نام پژوهشگر:

اصغر جوانی

بیان تصویری در شاهنامه فردوسی و نقد نمود آن در شاهنامه بایسنقری
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه هنر اصفهان - دانشکده هنر 1388
    بهنام مهرابی     حسین مسجدی

چکیده شاهنامه فردوسی به عنوان یکی از کتاب هایی که بیش از هر کتاب دیگری، در طول تاریخ هنر نقّاشی ایران، تصویرسازی شده است، از جایگاه ارزنده ای از نظر تعامل و ارتباط میان ادبیّات و نقّاشی برخوردار است. این اثر گرانقدر، نوعی رساله فرهنگی، هنری و ادبی است که با پاسداشت و انتقال مفاهیمی چون نیکی و داد و دهش؛ اخلاق و انسانیّت، آزادی و وطن دوستی را در خلال داستان ها و تصاویر بی بدیلش، به مخاطب عرضه می دارد و تصویرگری شاهنامه در طول تاریخ این سرزمین، جلوه ای از آرمان ها و آرزوهای نخبگان حاکم در ایران زمین برشمرده می شد. امری که حدّ و مرز نمی شناخت و حتّی در مورد فاتحان غیر ایرانی هم مصداق داشت. نمونه بارز این امر، سلسله های مغول و تیموری و حاکمان غارتگر آنهاست؛ سلسله هایی که پس از اندک زمانی، تحت تأثیر حکیم فرزانه ای چون فردوسی، دست به تولید و تصویر نسخه های متعدّدی از شاهنامه می زنند، به شکلی که حتّی آثار ایشان، در ردیف برترین و ارزشمند ترین نمونه های بر جای مانده از ادوار دور قرار می گیرد. بی شک عواملی چند، سبب توجّه بسیار به این اثر گرانقدر شده، امّا قطعا ًیکی از مهمترین این عوامل، تصویرپردازی استادانه و یا بهتر بگوییم؛ بیان تصویری فردوسی است، که در واقع مسأله اصلی این پژوهش را نیز می نماید. در حقیقت این مقال در پی بررسی و تبیین تصویرپردازی فردوسی در شاهنامه و نقد نمود آن در یکی از معتبر ترین نسخه های شاهنامه، که در تمام اعصار به عنوان نمونه ای بی نظیر بدان نگریسته شده، است. امّا در این میان سوالاتی مطرح است که سعی شده تا در طول تحقیق، با تحلیل تطبیقی شاهنامه فردوسی و شاهنامه بایسنقری، به آنها پاسخ داده شود. نخست اینکه آیا فردوسی به تطابق تصویری مفاهیم و مضامین داستان هایش می اندیشیده است؟ اگر این گونه بوده، بازتاب این امر در تصاویر وی چگونه است؟ و سپس اینکه چه هماهنگی ها و همگونی ها و یا تفاوت هایی میان تصاویر فردوسی و تصاویر شاهنامه بایسنقری وجود دارد؟ و آیا نگارگران شاهنامه بایسنقری، توانسته اند جان کلام فردوسی را دریابند و تصاویری متناسب با اندیشه ها و تصاویر وی، رقم زنند؟ در فرایند تحقیق و با بررسی تطبیقی تصویر پردازی در شاهنامه فردوسی و نگاره های شاهنامه بایسنقری، نتایجی بدین قرار حاصل آمد: نخست، از آنجا که تصویر جزوی از ساختمان شعری فردوسی دانسته شده و تنها گونه ای تزیین در اشعار وی نیست، و شاعر تصاویری دقیقاً به جا و به تناسب موقعیت آورده، می توان گفت که فردوسی به احتمال قریب به یقین، آگاهانه و از پیش دانسته، تصاویر شعری اش را رقم زده است. دوم این که تصویر پردازی فردوسی از لحظات و صحنه ها و اشخاص، بسیار دقیق و متناسب با حال و هوای موضوع و مضمون است. و سوم، نگاره های تصویر شده در شاهنامه بایسنقری، تا جایی که ویژگی های مکتب هرات و برخی محدودیت های احتمالی دیگر- که مانع آزادی نگارگر می شده- اجازه داده، توانسته اند در اغلب موارد، تصاویری متناسب با تصاویر شاهنامه فردوسی ارائه دهند.

