و اغلب سیل آسا است. در این پژوهش به بررسی الگوهای ایجاد کننده بارش های بیش از 30 میلی متر در منطقه پرداخته ایم. بر اساس معیار تعیین شده، در طول دوره آماری 1373- 1383، 9 دوره بارشی به عنوان بارش های فراگیر انتخاب شده است. همچنین روزهای با بارش شدید را بر اساس میزان بارندگی دریافتی و فراگیر بودن بارش از نظر تعداد ایستگاه های دارای بارش مشخص شده است. برای هر روز بارش شدید نقشه های هوا ی متوسط روزانه تهیه و تفسیر شد. پس از بررسی و مقایسه شرایط سینوپتیکی حاکم بر روی نقشه های بارش ها، برای بارش های منطقه سه الگو تشخیص داده شد. الگوی اول، زمانی است که در سطوح میانی جو، ناوه ای بر روی دریای سیاه و شمال غرب ایران مستقر شده؛ محور این ناوه شمالی – جنوبی و جهت حرکت به سمت شرق، و همراه با جریان های شدید غربی- شرقی و تا عرض 26 درجه شمالی کشیده می شود. الگوی نوع دوم، زمانی است که ناوه ای در جنوب غرب ایران بسته شده و در مناطق غربی دریای مدیترانه و خلیج گینه ناوه ای با قدرت زیاد تشکیل شده است. در میان این دو سیستم کم ارتفاع، سامانه پرارتفاعی بر فراز جو دریای سیاه واقع شده باشد. الگوی نوع سوم، زمانی که ناوه ای با جهت شمالی- جنوبی در جنوب ایران بسته شده باشد. در شمال این ناوه پشته ای وسیع در شمل سیبری مستقر شده است. یافته های حاصل از تجزیه و تحلیل داده های بارش روزانه نشان می دهند که بارش های سنگین استان هرمزگان در فصول زمستان و پاییز اتفاق می افتد. نتایج حاصل از تحلیل نقشه های سینوپتیکی داده های جوی نشان می دهند که سامانه های سودانی و سامانه سودانی- مدیترانه ای مهم ترین الگوهای موجد بارش های سنگین در منطقه می باشند.

بررسی مشکلات کالبدی محله های قدیم شهر فسا وبرنامه ریزی لازم برای رفع آنها
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1388
    سمیه عباسی کوشک قاضی     رضا مستوفی الممالکی

محله های قدیمی شهر فسا هسته اولیه و اصلی شهر را تشکیل می دهد.. شناسایی نارسایی های کالبدی و عملکردی این بافتها به منظور برنامه ریزی و مدیریت و حفظ و نگهداری آنها از اقدامات اولیه و مهمی است که باید صورت پذیرد. پژوهش حاضر با توجه به این نگرش به بررسی مشکلات کالبدی محله های قدیم شهر فسا و برنامه ریزی لازم جهت آن می پردازد. سوالات اصلی پژوهش این است که آیا فشردگی و پیوستگی بافت در محله های قدیمی شهر به طور یکسانی وجود دارد؟ آیا فشردگی شدید بناهای موجود در بافت قدیمی شهر فسا باعث ناکارآمدی این محله ها شده است؟ آیا مشکلات و مسائل زیست محیطی در محلات قدیمی شهر فسا از میزان مطلوب بیشتر است؟ آیا فضاهای سبز شهری و تفریحی در محله های قدیمی فسا از سطح استانداردهای موجود کمتر است. روش کار در این تحقیق توصیفی – تحلیلی و تکیه بر اسناد و مدارک معتبر در ارتباط با موضوع است. برای پاسخ به سوالات و فرضیات مطرح شده ابتدا سیر و تحول و تاریخ برنامه ریزی مرمت و مداخله در بافتهای قدیمی، ارائه منشورهای جهانی جهت سازماندهی بافتهای قدیمی، بافتهای فرسوده و ویژگی های عملی آن، نظریه ها و شخصیت های برتر بهسازی و مرمت شهری در سیر تکامل تفکر با زنده سازی بناهای فرسوده و قدیمی، دیدگاهها در برنامه ریزی بهسازی بافت قدیم، سابقه بهسازی بافت های قدیمی در ایران، نارسائی های عناصر کالبدی بافت قدیم، در فصل دوم مورد بررسی قرار گرفته است. سپس در فصل سوم شهر فسا به لحاظ طبیعی، اجتماعی، اقتصادی و بویژه کالبدی مورد مطالعه قرار گرفته است. در فصل چهارم خلاصه ای بر جغرافیای شهری فسا، مختصری در مورد فضاهای کالبدی شهر فسا، خصوصیات اجتماعی شهر و محله های آن و چگونگی تأثیر آن و توسعه کالبدی شهر ارائه شده است. در فصل پنجم به شناسایی بافت و محلات قدیمی شهر فسا و ویژگی اجتماعی، اقتصادی این محله ها پرداخته شده است. در فصل ششم به شناسایی مشکلات و نارسائی های کالبدی – فیزیکی محله های قدیم شهر فسا پرداخته است. و در آخر پیشنهادها و برنامه ریزی هایی جهت کاهش این نارسائی های کالبدی مطرح می شود.

تحلیل عناصر اقلیمی موثر بر روی آلودگی هوای شهر اصفهان
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1388
    سمیه کاظمی بومه     احمد مزیدی

شناسایی دقیق مشکلات مربوط به محیط زیست در زمان کنونی و پیش بینی های آن ها در آینده، قدم اول در برخورد عقلانی با این پدیده ها می باشد. شدت وجود مشکلات مربوط به آلودگی های هوایی به میزانی بوده که مدت ها است زنگ خطر برای شهرهای بزرگ به صدا در آمده است. اصفهان نیز هم اکنون شاهد مسائل متعدد جوّی در رابطه با کیفیت محیط زیست طبیعی خود می باشد. در این پژوهش به بررسی آلودگی هوای شهر اصفهان در سال های 1387-1381پرداخته شده و آمار مربوط به آلاینده های هوا که شامل دی اکسید نیتروژن(ppb)،دی اکسید گوگرد(ppb)، ذرات معلق(ppm)، مونواکسید کربن(ppm)، در میدان های میدان های آزادی، لاله ،بزرگمهر، بختیار دشت و کیفیت هوای آن(psi) در میدان های آزادی، لاله، بزرگمهر بررسی شده است. 24 روز به عنوان آلوده ترین روز ها در شهر اصفهان انتخاب شده است. همچنین به بررسی میزان آلودگی در میدان های مورد مطالعه نیز اقدام شد. برای هر روز آلودگی شدید، نقشه های هوا ی متوسط روزانه و نیز نمودارهای ترمودینامیکی و گلباد تهیه و تفسیر شد و به بررسی عناصر اقلیمی مانند دما، بارش، رطوبت نسبی و باد پرداخته شد. پس از بررسی و مقاسیه مشخص شد که قسمت اعظم آلودگی ها در فصول سرد و به خصوص فصل زمستان رخ داده اند و میزان آلاینده ها و غلظت آن ها در میدان های مورد مطالعه متفاوت است. همچنین بر طبق نقشه های هوا شرایط پایداری در آلوده ترین روزها حاکمیت داشته است. همچنین با توجه به نمودارهای ترمودینامیکی در اکثر این روزها پدیده وارونگی دمارخ داده است.

ساماندهی و توانمندسازی اسکان غیر رسمی محله حسین آباد در شهر کاشمر
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1388
    محمود کامل طرقی     احمد مزیدی

رشد شتابان و ناهمگون شهرنشینی بعد از انقلاب صنعتی مشکلات متعددی در شهرهای کشورهای در حال توسعه از جمله پدیده پدیده زشت فقر شهری و اسکان غیر رسمی را به ارمغان آورده است. سئوال اساسی پژوهش حاضر این است محله حسین آباد شهر کاشمر به عنوان یک سکونتگاه غیر رسمی با چه مشکلات و نارسایی هایی روبروست و چگونه می توان بر این مشکلات فائق آمد؟ شناسایی چالش ها و تعیین اولویت نیازهای این محله از جمله اهداف تحقیق است. نوع تحقیق کاربردی – توسعه ای و روش انجام بررسی پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق را 464 نفر از سرپرستان خانوارهای ساکن در محله حسین آباد در سال 1387 تشکیل می دهند که با روش نمونه گیری تخمینی 25 درصد آنها یعنی 116 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد و با روش نمونه گیری تصادفی ساده افراد نمونه انتخاب و با استفاده از ابزار پرسشنامه اطلاعات مورد نیاز از آنها جمع آوری گردید و با بهره گیری از نرم افزار spss و آزمون های آماری مناسب اطلاعات حاصله مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج تحقیق بیشتر ساکنین این محله را مهاجرین روستایی تشکیل می دهند که به دلیل مشکلات اقتصادی همچون بیکاری و کمی درآمد به شهر مهاجرت کرده و اغلب به دلیل ارزانی زمین و مسکن و نیز شباهت های قومی – فرهنگی در این محله ساکن شده اند. این محله در حال حاضر از فقر در ابعاد مختلف خدماتی ، فرهنگی ، تفریحی ، بهداشتی ، اجتماعی ، اقتصادی ، کالبدی و ... رنج می برد وکمبودهایی در ابعاد فوق در آن دیده می شود. همچنین در تدوین برنامه ساماندهی و توانمندسازی محله حسین آباد عامل خدماتی در اولویت اول، عامل اجتماعی در اولویت دوم، عامل بهداشتی در اولویت سوم، عامل کالبدی در اولویت چهارم، عامل مدیریتی در اولویت پنجم و عامل اقتصادی در اولویت ششم قرار دارد.

تحلیل رابطه ی بین تغییرات کاربری زمین و جزیره گرمایی شهر با به کارگیری تکنیک های سنجش از دور (مطالعه موردی: شهر یزد و حومه)
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1389
    فاطمه السادات حسینی     احمد مزیدی

پژوهش حاضر در منطقه ای به وسعت 58730 هکتار در محدوده شهرهای یزد، اشکذر، زارچ، شاهدیه، حمیدیا و دهستانهای فهرج و فجر و با به کارگیری تکنیک های سنجش از دور انجام شد. برای تحلیل رابطه ی بین تغییرات کاربری زمین و جزیره گرمایی شهر تصاویر چند زمان? لندست 4 و 7 سنجنده های tm و etm اخذ شده در تاریخ های یازدهم سپتامبر 1990 (مطابق با بیستم شهریور 1369) و دهم جولای 2002 (مطابق با نوزدهم تیر ماه 1381) مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج بررسیهای به عمل آمده از طریق طبقه بندی تصاویر و استخراج اطلاعات آماری هر کلاس کاربری نشان می دهد که شهر یزد در طی سالهای اخیر رشد نسبتاَ سریعی داشته و در نتیجه تغییرات قابل ملاحظه ای در کاربری اراضی آن ایجاد شده است. گسترش فیزیکی شهر یزد از لحاظ نواحی ساختمانی باعث کاهش 1.9 درصد از مساحت پوشش گیاهی طی دوره 13 ساله (1990-2002) شده است. همزمان با افزایش مساحت نواحی ساختمانی و کاهش پوشش گیاهی، وسعت جزیره گرمایی مستقر بر روی مرکز شهر افزایش یافته است. همچنین تحقیق جاری نشان داد ویژگی های حرارتی سطح زمین و الگوهای آن را می توان از طریق نوع و کیفیت کاربری اراضی شناسایی کرد. نتایج بررسی رابطه میان ndvi و دمای سطح زمین با استفاده از تحلیل همبستگی و رگرسیون دو متغیره بیان کننده تاثیر پوشش گیاهی در کاهش دما به علت وجود فرآیند تبخیر و تعرق سطحی است

تحلیل رابطه بارش و رواناب در حوضه آبریز خرم آباد
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1390
    سمیرا کوشکی     احمد مزیدی

چکیده فرآیند بارش - رواناب یک حوضه آبریز عمدتاً تحت تأثیر شرایط هیدرولوژیکی، ژئومورفولوژی و اقلیم منطقه می باشد. میزان توزیع و نوع بارش، پوشش گیاهی، خصوصیات فرآیند تجمع و ذوب برف، لایه خاک و تشکیلات زمین شناسی از عمده عواملی می باشند که میزان رواناب و مولفه های بیلان آب حوضه را تحت تأثیر قرار می دهند. یکی از عمومی ترین روش ها برای شناخت فرآیند بارش رواناب شبیه سازی آن با استفاده از مدل های هیدرولوژیکی و تجزیه و تحلیل نتایج حاصله می باشد. در این مطالعه ابتدا به تجزیه و تحلیل آمار های روزانه بارش و دبی روزانه پرداخته شد و مشخص شد که حداکثر های ماهانه بارش و بیشترین بارش ماهانه حوضه در فروردین ماه رخ می دهد و بیشترین میانگین دبی ماهانه نیز به فروردین ماه اختصاص دارد و سپس با استفاده از مدل hec – hms فرآیند بارش – رواناب حوضه آبریز خرم آباد شبیه سازی شد و مورد واسنجی قرار گرفت. نتایج نشان داد که سازگاری خوبی بین هیدروگراف های مشاهده شده و شبیه سازی شده در خروجی حوضه وجود دارد. مقادیر شاخص کارایی مدل در مرحله اعتبارسنجی با ضریب ناش – ساتکلیف و ضریب واریانس شبیه سازی شده به ترتیب برابر با 68/0- و 09/0 بوده است، که نشان دهنده کارایی بالای مدل در برآورد دبی پیک در حوضه آبریز مورد مطالعه بوده است. سپس با استفاده از پارامتر های بهینه شده که از واسنجی مدل به دست آمد، هایتوگراف بارش طرح در دوره بازگشت های مختلف به صورت پروژه های جداگانه وارد مدل شد و هیدروگراف سیل در دوره بازگشت های مختلف بدست آمد، اجرای مدل در دوره بازگشت های 2، 5، 10، 20، 50، 100 ساله به ترتیب منجر به وقوع دبی های اوج سیلاب با میزان 2/762، 2/1020، 9/1441، 2/1662، 7/1955و 2248 متر مکعب بر ثانیه شده است و سپس به تعیین مشارکت هر زیرحوضه در دبی اوج و حجم سیلاب به منظور اولویت بندی در کنترل سیلاب با استفاده از مدل پرداخته شد، که اولویت مشارکت در خروجی حوضه، در مورد دبی اوج و حجم سیلاب به زیرحوضه شماره 5 اختصاص داشت که این به دلیل مساحت زیاد این زیرحوضه می باشد. برای دست یابی به ویژگی های سیلاب بدون تأثیر مساحت بیشترین دبی پیک مربوط به زیرحوضه شماره 4 و در مورد حجم سیلاب اولویت به زیرحوضه 2 اختصاص دارد. واژه های کلیدی: رواناب، مدلhec-hms ، حوضه آبریز خرم آباد، بارش، سیلاب.

بررسی و تحلیل اقلیم کشاورزی کلزا در استان کرمانشاه
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1390
    سودابه دوستمرادی     احمد مزیدی

چکیده: کلزا از جمله دانه های روغنی است که در سالهای اخیر در مناطق مختلف کشور، کشت می شود. وزارت جهاد کشاورزی افزایش سطح زیر کشت و عملکرد این گیاه روغنی را به منظور خودکفایی و تأمین روغن مورد نیاز مملکت را در دستور کار خود قرار داده است. از آنجایی که کلزا یکی از گیاهان روغنی است که در سال های اخیر در استان کرمانشاه کشت می شود و با توجه به حمایت های گسترده دولت در زمینه کشت دانه های روغنی، بخصوص کلزا، به منظور کاهش وابستگی به واردات روغن نباتی و نزدیکی مجتمع کشت و صنعت ماهیدشت به منطقه به عنوان بازار خرید تضمینی این محصول، گسترش کشت کلزا در منطقه، برای جامعه کشاورز و مشاغل وابسته به آن مفید و موثر خواهد بود. در این تحقیق سعی بر این است که شرایط آب وهوایی استان کرمانشاه برای کشت این محصول مورد بررسی قرار گیرد. در ابتدا عناصر اقلیمی (دما، بارش، رطوبت نسبی و باد) در طی دوره رویشی و هر یک از مراحل رویشی رشد کلزا مورد بررسی قرار گرفته شده است و پس از آن با استفاده نرم افزار gis مناطق کاملاً مناسب، مناسب، ضعیف و نامناسب کشت کلزا در استان کرمانشاه مشخص شده است. و در نهایت با استفاده از نرم افزارهای آماری مهمترین عوامل اقلیمی تاثیر گذار در رشد و عملکرد بهینه محصول در هر کدام از ایستگاه های مورد مطالعه مشخص شدند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که در استان کرمانشاه پهنه کاملاً مناسب بیشترین مساحت استان و پهنه نامناسب کمترین مساحت استان را به خود اختصاص داده است. پهنه های مناسب و کاملاً مناسب در مجموع حدود 70 درصد از منطقه مورد مطالعه را پوشش می دهند. و همچنین نتایج حاصل از رگرسیون چند متغیره نشان داد که در ایستگاه کرمانشاه مجموع بارندگی طی دوره ساقه دهی، در ایستگاه اسلام آباد سرعت باد در دوره رسیدگی، در ایستگاه روانسر رطوبت نسبی دوره جوانه زنی، در ایستگاه سرپل زهاب میانگین رطوبت نسبی دوره گلدهی، در ایستگاه کنگاور سرعت باد در دوره روزت بیشترین تأثیر را بر عملکرد کلزا داشته است.

بررسی و تحلیل سرمازدگی باغات شهرستان اقلید
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1390
    حسین سالاری     احمد مزیدی

از جمله مسائلی که امروزه زمینه ساز بسیاری از مشکلات جدی و مهم در جامعه و به ویژه اقتصاد جوامع می باشد، بلاهای طبیعی است. یکی از این بلاها سرمازدگی می باشد که سالانه خسارات بسیاری را به بخش کشاورزی وارد می کند و سبب مشکلات زیادی نه تنها در اقتصاد کشاورزان بلکه در صنعت غذایی جامعه می شود. از آن جایی که جهت مقابله با این بلا نیاز به شناخت ماهیت و زمان وقوع آن است، لذا هدف این تحقیق بررسی رخ دادهای سرمازدگی سال های اخیر در شهرستان اقلید به منظور تعیین نوع و زمان رخ داد آن می باشد. در این تحقیق سعی گردید تا از دو جنبه آماری و همدیدی این پدیده بررسی شود. از جنبه آماری پس از تست نرمال و تصادفی بودن داده ها با استفاده از روش های کندال و رگرسیون خطی روند های موجود در شروع و تعداد سرمازدگی ها بررسی شد. با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی نسبت به پهنه بندی زمان ریزش اولین و آخرین سرمازدگی ها و پهنه بندی آن ها در 3 آستانه ضعیف، متوسط و قوی اقدام گردید. از جنبه همدیدی تمام نقشه های همدیدی طی 12 دوره سرمازدگی(دوره آماری 1994-2009) بررسی گردید. در این تحقیق کلیه نقشه ها یا بر اساس داده های مرکز پیش بینی محیطی و یا داده های سازمان هواشناسی کشور ترسیم گردید. جهت دقیق تر بودن نتیجه، این نقشه ها با نقشه های جوی تهیه شده به وسیله سازمان هواشناسی کشور مطابقت داده شد. در نهایت چنین نتیجه می توان گرفت که ریزش هوای سرد در سطح شهرستان یکسان نیست و با توجه به نوع محصول متفاوت است. از طرف دیگر بین میزان و تعداد سرمازدگی ها با ارتفاع و تعدادی از پارامترهای جوی ارتباط وجود دارد. در این تحقیق مشخص شد که عامل اصلی سرمازدگی شهرستان اقلید فرارفتی است.

بررسی و تحلیل اثرات عناصر اقلیمی بر تاریخ ریزش آفت سن گندم درشهرستان های اصفهان، گلپایگان، برخوار و میمه
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1390
    فریبا اقبالی بابادی     غلامعلی مظفری

گندم یکی از گیاهانی است که همواره تحت تاَثیر تنش های محیطی قرار دارد و در این میان آفات خسارت زیادی به غلات خصوصاَ گندم وارد می سازند. سن معمولی گندم یکی از آفات اصلی گندم و از مهمترین مسائل گیاه پزشکی ایران محسوب می شود. در این پژوهش، رابطه بین پارامترهای اقلیمی ( دما، بارش، رطوبت نسبی و باد) با تاریخ های آغاز ریزش در شهرستان های اصفهان، گلپایگان، برخوار و میمه واقع در استان اصفهان در طول سال های زراعی 79-1378 الی 89-1388 مورد مطالعه قرار گرفت. بدین منظور کمینه، بیشینه و میانگین دما و روزهای یخبندان سالانه و فصلی و آستانه های مختلف یخبندان(ضعیف، متوسط و شدید) مشخص شد و با استفاده از شاخص بارش استاندارد دوره های خشکسالی و ترسالی سالانه و فصلی مشخص گردید و وضعیت عناصر اقلیمی در فصول پیش از ریزش (پاییز و زمستان) و ارتباط آن با تاریخ های آغاز ریزش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. . به منظور پیش بینی تاریخ ریزش آفت از رگرسیون چندگانه استفاده به عمل آمد و در ادامه با توجه به اهمیت و نقش متغیرهای مستقل عناصر اقلیمی در پیشگویی تاریخ های ریزش از مقادیر بتا استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل همبستگی بین عناصر اقلیمی به ویژه دما و پارامترهای مرتبط با آن و تاریخ-های آغاز ریزش همبستگی قوی و معناداری را در سطح احتمال 95 درصد و 99 درصد نشان می دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که شروع فعالیت آفت به میزان زیادی به وضعیت پارامترهای اقلیمی پیش از زمان ریزش به ویژه در فصل زمستان بستگی دارد. در سال هایی که دمای فصل پاییز و زمستان بالا و بارش در وضعیت نرمال قرار داشته، نسبت به سال هایی که دمایی پایین و بارش و رطوبت نسبی بسیار بالاتر و یا بسیار پایین تر از میانگین داشتند، ریزش آفت زودتر آغاز شده است. بررسی وضعیت باد نشان می دهد، در صورت فراهم بودن سایر شرایط اقلیمی، افزایش سرعت باد نقش موثری در شروع ریزش آفت دارد.