نقش هنر درمانی در کودکان 7 تا 14 سال (به نگاه ویژه به نقاشی درمانی) نام دانشجو: معصومه گرکانی نژاد
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه هنر اصفهان - دانشکده هنرهای تجسمی و کاربردی 1388
    معصومه گرکانی نژاد     اصغر جوانی

چکیده هنر درمانی یعنی درمان و شفا بخشی آشفتگی های روانی از طریق واسطه های هنری که در آن درمان جو می تواند درون خود را آشکار سازد و به درمان گر کمک کند تا آنچه را او ارائه کرده، تحلیل نموده و در جهت شیوه های درمانی دیگر قدم بردارد. در ایران این روش درمان به صورت علمی نوپاست و از آنجا که در سیستم های آموزش رشته های هنری و نیز آموزش پزشکی، بویژه روانپزشکی، جای خود را آنچنانکه باید و شاید باز نکرده موضوعی ناشناخته باقی مانده است. با توجه به آنکه هنر در دنیای کودکان جایگاه ویژه و قابل توجهی داشته و معمولاً آنچه در سنین کودکی بر ذهن کودک نقش می بندد تا سالهای دراز زندگی همراه اوست، بررسی نقش هنردرمانی و بویژه نقاشی درمانی در فرآیند درمان و ساماندهی رفتارهای کودکانه اهمیت بسزائی دارد. این اهمیت زمانی دوچندان می شود که دریابیم هنوز این نقش و نتایج حاصل از آن به صورت بایسته تبیین نشده است. نیاز به درک صحیح جامعه ی هنری کشور در نقش تأثیرگذارش در درمان پاره ای بیماری ها و اختلالات روحی و روانی، بویژه در کودکان، و همچنین نیاز به درک صحیح اغلب متخصصان حوزه ی درمان از نقش پررنگ هنر در راستای رفع ناهنجاری های روحی و روانی از جمله مسائلی است که این پژوهش به آن نگاهی ویژه دارد. با این تفاسیر و با توجه به آنچه بیان شد «بررسی هنر درمانی در کودکان و نیز بررسی رفتارهای آنان در نقاشی هایشان با توجه بر فرآیند هنر درمانی» را می توان به عنوان مسائل اصلی مورد نظر این پژوهش در نظر گرفت. با درک این مسأله، این پژوهش در نظر دارد تا پس از تبیین جایگاه هنر درمانی و بویژه نقاشی درمانی ارتباط رفتارهای تعدادی کودک 7 تا 14 ساله را با مقوله ی هنر نقاشی مورد توجه قرار داده و با تحلیل نقاشی های موضوعی آنها، نقش مقوله ی هنر را در ساماندهی رفتارهای کودکانه و بهبود روان و جسم آنان بررسی نماید. نتایج تحقیق ارتباط بین این دو مقوله را اثبات نموده و راه هایی نو را برای درک احساساتی که زبان قادر به بیان آن نبوده و در ضمیر ناخودآگاه کودکان مخفی است، تبیین می کند. روش هائی که با بیانی آزاد از دنیای ناخودآگاه، عواطف، گرایش ها، آرزوها، نگرانی ها و تعارضات درونی کودکان موجب تخلیه ی هیجانی و احساس آرامش و سازگاری در آنها شده و در بررسی هوش، تشخیص کلینیکی روان شناسی و تشخیص و درمان بیماری های جسمی آنها (در کنار روش های علمی و پزشکی) می تواند موثر باشد.

تقابل خیر و شر در نگارگری قرن 8 هجری قمری
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه هنر اصفهان - دانشکده هنرهای تجسمی و کاربردی 1388
    شیوا ولیان     اصغر جوانی