تحلیل تاثیر اقلیم بر روی محصول انار در شهرستان یزد
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1390
    فریده دستجردی     احمد مزیدی

چکیده انار یکی از مهم ترین محصولات باغی است که ایران با بیش از 62 هزار هکتار سطح زیرکشت و تولید سالیانه 700 هزار تن عنوان بزرگترین تولید کننده و صادرکننده انار جهان را به خود اختصاص داده است. بیشترین سطح زیر کشت، تولید و صادرات انار کشور، مربوط به استانهای فارس، مرکزی، اصفهان، خراسان رضوی و یزد می باشد. سطح زیر کشت انار در استان یزد 6050 هکتار است که از این میزان حدود 1479 هکتار متعلق به شهرستان یزد است. اولین فاکتوری که باید برای کشت و کار انار مورد توجه قرارگیرد اقلیم منطقه است. این بررسی به منظور تعیین تاثیر اقلیم بر روی محصول انار شهرستان یزد می باشد به این منظور، از آمار روزانه عناصر اقلیمی دما، حداقل دما ، حداکثر دما، میانگین دما، رطوبت نسبی، باد، بارش و ساعات آفتابی چهار ایستگاه هواشناسی شهرستان یزد طی دوره آماری 19ساله(1371-1389) استفاده شد. همین طور مراحل فنولوژی استاندارد انار با مراحل آن در شهرستان یزد مقایسه گردید و با نظر سنجی از کارشناسان و کشاورزان منطقه، واستفاده از عناصر اقلیمی روزانه مراحل رشد انار، خاتمه ، طول مدت هر مرحله شناسایی و تاثیر هر کدام از عناصر اقلیمی بر آفات و بیماری ها و همچنین تاثیر آنها در تغییر روند تولید به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گرفت. از نظر ساعت آفتابی و عرض جغرافیایی، ارتفاع از سطح دریا و اقلیم، شهرستان یزد مناسب کشت انار تشخیص داده شد. در بخشی از این پژوهش، آسیب سرمایی زمستان و سرمازدگی بهاره و آفتاب سوختگی ناشی از دمای بالای 40 درجه سیلیسیوس باغ های انار در شهرستان یزد بررسی شد. بر این اساس مشخص شد که بیشترین خسارت به محصول انار از طریق سرمای دیررس بهاره، آفتاب سوختگی و ترکیدگی ناشی از آفتاب سوختگی حادث می گردد. در این تحقیق نقش دما به عنوان مهمترین عنصر در عناصر اقلیمی شناخته شد و مشخص شد که این پارامتر اقلیمی در تمامی مراحل رشد دخالت مستقیم دارد. کلمات کلیدی: اقلیم کشاورزی، یخبندان، دما، انار، یزد.

ارزیابی توانمندیها و محدودیت های اقلیم کشاورزی بارش گندم دیم در استان چهار محال و بختیاری
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده علوم انسانی 1391
    سمیه بخشنده     احمد مزیدی

بارندگی نقش مهمی درکشت دیم دارد. با توجه به کمبود مقادیر بارش در کشور ایران، دیم کاری از سابقه طولانی برخوردار است. مقادیر بارش نسبت به سایر عناصر و عوامل اقلیمی بیشترین تأثیر را در تولیدگندم دیم دارد. همچنین میزان عملکرد این محصول استراتژیک به مقدار بارندگی سالانه و توزیع بارش ماهانه در طول رشد بستگی دارد. بنابراین هدف اصلی این تحقیق، بررسی نقش بارندگی در جهت تعیین مناطق مساعد برای کشت گندم دیم در استان چهارمحال و بختیاری است. به همین منظور، بررسی جامعی بر اساس آمار بلند مدت30 ساله (1389-1360)، 10 ایستگاه هواشناسی استان شامل ایستگاه های باران سنجی و سینوپتیک انجام گرفته است. پارامترهای مورد استفاده در این تحقیق عبارتند از: احتمال وقوع بارش سالانه 250 میلیمتر و بیشتر، مقادیر بارش پاییزه، بهاره و خرداد با احتمال وقوع 75%، در ادامه با توجه به نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری عامل بارش، نسبت به تشکیل پایگاه داده های اقلیم-شناسی برای ورود آنها به سیستم اطلاعات جغرافیایی اقدام شده است. سپس با استفاده از نرم افزار gis مناطق مناسب، متوسط، ضعیف و نامناسب کشت گندم دیم در استان چهار محال و بختیاری مشخص شده است. و در نهایت با استفاده از نرم افزارهای آماری تأثیر بارش در رشد و عملکرد بهینه محصول در هر کدام از ایستگاههای مورد مطالعه مشخص شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که پهنه مناسب برای کشت گندم دیم از نظر بارش نواحی شمال غربی و قسمت های کمی از مرکز و جنوب غرب را در بر گیرد، پهنه متوسط نواحی شمالی و قسمت های از مرکز و جنوب غرب استان و پهنه ضعیف بیشتر نواحی شرقی و شمال شرقی و قسمت های از مرکز و جنوب استان و پهنه نامناسب بیشتر قسمت های جنوب غرب استان و مساحت کمی از مرکز استان را به خود اختصاص داده اند. همچنین نتایج حاصل از همبستگی نشان داد که عامل بارش در طی فصول و سال نقش بسیار مهمی در عملکرد گندم دیم داشته است.

بررسی روند میزان واحدهای گرمایی در ایران
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده علوم انسانی 1391
    مهدیه سامی     احمد مزیدی

مسأله تغییر اقلیم به عنوان یکی از شایع ترین مباحث علمی، در واقع مسأله تازه ای نیست. تغییرات اقلیمی غالبا چرخه ای و دوره ای هستند. نماد این تغییرات اقلیمی در تغییر مقادیر طولانی مدت پارامترهای هواشناسی می باشد. دما یکی از مهمترین متغیرهای هواشناسی موثر بر رشد و نمو موجودات زنده می باشد. برای کمی سازی اثر دما بر رشد و نمو گیاهان، عموماً از شاخص های درجه روز-رشد استفاده می شود. از این رو در این تحقیق هدف اندازه گیری میزان روند تغییرات درجه روز-رشد دماهای 5 و 10 درجه سانتی گراد در طول فصل رویشی در 30 ایستگاه سینوپتیک منتخب با 40 سال دوره آماری مشترک(1386-1346)، در سطح کشور و جهت مدیریت بلند مدت می باشد. در این تحقیق سعی بر آن شده است که به بررسی وجود یا عدم وجود روند میزان واحدهای گرمایی در طی فصل رشد در ایران پرداخته شود. از آزمون من-کندال برای بررسی وجود یا عدم وجود روند استفاده گردید.نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که در برخی از ایستگاه ها روند مثبت وجود داشته ولی معنی دار نمی باشند و در برخی نیز روند مشاهده نشد. اهمیت آماری این روندها به وسیله تست من-کندال ارزیابی شد، دو روند از طریق این آزمون به دست آمد(مثبت و بدون روند) که بیشتر ایستگاه ها روند مثبت را نشان دادند ولی هیچ یک از ایستگاه ها معنی دار نیستند. کلمات کلیدی: روند، واحدهای گرمایی، من-کندال، میانگین متحرک، ایران

the stady and analysis of rice agroclimatology in lenjan
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده جغرافیا 1392
    صفورا رجبی مورکانی     کمال امیدوار

the west of esfahan province, iran, is one of the most important agricultural areas throughout the country due to the climate variability and life-giving water of zayanderood river. rice is one of the major and economic crops in this area. the most important climatic elements in agricultural activities which should be considered include temperature, relative humidity, precipitation and wind. so it seems necessary to analyze climatic elements for appropriate planning of planting, reaping and harvesting timing of crops. forasmuch as rice is the most important daily meal and it has been grown in lenjan city for consecutive years and also according to government support of rice cultivation to reduce dependences, the expansion rice cultivation in this area would be useful for farmers and other related jobs. in this research, for more detailed study of climatic elements (include temperature, precipitation, wind and relative humidity) on rice yield, in addition to daily data of lenjan’s climatic elements, data collected from other 4 weather stations ( include esfahan, daran, natanz and najaf abad) during a period of 15 years( 1375- 1390) about different stages of rice cultivation are analyzed. then the correlation between climatic elements and rice yield has been analyzed in selected stations. ultimately after drawing the climatic maps, height levels and slope, final map of zoning appropriate areas from inappropriate ones for rice cultivation according to effective elements is drawn by means of gis. results of this research indicate that there is a completely appropriate area about 492 square kilometers which located in the central areas and in alluvial plains. minimal damage due to late spring frost and early fall frost occurred in this areas of land. primary roots, stems and rice clusters rise up rapidly, but it may be facing a shortage of precipitation to supply required water. the appropriate areas encompass the most part of the map which is about 738 square kilometers. the appropriate and completely appropriate areas encompass about 75 percent of total areas. 345 square kilometers of this area is poor or inappropriate for rice cultivation which located in altitude margin and close to the mountain and is composed of rocky and steep and non-agricultural land. climatic elements analyses indicate that in all selected stations, wind and temperature affect most of the appropriate and completely appropriate areas during different stages of rice growth, but precipitation rate in selected stations for all stages of rice cultivation does not provide required water and rice needs to be irrigated. furthermore relative humidity rate during different stages of rice cultivation in lenjan city is adequate and of other studied stations are sustainable. key words: rice, agro climatology, temperature, precipitation, relative humidity, wind and lenjan.

برآورد و امکان سنجی استفاده از انرژی بادی در استان کرمان
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده علوم انسانی 1392
    سعید جام گوهری     احمد مزیدی

انرژی باد به عنوان یکی از منابع مهم انرژی تجدید پذیر مطرح می باشد. با توجه به اهمیت استفاده از این منبع تجدید پذیر، باید یک برنامه ریزی دقیق برای شناخت پتانسیل موجود در کشور صورت گیرد. بدین منظور چگالی انرژی باد در ایستگاه های سینوپتیک بافت، بم، رفسنجان، سیرجان، شهربابک، کرمان، کهنوج و میانده جیرفت در یک دوره آماری بیست ساله از سال 1993 تا 2012 با استفاده از توزیع احتمال ویبول محاسبه گردید. همچنین ارتباط چگالی انرژی باد با پارامترهای درجه حرارت و ارتفاع سنجیده شد. نتایج تحقیق نشان داد که ایستگاه کهنوج با میانگین سالانه چگالی انرژی باد 225.? وات بر متر مربع، با محتمل ترین سرعت باد 5.?? متر بر ثانیه، سرعت نامی باد 8.?? متر بر ثانیه، 79 درصد سرعت باد بین سرعت های 4 تا 25 متر بر ثانیه، شدت آشفتگی 0.??، ضریب تداوم 0.?? دارای بالاترین پتانسیل انرژی باد در بین ایستگاه های استان می باشد. بیش ترین ضریب همبستگی بین درجه حرارات و چگالی انرژی باد مربوط است به ایستگاه کرمان به میزان 0.??? r = که در سطح 99% معنی دار می باشد. همچنین بیش ترین ضریب همبستگی بین درجه حرارت و سرعت باد مربوط است، به ایستگاه بم به میزان 0.??? r = که در سطح 99% معنی دار می باشد. ارتباط بین ارتفاع و چگالی انرژی باد به میزان 0.???- r = در سطح اطمینان 95% معنی دار می باشد. همچنین ارتباط بین ارتفاع و سرعت باد به میزان ?.??? r = در سطح اطمینان 95% معنی دار می باشد. پهنه بندی پتانسیل انرژی باد نشان داد که، ایستگاه کهنوج در طبقه خیلی خوب قرار دارد و برای استفاده از انرژی باد مناسب است.

تأثیر اقلیم بر بیماری های قلبی و تنفسی در شهر خرم آباد
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده علوم انسانی 1392
    فاطمه سوخته زار     احمد مزیدی

چکیده اقلیم تأثیر زیادی بر زندگی انسان داشته و دارد و محیط زیست انسانی و طبیعی در سطح گسترده ای متأثر از شرایط اقلیمی است. انسان در طول تاریخ برای شناخت، کنترل و سازگاری با اقلیم تلاش های بسیاری کرده است. در این تحقیق هدف بررسی تأثیر اقلیم بر بیماری های قلبی و تنفسی در شهر خرم آباد می باشد. جهت انجام این تحقیق، داده های مربوط به مراجعین بیماران قلبی و تنفسی (افراد زیر 12 سال) از دانشگاه علوم پزشکی خرم آباد اخذ گردید و همچنین داده های اقلیمی، به صورت ماهانه در طی دوره ی آماری 1390-1360 از اداره ی کل هواشناسی استان اخذ گردید. سپس با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون همزمان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که میان تعداد مراجعین بیماران تنفسی و عوامل اقلیمی دما، رطوبت نسبی و جهت باد و همچنین میان تعداد مراجعین بیماران قلبی و عوامل اقلیمی ساعات آفتابی، رطوبت نسبی، سرعت باد، تعداد روزهای گرد و غبار و غلظت گرد و غبارهمبستگی معنادار در بعضی از ماهها وجود دارد. نتایج حاصل از مدل رگرسیون همزمان نشان داد که متغیرهای پیش بین توان تبین 61/0 از واریانس و تغییرپذیری تعداد مراجعان تنفسی را دارند. و ضرایب استاندارد رگرسیونی (beta) نشان داد که تنها متغیرهای دمای هوا و تعداد روزهای گرد و غبار، پیش بینی کننده تعداد بیماران تنفسی هستند. به عبارتی متغیرهای دیگر علیرغم داشتن رابطه، نقش پیش بینی کننده ندارند و سهم آنها در قالب این دو متغیر قرار می گیرد. همچنین نتایج مدل رگرسیون نشان داد که متغیرهای پیش بین توانایی پیش بینی و تبین واریانس متغیر تعداد مراجعان قلبی را ندارد و ضرایب استاندارد رگرسیونی (beta) نشان داد که هیچ یک از متغیرهای اقلیمی پیش بینی کننده تعداد بیماران قلبی نیستند.

پهنه بندی نواحی سیل خیز در حوضه آبریز جونقان
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده علوم انسانی 1392
    مینا بهرامی نیا     احمد مزیدی

با تمام اهمیتی که آب در اقتصاد ایران دارد، سیلاب ها هر ساله حجم عظیمی از آب ها و خاک های حاصلخیز کشور را از دسترس خارج نموده و به کویرها، دریاچه ها و دریا انتقال می دهند. از این رو، در کنترل و مبارزه با این پدیده شناخت عوامل و پارامترهای موثر بر سیلاب اهمیت بسیار زیادی دارد. یکی از روش های مدیریتی مواجهه با سیل، پهنه بندی مناطق و حوضه های آبریز از نظر سیل خیزی می باشد.این پژوهش در پی شناسایی مناطق سیل خیز و میزان خطرپذیری آن ها و همچنین پهنه بندی سیل خیزی در سطح حوضه آبریز جونقان در استان چهارمحال و بختیاری می باشد. پارامترهای مورد بررسی در این تحقیق شامل مساحت، طول، ضریب شکل، شیب متوسط، اختلاف ارتفاع، شماره ی منحنی (cn)، طول آبراهه ی اصلی، شیب آبراهه اصلی، نسبت انشعاب، مجموع طول آبراهه ها، تراکم زه کشی، زمان تمرکز، حداکثر بارش 24 ساعته، دبی پایه، دبی اوج زیرحوضه ها می باشند که لایه های مربوط به هر پارامتر در محیط gis تهیه شد. برای تعیین میزان تأثیر و وزن دهی به پارامترها در رابطه با خطر وقوع سیل، پس از تکمیل پرسشنامه ی مقایسه ی زوجی از سوی کارشناسان، از مدل ahp در قالب نرم افزار expert choice استفاده شد. سپس با اعمال وزن های به دست آمده در نرم افزار gis نقشه ی پهنه بندی خطر سیل حوضه جونقان تهیه و در پنج طبقه سیل خیزی بسیار کم، کم، متوسط، زیاد و بسیار زیاد دسته بندی شد. نتایج نشان می دهد که زیر معیار مساحت با وزنی معادل 0/439 در رابطه با خطر وقوع سیلاب از بیش ترین میزان تأثیر و اهمیت برخوردار است و زیرحوضه 16 به عنوان سیل خیزترین زیرحوضه شناخته شد.

پتانسیل سنجی و مکان یابی انرژی باد در استان فارس
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده ادبیات و علوم انسانی 1392
    مریم بخشی     احمد مزیدی

با افزایش جمعیت، ارتقاء سطح زندگی و نیاز روز افزون بشر به منابع انرژی و از سوی دیگر محدودیت منابع فسیلی و آلودگی های زیست محیطی ناشی از سوخت این منابع، لزوم توجه به انرژی های تجدید پذیر، به ویژه انرژی باد، به عنوان یکی از مهم ترین انرژی های قابل دسترس در سطح زمین ، سازگار با محیط زیست و کم هزینه بیش از پیش افزایش یافته است. اولین گام برای به دست آوردن انرژی باد، شناسایی نواحی با پتانسیل مناسب است. دراین پژوهش، پتانسیل انرژی باد درسیزده ایستگاه همدیدی استان فارس، با استفاده از آمار سه ساعته سمت و سرعت روزانه، طی دوره ی 15ساله(2010-1996)، ارزیابی شد. در ادامه گلبادهای سالانه و فصلی، ایستگاه های مورد مطالعه ترسیم و برای برازش داده ها از توزیع احتمال ویبول استفاده شد. ویژگی های باد با استفاده از پارامترهای سرعت نامی، محتمل ترین سرعت، احتمال وقوع سرعت های باد بین 4 تا 25 متر بر ثانیه، شدت آشفتگی، ضریب تداوم ، موجودیت ساعات باد، تغییرات سرعت باد نسبت به ارتفاعات، مورد بررسی قرار گرفت و چگالی انرژی باد فصلی و سالانه در ترازهای ارتفاعی 10 و 30 تا 80 متری محاسبه شد. نتایج نشان داد که باد در استان فارس دارای سرعت مناسبی است ولی ضریب تداوم پایین و شدت آشفتگی باد بالا می باشد که نشان دهنده وزش بادهای ناگهانی در این استان می باشد و همچنین مناطق شمالی استان شامل ایستگاه های اقلید، ایزدخواست، آباده و صفاشهر براساس جدول درجه بندی نواحی بادخیز گازین و جاستس، از ارتفاع 40متر به بالا، برای نصب توربین بادی و در ارتفاع 80 متری دو ایستگاه اقلید و ایزدخواست برای ایجاد پارک های بادی مناسب می باشند. در مناطق مرکزی استان می توان در ارتفاع 60 متری به بالا از انرژی باد جهت مصارف کشاورزی نظیر پمپاژ آب استفاده نمود و همچنین بهره گیری از انرژی باد درفصول گرم نسبت به سایر فصول استان، مناسب تر می باشد.

بررسی نقش نوسانات اقلیمی بر خشکسالی ها در دشت یزد- اردکان
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده علوم انسانی 1392
    نرگس یزدانی     احمد مزیدی

نوسانات در روند پارامترهای جوی از جمله دما و بارش از ویژگی های طبیعی چرخه اتمسفری بوده که خشکسالی نشانه روشنی از این نوسانات است و نمود آن در مناطق خشک چشمگیر تر است. هدف این تحقیق ارزیابی وضعیت و روند تغییرات سری های دما و بارش و مطالعه انحراف احتمالی این پارامتر ها از حالت نرمال و تاثیر آن ها بر رخداد خشکسالی ها به ویژه در سال های اخیر بوده است. بدین منظور از آمار میانگین دما و بارش 17 ایستگاه دشت یزد- اردکان در دو دوره زمانی 35 ساله (57-1356 تا 91-1390) و 20 ساله (72-1371 تا 91-1390) استفاده گردید. برای تعیین روند دما، بارش و شاخص spi، از آزمون من- کندال و رگرسیون خطی استفاده گردید. سپس با آزمون گرافیکی من- کندال نوع و زمان تغییرات مشخص شد. یافته های تحقیق حاکی از مشابهت نتایج دو آزمون می باشد. تحلیل خشکسالی در مقیاس زمانی 48،24،12،6،3 ماهه و سالانه و فصلی، توسط نرم افزارdip محاسبه شد. نتایج نشان داد در دوره 35 ساله اکثر ایستگاه ها دارای روند افزایش دما و کاهش بارش بودند. در مقیاس فصلی در هر دو دوره حداکثر روند افزایش دما در تابستان، پاییز و حداکثر روند کاهش بارش در زمستان مشاهده شد. در هر دو دوره اسفند ماه، بیشترین روند کاهشی بارش ها را داشته است. در سری سالانه مقیاس 35 ساله، در 75 تا 100% ایستگاه ها روند صعودی دما مشاهده شد. همچنین در دوره 35 ساله ماه های مهر، آبان، شهریور، تیر و مرداد حداکثر روند صعودی دما را نشان دادند. بررسی روند شاخص spi نشان داد اکثر ایستگاه ها در فصل زمستان، حاکی از روند معنی دار افزایش خشکسالی هاست که در اغلب آن ها دما نیز روند افزایشی و بارش روند کاهشی را نشان داده، که این تغییر در دهه ی 90- 1380 در اکثر ایستگاه ها شدیدتر بوده است. به طور کلی با توجه به مقادیر ضریب همبستگی، بیشترین تاثیر نوسانات دما و بارش بر خشکسالی ها مربوط به ایستگاه یزد بوده که می تواند حاکی از ایجاد نوسان کوتاه مدت اقلیمی در این ایستگاه باشد.

بررسی رابطه طول دوره بارش و میزان بارش در مناطق دیم زار آذربایجان (شرقی و غربی)
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده ادبیات و علوم انسانی 1392
    مجید مصطفوی     غلامعلی مظفری

آب مورد نیاز دیم کاری به طور عمده از طریق نزولات جوی تأمین می شود. آگاهی در زمینه ویژگی های بارش و موازنه آبی به منظور شناخت قابلیت ها و محدودیت های رطوبتی در سطح مناطق دیم خیز در طول سال زراعی و در طی هر یک از مراحل رویشی بسیار ضروری است. با توجه به اهمیت دیم در آذربایجان شرقی و غربی و سطح بالا کشت آن، لازم است، طول دوره بارش و میزان بارش، که یکی از پارامترها موثر در کشت دیم می باشد، مورد بررسی قرار گیرد. رابطه این دو ویژگی در مناطق دیم زار آذربایجان با استفاده از همبستگی پیرسون و روش میانیابی بررسی شد. داده های بارش ایستگاه های تبریز، اهر، جلفا و مراغه از آذربایجان شرقی و ایستگاه های ارومیه، خوی، ماکو، پیراندشت و تکاب از آذربایجان غربی برای دوره آماری 1366-1365 تا 1385-1384 انتخاب شد. نتایج این تحقیق نشان داد که ، با حرکت به سمت جنوب غربی منطقه ( پیرانشهر) افزایش میزان بارش و با حرکت به سمت شمال غرب، کاهش بارش را شاهد هستیم. دیرترین زمان شروع بارش بیش از 5 میلی متر در مناطق مرکزی و زودترین زمان شروع بارش در مناطق جنوب غربی به ثبت رسیده است. خاتمه بارش نیز به سمت مناطق جنوب غربی به تعویق می افتد. بیشترین طول بارش در خوی و کمترین طول بارش در تکاب و تبریز اتفاق افتاده است. با حرکت به سمت جنوب طول بارش نیز کاهش می یابد، که با توجه به افزایش میزان بارش به سمت جنوب به خصوص غرب می توان گفت که با افزایش بارش، طول دوره بارش نیز کاهش نشان می دهد. براساس احتمال 80 درصد، شرایط دیم کاری(250 میلی متر) در منطقه به خصوص در مناطق جنوب غرب فراهم می باشد. پراکندگی فصلی بارش نیز نشان داد که، بیشترین بارش در شهرهای مراغه، ارومیه، خوی، تکاب و پیرانشهر در فصل زمستان و در شهرهای ماکو، جلفا، اهر و تبریز در فصل بهار ریزش داشته است. نتایج همبستگی پیرسون، نیز به جز شهرهای ماکو و تبریز، در بقیه شهرها رابطه معناداری را بیان نمیکند.

ارزیابی پتانسیل انرژی خورشیدی در استان فارس
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده علوم انسانی 1393
    زیبا آبسالان     کمال امیدوار

وابستگی شدید جوامع بشری به منابع انرژی جهت رفع احتیاجات صنعتی از یک سو، و آلودگی های زیست محیطی ناشی از احتراق سوخت های فسیلی موجب به وجود آمدن اختراعات و ابداعات گوناگون جهت دستیابی به منابع جدید انرژی گردیده است. از این رو شناخت، مطالعه، و به کارگیری روشهای نوین جهت استفاده از انرژی های تجدید پذیر، به عنوان یک ضرورت درآمده است. در این میان انرژی خورشیدی به عنوان یک منبع بی پایان تأمین انرژی رایگان، پاک و عاری از آثار مخرب زیست محیطی توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. اطلاع از داده های تابش خورشیدی می تواند نقش مهمی در برنامه ریزی ها و اجرای پروژه های مختلف ایفا کند. اما از آنجا که در تعداد معدودی از ایستگاه های هواشناسی داده های تابش خورشیدی ثبت می گردند، جهت برآورد آنها از روش های مختلفی مانند روابط تجربی و رگرسیونی، استفاده از فن سنجش از دور و شبکه های عصبی و میان یابی خطی استفاده می شود که از این میان معادلات تجربی کاربرد گسترده تری دارند. هدف این تحقیق ارزیابی پتانسیل انرژی تابشی خورشید در استان فارس جهت ایجاد تأسیسات خورشیدی است. برای این منظور داده های ساعت آفتابی 8 ایستگاه سینوپتیک (آباده، اقلید، بوانات، داراب، سپیدان، شیراز، فسا، کازرون، لار و نیریز) در دوره آماری 12 ساله (1392-1381)، و 2 ایستگاه (سپیدان و کازرون) به ترتیب 9 و 8 ساله از ادار? کل هواشناسی استان دریافت و با استفاده از معادله تجربی آنگستروم- پریسکات میزان انرژی تابشی خورشید در ایستگاههای مورد نظر محاسبه گردید. محاسبات در محیط excelو spss انجام شد و بر اساس نتایج، نقش? تابشی استان با استفاده از نرم افزار arc gisترسیم گردید. نتایج محاسبات نشان دهند? پتانسیل بالای استان فارس از نظر دریافت انرژی تابشی خورشیدی و روند افزایشی آن از غرب به شرق، و از شمال به جنوب بود. بطوریکه ایستگاه کازرون با متوسط روزانه 28/20 و سالان? 7435، و ایستگاه لار با متوسط روزانه 45/21 و سالان? 7862 مگاژول بر متر مربع به ترتیب کمترین و بیشترین میزان انرژی تابشی خورشید را دریافت کرده اند. همچنین نتایج محاسبه همبستگی تابش خورشیدی با دیگر پارامترهای اقلیمی نشان از همبستگی بالای تابش خورشیدی با ساعت آفتابی به میزان 88/0، در سطح معنی دار 95% داشت. بنابراین میزان ساعت آفتابی بیشترین نقش را در محاسبه میزان انرژی تابشی خورشید دارا می باشد.

تحلیل روند دما و بارش و تاثیر لکه های خورشیدی بر آنها در استان های چهارمحال و بختیاری و اصفهان
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده علوم انسانی 1393
    راضیه نادری بنی     کمال امیدوار

دما و بارش دو پارامتر مهم در اقلیم شناسی هستند که از اهمیت فراوانی در زندگی انسان برخوردارند. بررسی روند تغییرات این دو پارامتر برای مشخص کردن روند کاهشی یا افزایشی در هر یک از آنها بسیار مهم و ضروری است، زیرا در اثر تغییر در روند هریک از آنها امکان ایجاد سیل و یا خشکسالی¬ها وجود دارد که خسارات جبران ناپذیری را در پی خواهند داشت. لکه های خورشیدی به عنوان یکی از مولفه¬های تاًثیر گذار بر سامانه¬ی ا¬قلیمی زمین در مقیاس¬های زمانی متفاوت است که در نهایت نوسانات و تغییرات اقلیمی را به دنبال دارد. در این پژوهش ابتدا به منظور بررسی روند پارامتر¬های دما و بارش در استان¬های چهارمحال¬و-بختیاری و اصفهان، داده¬های سالانه، فصلی و ماهانه مربوط به دما و بارش 11 ایستگاه سینوپتیک شهرکرد، بروجن، کوهرنگ، اصفهان، کاشان، داران، خوربیابانک برای دوره آماری 30 ساله¬ (2010- 1981) ¬و برای لردگان، شهرضا، نطنز و نائین برای دوره آماری 20 ساله¬¬ (2010- 1991)¬ تهیه شد و سپس با استفاده از آزمون من¬- کندال روند تغییرات آنها بررسی گردید. و در ادامه تاثیر لکه¬های خورشیدی را برتغییرات دما و بارش مورد بررسی قرار دادیم. به دلیل نیاز به داده¬های طولانی مدت برای انجام این کار تنها سه ایستگاه شهرکرد، اصفهان و کاشان که دارای آمار بلند مدت بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. داده¬های مربوط به لکه-های خورشیدی از سازمان ژئوفیزیک آمریکا برای دوره آماری50 ساله (2010- 1961) تهیه گردید. و داده¬های دما و بارش سه ایستگاه مذکور نیز برای دوره آماری 50 ساله انتخاب شد. جهت انجام این تحقیق از تجزیه و تحلیل آماری و تحلیل آنالیز موجک با بهره گیری از نرم افزار متلب استفاده شد. نتایج حاکی از روند معنی دار افزایش دما و کاهش بارش در دوره آماری 30 ساله و روند کاهشی در دما دربرخی از ایستگاه¬ها و کاهش بارش در اکثر ایستگاه¬ها در دوره آماری 20 ساله به ویژه در ایستگاه شهرضا است. و بر اساس تحلیل¬های صورت گرفته، مشاهده شد بین دما و فعالیت لکه¬های خورشیدی در برخی از ایستگاه¬ها رابطه معنی¬دار مستقیم وجود دارد ولی بین بارش و فعالیت لکه¬های خورشیدی رابطه معنادار دیده نشد. و با توجه به تحلیل آنالیز موجک سیکل 11 ساله در فعالیت لکه های خورشیدی مشاهده کردیم که اوج فعالیت¬ها درسیکل¬های دوم وسوم و حداقل آن در سیکل¬های اول و چهار وجود دارد.

مکانیابی عرصه های مناسب پخش سیلاب جهت تغذیه مصنوعی آبخوان دشت خانمیرزا با سامانه سنجش از دور (rs)
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده جغرافیا 1393
    فاطمه امینی چرمهینی     احمد مزیدی

قرارگیری کشور ایران در کمربند خشک جهان و وقوع خشکسالی ها، پراکنش نامناسب زمانی و مکانی بارش، ایجاد سیلابهای ناگهانی و هدررفت منابع سطحی آب، از عوامل ایجاد وابستگی فعالیت های بشری به منابع آب زیرزمینی است. تعیین مکانهای مناسب جهت مهار سیلاب ها و پخش آن بر سطح آبخوان یکی از راهکارهای مدیریتی مناسب در جهت تعادل بخشی به افت بی رویه سطح آب زیرزمینی می باشد. هدف این تحقیق یافتن بهترین عرصه های مناسب پخش سیلاب جهت تغذیه مصنوعی در حوضه خانمیرزا است. حوضه آبریز خانمیرزا با وسعت 313کیلومتر مربع در جنوب شرقی استان چهار محال بختیاری قرار دارد. به دلیل عدم مدیریت مناسب در بهره برداری آب هرساله شاهد افت فزاینده سطح آب زیرزمینی در این حوضه هستیم. تجزیه و تحلیل داده های اقلیمی ایستگاه سینوپتیک لردگان و بارانسنجی آلونی در دوره آماری حدود 20 ساله(91-1373) بر اساس روش نموداری آزمون ناپارامتری منکندال و شاخص بارش استاندارد شده(spi) نشان داد که تغییر روند بارش و دما در منطقه رخ داده است. نتایج بررسی آمار چاه های پیزومتری در دوره آماری91-1364 و روند تغییرات سطح ایستابی و همچنین استفاده از شاخص منابع آب زیرزمینی gri تأثیر مثبت اجرای طرح های تغذیه مصنوعی قبلی بر آبخوان را به اثبات رسانید. معیار و فاکتورهای مورد استفاده در زمینه هدف اصلی پژوهش، شامل لایه های زمین شناسی، شیب، نفوذپذیری، بافت خاک، هدایت الکتریکی، مقاومت عرضی، سطح ایستابی، کاربری اراضی، تیپ اراضی می باشد. جهت تعیین مکانهای مناسب از مدلهای تلفیقی و مفهومی منطق بولین(اپراتورand و or)، شاخص های همپوشانی، و ضرب جبر فازی استفاده شد. در روش بولین تنها 19/1 درصد، در مدل همپوشانی binery 4/11 درصد، در شاخص همپوشانی multi class maps در حدود 9/7 درصد و در مدل ضرب جبر فازی 75/0 درصد برای پخش سیلاب مناسب تشخیص داده شدند. نتایج نشان داد که مدل multi class maps دارای انعطاف بیشتر و نهایتاً مدل ضرب جبر فازی در این حوضه دارای دقّت و حساسیت بالاتری نسبت به دیگر مدل ها است. در اجرای این تحقیق مشخص شد که در صورت تعدد فاکتورهای مورد استفاده مدل منطق بولین نیز نتیجه مناسبی به دنبال خواهد داشت. مکانهای مناسب در شیب کمتر از 5 درصد و غالباً در رسوبات کواترنری حوضه قرار دارند.

بررسی روند فراوانی روزهای برفی در استان های اصفهان و چهارمحال و بختیاری
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده علوم انسانی 1393
    مریم جهانگیری     غلامعلی مظفری

تغییر اقلیم دارای نتایج بالقوه بسیاری برای محیط فیزیکی است که میتواند منجر به درگیری و کشمکشهای اقتصادی و سیاسی شود. تغییرات اقلیم میتواند اثراتی داشته باشد که کیفیت زندگی میلیونها انسان را تغییر دهد. فرایند گرم شدن کره زمین در طی دهههای اخیر سبب کاهش روزهای برفی نسبت به گذشته گردیده است . در این تحقیق بر اساس روش من کندال و تحلیل همبستگی پیرسون ضمن بررسی ویژگیهای آماری میزان و فراوانی روزهای برفی در دو استان اصفهان و چهار محال و بختیاری، به بررسی روند فراوانی روزهای برفی برای آگاهی از اثرات گرم شدن کرهی زمین پرداخته شد. بدین منظور از آمار تعداد روزهای برفی، بارانی و میانگین دمای ماهانه 9 ایستگاه سینوپتیک استان اصفهان و 4 ایستگاه سینوپتیک استان چهارمحال و بختیاری در سه دوره زمانی 20 ساله (1390-1371)، 30 ساله (1390-1361) و 40 ساله (1390- 1351) استفاده گردید. یافتههای تحقیق حاکی از مشابهت نتایج دو آزمون من کندال و همبستگی پیرسون میباشد. مطالعه و تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که در دوره زمانی 20 ساله در مقیاس ماهانه اکثر ایستگاههای هر دو استان روند منفی معنا داری را نشان نمیدهند تنها در ایستگاههای اصفهان، گلپایگان، داران ، کاشان و شرق اصفهان در دو سطح احتمال 95 و99 درصد روند کاهشی معنادار مشاهده شد و در مقیاس زمانی فصلی زمستانه و سالانه به ترتیب ایستگاههای گلپایگان و خور و بیابانک روند کاهشی را دارا میباشند. در استان چهار محال و بختیاری تنها در ایستگاه کوهرنگ در مقیاس زمانی ماهانه روند منفی معنا دار در دو سطح احتمال 95 و 99 درصد روند کاهشی حاکم است ولی در ایستگاههای لردگان و شهرکرد به ترتیب در مقیاسهای زمانی ماهانه (اسفند) و سالانه روند افزایشی معنادار مشاهده گردید. با توجه به مقادیر ضریب همبستگی بین میزان کل بارش و فراوانی روزهای برفی با کاهش فراوانی روزهای برفی در هر دو استان به موازات آن از میزان کل بارش نیز کاسته شده است.

تحلیل اثرات تغییر اقلیم( عناصر دما و بارش) بر رواناب سطحی: حوضه ی آبریز قلعه شاهرخ
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده علوم انسانی 1393
    شمسی قهارزاده مهابادی     احمد مزیدی

امروزه پدیده تغییر اقلیم به عنوان مسئله ای ملی و فراملی حائز اهمیت و مورد توجه محافل علمی و حتی سیاسی می باشد. به همین دلیل لازم است در مطالعه و اجرای طرح ها و نیز مدیریت منابع به اثرات این مسئله توجه کافی شود. از این رو هدف این پژوهش بررسی و مطالعه تغییرات عناصر دما و بارش و نیز تأثیر آن ها بر دبی حوضه آبریز قلعه شاهرخ واقع در استان چهارمحال و بختیاری در دو دوره گذشته و آینده است. بدین منظور جهت بررسی وضعیت اقلیمی گذشته از اطلاعات اقلیمی( بارش، میانگین دما، حداکثر دما و حداقل دما) 9 ایستگاه در داخل و خارج از حوضه در دوره زمانی 25 ساله (67-1366 تا 91-1390) استفاده گردید. در این پژوهش با استفاده از آزمون های ناپارامتری من-کندال و دنیلس، تغییرات پارامترهای اقلیمی شناسایی و نیز نوع و زمان آن ها مشخص، سپس اثر آن ها بر دبی حوضه با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون مشخص گردید. نتایج تحقیق (در سطح اطمینان 95 درصد) نشان داد حداکثر دما و متوسط دمای سالانه دارای روند مثبت و حداقل دما و بارندگی سالانه فاقد روند می باشند. همچنین نتایج حاصل از آزمون گرافیکی من- کندال مشخص کرد که زمان شروع بیشتر تغییرات ناگهانی و در دو جهت افزایشی و کاهشی بوده است. نتایج همبستگی نشان داد، بین دبی با حداکثر دما و متوسط دما (در سطح اطمینان 99 درصد) رابطه معکوس و معنی دار و بین دبی با بارش رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد. جهت تعیین وضعیت اقلیمی آینده و اثر آن ها بر دبی حوضه قلعه شاهرخ از خروجی های مدل hadcm3 تحت دو سناریوی a2 و b1 و نیز مدل ریزمقیاس نمائی lars-wg بهره گرفته شد. نتایج در مجموع نشان از افزایش بارندگی و نیز افزایش پارامترهای دمایی در آینده دارد، به طوری که در طی دوره مورد بررسی میزان افزایش بارندگی طبق سناریوهای a2 و b1 به ترتیب 3/9 و 9/11 درصد و افزایش درجه حرارت به میزان 6/0 و 4/0 درجه سانتی گراد پیش بینی می شود. جهت بررسی تأثیر این تغییرات بر دبی حوضه قلعه-شاهرخ با استفاده از تکنیک شبکه عصبی مصنوعی و با بررسی ورودی های مختلف، شبیه سازی بارش- رواناب در حوضه انجام شد که خروجی مدل، افزایش 4/16 و5/10 درصدی دبی را به ترتیب تحت سناریوهای a2 و b1، برای دوره آتی نشان می دهد. مقایسه سناریوهای a2 و b1نشان از وضعیت بحرانی تر سناریوی a2 در حوضه مورد مطالعه دارد.

پهنه بندی اقلیمی استان تهران با روش های آماری چندمتغیره
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده علوم انسانی 1393
    وحید فلاحی زرندی     احمد مزیدی

پهنه بندی اقلیمی به عنوان یکی از مهم ترین جنبه های تحقیقات اقلیمی، به شناسایی مکان های جغرافیایی مشابه و تفکیک مکانی آن ها از فضاهای ناهمگن می پردازد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی و تعیین مهم ترین عناصر اقلیمی موثر و در نهایت پهنه بندی اقلیمی استان تهران با مساحت 12981 کیلومترمربع برای یک دوره آماری 20 ساله (2012-1993) برای 14 ایستگاه استان است. این پژوهش کاربردی– توسعه ای و روش آن توصیفی- تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای، اسنادی و آرشیو سازمان هواشناسی کشور می باشد. بدین منظور پایگاهی مرکب از 49 متغیر اقلیمی ایجاد و متناسب با تراکم ایستگاه ها و تغییرپذیری متغیرهای انتخابی، یک شبکه به ابعاد 10×10 کیلومتر بر روی استان گسترانده شد. ایستگاه های مورد استفاده شامل ایستگاه های همدید و اقلیم شناسی استان تهران می باشد. متناسب با اندازه شبکه، تعداد 125 نقطه اطلاعاتی به دست آمد. سپس با روش میانیابی کریجینگ مقادیر متغیرهای انتخابی در این نقاط مشخص و داده های نقطه ای به پهنه ای تبدیل شدند. به منظور کاهش ابعاد ماتریس داده ها، از روش تحلیل عاملی با دوران واریماکس و از روش تحلیل خوشه ای پایگانی به طریق "وارد" جهت پهنه بندی استفاده شد. نتایج این بررسی نشان می دهد که 6 عامل به دست آمده از روش تحلیل عاملی، 2/93 درصد از پراش متغیرهای اولیه را به خود اختصاص می دهند. این عوامل عبارت اند¬ از: دما، بارش، رطوبت¬نسبی، ابرناکی، بادخیزی و غبارآلودگی که به ترتیب: 34/46، 84/18، 18/10، 83/7، 09/5، 96/4 درصد از تغییرات را نشان می دهند. از روش تحلیل خوشه ای با روش سلسله مراتبی "وارد" نیز 6 ناحیه اقلیمی معتدل و بارانی، نیمه خشک آفتابی، تندری گرم، بادی سرد، نیمه مرطوب گرم، غباری-تندری در استان شناسایی و بر اساس امتیازات عاملی نام گذاری شدند. ناحی? نیمه مرطوب گرم با مساحت 4692 کیلومترمربع بیش ترین درصد از منطقه را شامل می شود و کم ترین آن نیز با مساحت 424 کیلومترمربع به پهنه تندری گرم اختصاص دارد.

پهنه بندی مناطق آسیب پذیر از سیل در استان کهگیلویه و بویراحمد؛ مطالعه موردی: حوضه های آبریز بشار، مارون، زهره و خیرآباد
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده علوم انسانی 1393
    محمدقاسم حسینی     احمد مزیدی

با تمام اهمیتی که آب در اقتصاد وزندگی مردم ایران دارد، سیلاب ها هر ساله مقادیر عظیمی ازآب ها و خاک های حاصل خیز کشور را از دسترس خارج نموده و به کویرها، مانداب ها، دریاچه ها و دریاها انتقال می دهند. از این رو در مواجهه، کنترل و مقابله با این پدیده، شناخت عوامل و پارامترهای موثر بر سیلاب اهمیت بسیار زیادی دارد. یکی از روشهای مدیریتی مواجهه با سیل، پهنه بندی مناطق و حوضه های آبریز از نظر سیل خیزی می باشد. این پژوهش درصدد شناسایی مناطق سیل خیز و خطر پذیر، تعیین میزان خطر پذیری آن ها و هم چنین پهنه بندی سیل خیزی در سطح چهار حوضه آبریز دائمی و بزرگ استان کهگیلویه و بویر احمد، شامل حوضه های آبریز بشار، مارون، زهره، و خیر آباد می باشد. پارامترهای مورد بررسی در این تحقیق شامل عوامل هیدرولوژی (ارتفاع رواناب، شماره منحنیcn ، فاصله از آبراهه)، عوامل فیزیوگرافی (شکل حوضه، شیب حوضه، شبکه زهکشی) عوامل زمین شناسی(سنگ شناسی، خاک، کاربری اراضی)که لایه های مربوط به هر پارامتر در محیط gis تهیه گردید. برای تعیین میزان تأثیر و وزن دهی به پارامترها در رابطه با خطر وقوع سیل، از مدلahp در قالب نرم افزار expert choice استفاده شد. سپس با اعمال وزن های به دست آمده در نرم افزار gis نقشه پهنه بندی خطر سیل در حوضه های بشار، مارون، زهره، و خیرآباد تهیه ودر پنج طبقه سیل خیزی بسیارکم، کم، متوسط، زیاد، و بسیار زیاد دسته بندی شد. نتایج نشان می دهد که زیر معیار شماره منحنی با وزنی معادل731/ . در رابطه با خطر وقوع سیلاب از بیش ترین میزان تاثیر و اهمیت در این حوضه ها برخوردار است، و زیر حوضه شماره 40 در حوضه بشار، و زیر حوضه شماره 3 در حوضه مارون، و زیر حوضه شماره 23 در حوضه زهره، و زیر حوضه شماره 2 در حوضه خیرآباد، به عنوان سیل خیزترین زیر حوضه ها شناخته شدند.

تحلیل اقلیم شناسی سیلاب شهری: مورد مطالعه شهر یزد
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده علوم انسانی 1393
    مهناز نصرآزادانی     غلامعلی مظفری

پدیده سیلاب به دلیل گسترش شهرهای بزرگ چهره جدیدی پیدا نموده است و تحت عنوان سیلاب شهری جایگاهی جدیدی را در مطالعات شهری باز نموده است. شهر یزد به عنوان اراضی که دارای سطوح وسیعی از اراضی غیرقابل نفوذ و یا کم نفوذ شامل کاربری های مختلف بوده ،که دارای توان استحصال قابل توجه نزولات جوی می باشد. بررسی و شناخت سیلاب های شهری به منظور طراحی شبکه های هدایت، جمع آوری و دفع آب های سطحی شهرها می تواند به منظور کاهش اثرات کم آبی بخصوص در مناطق خشک و نیمه خشک کشور همچون شهر یزد صورت گیرد. پژوهش انجام شده در منطقه ای به وسعت 42568 کیلومتر مربع در محدوده شهر یزد و با به کار گیری روش های scs و pmp به ترتیب برای محاسبه حجم رواناب شهری و حداکثر بارش محتمل انجام شده است. بدین منظور از آمار ایستگاه هواشناسی یزد در طول دوره ی آماری (1993-2012) استفاده گردید. ابتدا حداکثر بارش های روزانه در ماه های مختلف استخراج گردید و بارش های حداکثری در ماه برای دوره های بازگشت های مختلف محاسبه گردید سپس حداکثر بارش های روزانه در سال برای محاسبه حداکثر بارش محتمل استفاده گردید. همچنین شدت بارش های مختلف در طول دوره آماری بررسی گردید و در آخر نقشه های کاربری اراضی جهت استخراج کاربری های مختلف شهر یزد و مشخص نمودن مرز حوضه به منظور محاسبه حجم رواناب استفاده گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که گسترش فیزیکی شهر یزد از لحاظ نواحی ساختمانی و نواحی آسفالتی موجب ایجاد رواناب و گرفتگی معابر در برخی از قسمت های شهری به هنگام بروز بارش هاش حداکثر در طول دوره مورد مطالعه، گردیده است. حداکثر بارش 24 ساعته در شهر یزد 20 میلی متر می باشد که در صورت بروز چنین بارشی حجم کل رواناب برای حداکثر بارش 24 ساعته 169753/5متر مکعب برآورد گردید. همچنین حداکثر بارش محتمل 24 ساعته برای شهر یزد94/53 میلی متر می باشد.

تحلیل تغییرات سطوح پوشش برف در ارتفاعات دنا با استفاده از سنجش از دور
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده علوم انسانی 1393
    شکوفه امیدی قعله محمدی     احمد مزیدی

برف یکی از اشکال مهم بارش در چرخه هیدرولوژی مناطق کوهستانی است که در تأمین منابع آب شرب و کشاورزی به صورت جریان تأخیری در فصول پرآبی و جریان های حداقل در فصول کم آبی نقش ارزنده ای ایفا می کند. پوشش برف ارتفاعات دنا از جمله ذخایر برفی مهمی است که منبع اصلی تأمین آب های سطحی و شارژ آبهای زیرزمینی مناطق جنوب و جنوب غرب کشور به شمار می رود. هدف اصلی این پژوهش بررسی تغییرات سطوح پوشش برف ارتفاعات دنا و تأثیر آن بر دبی ایستگاه های پاتاوه و کتا می باشد که دارای رژیم برفی هستند و قسمت مهمی از منابع آب آن ها از ذوب برف تأمین می شود. بدین منظور از داده های ماهواره لندست و سنجنده tm و etm+ در سالهای 1992، 2000، 2003، 2009 و 2013 در ماه های آوریل وسپتامبر استفاده گردید. پس از تصحیح و پردازش تصاویر، سطوح پوشش برف با استفاده از شاخص ndsi استخراج شد و نقشه های حاصل نشان دهنده تغییرات گسترده دوره ای و پسروی سطوح پوشش برف بوده بطوری که این تغییرات روند کاهشی داشته است. در بررسی رابطه مساحت پوشش برف و دبی ایستگاه های پاتاوه و کتا از آمار سال آبی 1366- 1367 تا 1392- 1393استفاده گردید. نتایج نشان داد مساحت پوشش برف ماه آوریل با دبی ماه آوریل ایستگاه پاتاوه در سطح احتمال 99% دارای رابطه معنادار و مساحت پوشش برف ماه آوریل با تأخیر یک ماهه با دبی ایستگاه پاتاوه دارای رابطه معنادار در سطح احتمال 99% می باشد و مساحت پوشش برف ماه آوریل با دبی ماه آوریل و با تأخیر یک ماهه ایستگاه کتا رابطه معناداری ندارد. و در بررسی رابطه بین مساحت پوشش برف و دما و با تاخیر یک ماهه رابطه معنادار و معکوس در سطح احتمال 99% وجود دارد.

پیشبینی فراوانی وقوع گرماهای فرین با استفاده از روشهای شبکه عصبی مصنوعی و رگرسیون خطی در ایران مرکزی
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده ادبیات و علوم انسانی 1393
    سمانه دهقانی زاده     کمال امیدوار

رویدادهای اقلیمی فرین، پدیدههایی هستند که از نظر شدت و فراوانی کمیاب هستند. عمده فعالیت های انسانی براساس دما پایه گذاری شده و ارگانیسم و فعالیت های ذهنی و بدنی انسان و اغلب زیستمندان، نسبت به دماهای فرین به شدت حساس بوده و دچار مشکل می شود. گرماهای فرین از تظاهرات اصلی تغییرات اقلیمی جهان معاصر هستند که به لحاظ وقوع و صدمات جانی و مالی به بار آمده، بسیار حائز اهمیت می باشد. روزهای گرم از حالت های دمایی و رخداد آن ها یکی از حالت ها و پدیده های مهم اقلیمی به شمار می آید. در این تحقیق، منظور از گرمای فرین، دمای فرین می باشد. نوع تحقیق کاربردی- توسعه ای و روش آن کمی- تحلیلی است. هدف از این پژوهش پیش بینی فراوانی وقوع گرماهای فرین با استفاده از آمار روزانه هواشناسی ایستگاه های یزد، طبس، بافق، رباط پشت بادام، کرمان، کهنوج، شهربابک، بافت، اصفهان و کاشان طی دوره مشترک آماری 21 ساله (1372- 1392) می باشد. با استفاده از روشهای صدک 90 و میانگین، آستانه گرماهای فرین تعریف و براساس آن، فراوانی ماهانه گرمای فرین هر ایستگاه مورد بررسی قرار گرفت. برای بررسی فراوانی فصلی هر ایستگاه نیز، آستانه براساس میانگین گیری بین آستانه های هر سه ماه، تعریف شد. برای ارائه مدل برتر پیش بینی فراوانی وقوع گرماهای فرین از دو روش رگرسیون خطی و روش غیرخطی شبکه عصبی بهره برده شد. در این تحقیق، تأثیر فراسنجهای بارش، رطوبت نسبی، سرعت باد، دمای حداقل و دمای میانگین بر روی دمای حداکثر، برای وقوع گرماهای فرین با استفاده از این دو روش بررسی گردید. نتایج تحقیق نشان داد که بیشترین فراوانی وقوع گرمای فرین در فصول بهار و پاییز حادث می شود. آزمون سه نوع شبکه های عصبی نشان داد که شعاعی و نارکس قادرند با دقت بالا و میزان خطای کمتری نسبت به شبکه های عصبی پرسپترون چندلایه به پیش بینی و شبیه سازی دماهای حداکثر بپردازند. مقایسه داده های پیش بینی شده و داده های واقعی نشان از توانایی شبکه عصبی توابع شعاعی نسبت به دو شبکه دیگر دارد. شبکه توابع شعاعی در ماه های اردیبهشت، تیر، مرداد، شهریور، مهر و آذر بالاترین کارایی و پایین ترین خطا را حاصل کردند. در ماه اسفند میزان کارایی رگرسیون نسبت به شبکه بالاتر می باشد اما به دلیل بیشتر بودن خطای آن نسبت به شبکه از تأثیرگذاری کارایی کاسته می شود، در نتیجه شبکه توابع شعاعی مناسب تر می باشد.

تحلیل و پهنه بندی مخاطره سیلاب با تأکید بر پارامتر های هیدروژئومورفولوژیکی در حوضه آبخیز رحیم آباد فسا
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده علوم انسانی 1393
    مرجان بنا     کمال امیدوار

سیل یکی از انواع مخاطرات طبیعی ا¬ست که همه سا¬له خسارات زیان¬¬باری را در سراسر جهان و از جمله ایران به وجود می آورد. برای¬ جلوگیری¬ از رخداد سیلاب، باید مناطقی را شناسایی¬کرد که ¬دارای¬ پتانسیل ¬بالایی در ایجاد این پدیده هستند و برای کاهش¬خطرات احتمالی، از سر منشأ تولید، وارد عمل شد که همانا حوضه¬های آبخیز هستند. در حوضه¬آبخیز رحیم¬آباد فسا نیز به دلیل¬سیل خیز بودن منطقه وخسارات مالی و جانی ناشی از سیلاب که هر ساله اتفاق می¬افتد لازم است مناطق خطر¬پذیر را¬شناسایی¬کنیم، دراین پژوهش نیز برای پهنه بندی مخاطره سیل-خیزی (ارتفاع روا¬ناب، شماره منحنی، فاصله ¬از ¬آبراهه، شکل¬¬ حوضه، شیب¬ حوضه، شبکه زهکشی، سنگ شناسی، خاک، کاربری¬¬اراضی) را شناسایی و وزن هرکدام از معیارها، پس¬ از -تکمیل پرسشنامه¬ مقایسه¬ زوجی ¬از سوی¬ کارشناسان¬، به¬وسیله مدلahp¬ درقالب نرم¬¬افزار expert choice مشخص شده و وزن عوامل و پارامترها، محاسبه گردید. سپس لایه های اطلاعاتی این پارامترها با استفاده از نرم افزارهای 9.3 arc gis تهیه ¬وکلاس بندی شد. با در نظر گرفتن وزن های بدست آمده برای هر عامل و امتیاز هایی که به خود اختصاص دارند، نقشه نهایی بر اساس مدل فرایند سلسله مراتبی (ahp)، به 5 طبقه سیل خیزی بسیار کم، کم، متوسط، زیاد و بسیار زیاد دسته بندی شد. نتایج حاصل نشان می¬دهدکه در قسمت جنوبی حوضه و همچنین قسمتی از پایین¬دست¬حوضه خطر وقوع سیل بسیارزیاد و در قسمت شمال حوضه کم و درنقطه خروجی حوضه بسیارکم است و زیرمعیار شماره منحنی با وزنی معادل 0/559 در رابطه با خطر وقوع سیلاب از بیشترین میزان تأثیر و اهمیت در این حوضه برخوردار است¬که ازمعیار هیدرولوژی مورد استفاده در پژوهش می¬باشد.

پیش بینی دماهای حداکثر روزانه با استفاده از مدل شبکه عصبی مصنوعی در استان کرمان
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد - دانشکده جغرافیا 1393
    سودابه کریمی     احمد مزیدی

دما یکی از مهم ترین پارامترها ی اقلیمی است که نقش مهمی در حیات بشر دارد. با توجه به تغییرات اقلیمی و خشکسالی های اخیر پیش بینی دماهای حداکثر از اهمیت زیادی برخوردار است. همچنین در حوزه های مختلف مدیریت منابع آبی و طبیعی، خشکسالی ها، ذوب برف و سیلاب، تبخیر و تعرق، گسترش آفات و بیماری ها اهمیت ویژه ای دارد. با توجه به توانایی شبکه های عصبی مصنوعی در شبیه سازی فرایندهای بسیار پیچیده، از آن ها برای پیش بینی و محاسبه پارامترهای اقلیمی استفاده می شود. هدف این پژوهش پیش بینی دمای حداکثر روزانه سه ایستگاه کرمان، بم و بافت می باشد. بدین منظور پارامترهای اقلیمی روزانه میانگین رطوبت نسبی، میانگین فشار ایستگاه، بیشترین فشار، کمترین فشار، دمای حداقل، دمای حداقل خاک، میانگین دما، تبخیر، میانگین دمای تر، بیشترین رطوبت، کمترین رطوبت، رطوبت ساعت 3 به عنوان ورودی شبکه های عصبی و دمای حداکثر روزانه به عنوان خروجی شبکه مورد استفاده قرار گرفت. پارامترهای مذکور دوره آماری24ساله (2013-1989) را در بر می گیرد. 70 درصد داده ها برای آموزش شبکه و30 درصد برای تست شبکه به کار برده شدند. برای بررسی شاخص های عملکرد شبکه از میانگین مربعات خطا و همبستگی استفاده شد. شبکه پرسپترون چند لایه با توجه به میزان خطا و همبستگی بین داده ها از دقت بیشتری برخوردار است. نتایج خروجی شبکه عصبی پرسپترون چند لایه نشان داد که این شبکه برای ایستگاه های بم و کرمان بهترین خروجی با خطای کم را نشان می دهد. اما برای ایستگاه بافت نتایج هر دو شبکه عصبی تابع بازگشتی و پرسپترون چند لایه نزدیک به هم می باشند، اما نتایج شبکه خطای کم و همبستگی بیشتری نسبت به خروجی مورد نظر (دمای حداکثر روزانه) را نشان می دهد. همچنین از بین پارامترهای اقلیمی استفاده شده دمای حداقل و میانگین دمای تر نسبت به دیگر پارامترهای اقلیمی ورودی شبکه عصبی پیش بینی دمای حداکثر روزانه را با خطای کم و همبستگی بیشتری نشان می دهند.

تحلیل برنامه ریزی کاربری اراضی شهری با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی ناحیه دو شهر نیشابور
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1385
    زهرا خدابخشی     محمدحسن سرایی

چکیده ندارد.

آشکارسازی تغییرات کاربری اراضی شهر گرگان با استفاده از داده های سنجش از دور و تکنولوژی ( gis (1978-2002
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1385
    هاجر جهانشاهی نوکنده     احمد مزیدی

چکیده ندارد.

برنامه ریزی توسعه فضایی شهرستان سرایان
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1385
    غضنفر خیاط     کرامت الله زیاری

چکیده ندارد.

بررسی و تحلیل نابرابری های اقتصادی-اجتماعی در نواحی شهری استان لرستان: با تاکید بر نابرابری های صنعتی
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1384
    فرزاد قرلیوند     احمد مزیدی

چکیده ندارد.

بررسی و ارزیابی کاربری اراضی: نمونه موردی شهر یاسوج
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1387
    مهدی صفرزاده     احمد مزیدی

چکیده ندارد.

بررسی و ارزیابی توزیع منابع بوم شناسی در شهر بوشهر بر اساس شاخص ef
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1387
    عبدالحمید زارعی فرشاد     محمدحسین سرابی

چکیده ندارد.

پهنه بندی اقلیمی استان یزد با روشهای آماری چندمتغیره و gis
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1387
    فرزانه شیرانی بیدآبادی     احمد مزیدی

چکیده ندارد.

بررسی امکان استفاده از نیروی باد در تولید انرژی و مکان یابی آن در استان یزد
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1387
    مهدی دهقان طزرجانی     کمال امیدوار

چکیده ندارد.

مطالعه روند دمایی میکرواقلیم شهر یزد
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه یزد 1388
    فاطمه فلاح زاده     احمد مزیدی

میکروکلیمای شهر تحت کنترل شدید فعالیتهای انسانی قرار دارد و یکی از روشن ترین اثرات آن پدیده جزیره گرمایی شهری است که امروزه در شهرهای بزرگ و کوچک سراسر جهان از جمله ایران به یک معضل زیست محیطی(افزایش دما و آلودگی هوا) تبدیل شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، ارزیابی توزیع حرارت در شهر یزد و حومه و همچنین مطالعه نیمرخ دمای خاک آن است که در راستای این هدف ایستگاههای یزد در غرب و مرکز پژوهشی در جنوب غرب واقع در شهر یزد به عنوان مهمترین ناحیه مطالعاتی و ایستگاههای اشکذر در شمال و محمدآباد در جنوب یزد به عنوان ناحیه حومه شهر انتخاب گردید. نقشه های توزیع حرارت شهر یزد با استفاده از روش درونیاب کریجینگ در محیط surfer ترسیم گردید و سپس شدت اختلاف دمای حداقل و حداکثر ما بین ایستگاههای مورد مطالعه محاسبه گردید. علاوه بر این روند دمای اعماق خاک(عمق 5 سانتی متری تا عمق یک متری از سطح زمین) ایستگاه یزد و مرکز پژوهشی مورد ارزیابی قرار گرفت و پروفیل آن در محیط excel ترسیم گردید. بررسیها نشان داد که شهر یزد ویژگی یک جزیره حرارتی را داراست و مرز بین شهر یزد و حومه آن به ویژه با اشکذر از شیب تند حرارتی به سمت مرکز شهر برخوردار است، به نحوی که جزیره حرارتی بین ایستگاه یزد و اشکذر از حداکثر مقدار برخوردار است و بیشینه شدت آن در ماه شهریور واقع شده است که دمای آن از 4 درجه فراتر رفته است. هسته دوم گرما بین ایستگاه مرکز پژوهشی و اشکذر قرار دارد که اوج اختلاف دمای حداقل در ماه مرداد به 5/3 درجه می رسد. شدیدترین جزایر سرمایی بین ایستگاه یزد و مرکز پژوهشی قرار دارد و در درجه دوم بین مرکز پژوهشی و محمدآباد واقع شده است. شدت جزیره حرارتی در اواخر فصل تابستان و اوایل پاییز به اوج خود می رسد و در فصل زمستان(بخصوص ماه اسفند) و فصل بهار(بویژه ماه اردیبهشت) کمترین شدت را دارد. ارزیابی روند دمای خاک نیز نشان داد که روند دمای خاک ایستگاه یزد و مرکز پژوهشی در ماههای گرم و سرد سال کاملاً متفاوت است. در طول ماههای گرم سال اختلاف دما مثبت و شدید است(خاک یزد گرمتر از مرکز پژوهشی است)، در صورتی که در ماههای سرد سال اختلاف دما منفی و ملایم می شود. بیشترین اختلاف دمای مشاهده شده بین دو ایستگاه مذکور در ماه خرداد و در ساعت 5/12 ظهر و در عمق 5 سانتی متری حدود 6/11 درجه است، در صورتیکه اختلاف مزبور در ماه مهر به صفر درجه رسیده است.

اقلیم و کشاورزی دشت یزد-اردکان
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه اصفهان 1371
    احمد مزیدی     محمدرضا کاویانی

حوزه آبریز دشت یزد-اردکان با مساحت 12054 کیلومتر مربع دراستان یزد واقع است این منطقه بعلت واقع بودن در زیر مرکز فشار زیاد جنب استوائی دارای بارندگی کم و نوسانات درجه حرارت زیاد است اولین روز یخبندان در دشت مورد مطالعه ازاواسط آبان تادهه اول آذر شروع و تااواسط اسفند الی اوایل فروردین ماه ادامه می یابد. میانگین ساعات آفتابی ماهانه از 124 ساعت در دی ماه تا 368 ساعت در تیرماه متغیراست . جهت غالب وزش باد شمال غربی است میزان بارش منطقه کمتراز 60 میلیمتر درحوالی کویرسیاه کوه تا بیش از 250 میلیمتر درارتفاعات شیرکوه متفاوت است . منبع تامین کننده آب منطقه آبهای زیرزمینی است که ازطریق حفرقنوات در گذشته و حفرچاههای عمیق و نیمه عمیق درحال حاضر مورد بهره برداری قرار گرفته است . نیاز آبی گیاهان منطقه متفاوت است و بطورمتوسط آب خالص مورد نیاز گندم و جو 360 میلیمتر، یونجه 1620 میلیمتر و خیار و کدو 247 میلیمتر درطول دوره رشداست . با نگرش به موقعیت منابع آبی منطقه و محدود بودن آن . آب به عنوان مهمترین عامل تعیین کننده سرنوشت حال و آینده کشاورزی است و لزوم برخورداری ازیک برنامه جامع استفاده از منابع آب را اجتناب ناپذیر می نماید . الگوی کشت منطقه نیز براساس کشت گیاهان کم آبخواه استوار است لذا مواردی که می تواند درجهت استفاده بهتر و مناسب تر از منابع آبی بکار برد می توان ازاین موارد نام برد. جلوگیری از تبخیر، کشت گیاهان کم آبخواه و بکار بردن سیستم های صحیح آبیاری . عمل انتخاب گیاه را می توان براساس مشاهده گیاهانی که باکمترین آب رشد کرده اند قرار داد امابرای انتخاب واریته های نویدبخش می توان از گیاهانی که درفصل سرد رشد می کنند، تعرق آنها کم باشد و بتوانند آب شور و کیفیت پائین را تحمل نمایند استفاده نمود. باتوجه به کمیت و کیفیت آب ، وضعیت اقلیمی منطقه و موارد دیگر کشت متناسب برای مناطق مختلف به این شرح است . دشت میبد-اردکان باتوجه به کمیت و کیفیت پائین آب محصولاتی نظیر انار، پسته و غلات در دشت حومه یزد ازهمین محصولات به اضافه انگور، درمناطق نیمه کوهستانی بادام و میوه جات هسته دار که درمناطق کم ارتفاع آن می توان از انار، انجیر و غلات و در مناطق کوهستانی بادام و میوه جات هسته دار استفاده نمود.