فرهنگ و ادب پارسی از ابتدا همواره مشحون از انگاره های اساطیری بوده، و به نوعی سعی در تکرار و بیان دیگر گونه ی هر آن چه در باور روزگاران گذشته وجود داشته، دارد. ادب دیرین ایران زمین مملو از رزم و جدال است، چه، جدال روشنی و تاریکی، هرمزد و اهریمن، خیر و شر... آغاز گر خلقت است و زمان. این تقابل نه در سرزمین پارس، که در اساطیر باستان دیگر سرزمین ها نیز قابل رد گیری است. مبارزه ی بین دو ضد، در اساطیر، نخستین به حرکت در آورنده ی گردونه ی کیهان و خلقت است. خلقت از این تقابل آغاز می شود و این رزم آغازین الگویی برای نبرد و تقابل همیشگی خیر و شر در دین و فرهنگ و آثار ادبی می گردد. چنین است که در حماسه های خلق شده در قرون پس از اسلام نیز، رد اصول و انگاره های نخستین این نبرد را می توان یافت. حماسه، شرح دلاوری هاست؛ شرح مبارزه و درگیری بین دو پهلوان، دو سپاه، دو شاه، دو حیوان، یا پهلوان و موجودی اسطوره ای ( و غالباً شر) است. الگوی این نبرد، همان است که می توان در ادب پهلویک و پارسیک و سغدی مشاهده کرد. چنین است که ادب حماسی (و به طور اخص شاهنامه ی فردوسی که شاخص ترین اثر حماسی پارسی است) مملو از مبارزاتی است که با پی گیری و ریشه یابی عناصر درگیر در آن ها، به همان الگوی نخستین می رسیم. نه تنها ظاهر و کنش پهلوانان حماسه به پهلوانان اساطیری شبیه است، بلکه مشابهت ظاهر و کنش حیوانات و موجودات غریب موجود در حماسه را با موجودات اسطوره ای نمی توان انکار کرد. دیو های شاهنامه، شبیه به کماله دیوان همدست اهریمنند؛ اژدها، همان است که در توصیف اژی دهاک گفته شده؛ زنان جادو، به پئیریکای اوستا شبیه اند و توصیفات پهلوانان نماینده ی نیکی، منطبق با پهلوانان ادب گاهانی است. به این ترتیب، شاهنامه بیانی دوباره از اساطیر باستانی ارائه می دهد و این رزم های توصیف شده در حماسه، در قرون بعد توسط نگارگران پارسی تصویر می شوند. این چنین، تصاویر نگارگری نیز، این توصیفات را به دقت بازنمایی کرده اند. فرض نخستین این پژوهش بر این قرار گرفته است که باورها و عقاید موجود، تأثیراتی در بیان تصویری این نگاره ها نهاده اند که در این تحقیق با روش توصیفی، تحلیلی، و تاریخی بدان می پردازیم. حال پرسش این است که این نگارگری ها، در بازه ی زمانی متعلق به قرن هشتم هجری – که نه تنها اوج نگارگری ایرانی است، بلکه تقابل چند مکتب مختلف را نیز در شیراز و تبریز شامل می شود- چگونه این عناصر وارد شده از اساطیر باستان به شاهنامه را تصویر کرده اند و تا چه حد در این کار موفق بوده اند. به بیان بهتر این که چه تفاوت ها و شباهت هایی از نظر ریخت شناسی موجودات خیر و شر در نگاره های تصویر شده در مکاتب این دوره وجود دارد و باورهای دینی چه تأثیری در این تصاویر داشته است؟

نگاهی به نحوه ارائه و نمایش آثار هنری(هنرهای تجسمی به ویژه نقاشی) معاصر در ایران و جهان.
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه هنر اصفهان - دانشکده هنرهای تجسمی و کاربردی 1389
    سیده سمیرا رحبانی     منصور حسامی

نحوه ی ارائه، عرضه و نمایش آثار هنری(هنرهای تجسمی به ویژه نقاشی) مسئله ای بسیار مهم و تأثیرگذار بر آثار هنری، هنرمندان و جامعه هنری است که در جهان توسعه یافته، با گذشت زمان شاهد افزایش روزافزون توجه و پیشرفت در شیوه های ارائه و بخش های متفاوت آن هستیم که در مقایسه روند طی شده در ایران، چندان با پیشرفت های جهانی همراه نبوده است و همچنان این بخش در ایران با بی توجهی و ضعف هایی رو به رو است. این رساله با توجه به اهمیت این مسئله و تأثیرات گوناگون آن در برقراری رابطه بهتر با مخاطب و تأثیرگذاری بیشتر اثر و در نتیجه موفقیت هنرمند و اثر هنری، شکل گرفته و در روند تحلیلی و مقایسه ای خود سعی در بررسی اجمالی این مهم، و تأثیرات ویژه ی این مقوله بر آثار هنری (به ویژه نقاشی) دوران معاصر با توجه به تحولات و تغییرات حاصله در آن، از ابتدا تا به امروز دارد. بررسی روند تاریخی تحولات و تغییرات روی داده در بخش ارائه ی آثار و به طورکلی نتایج این پژوهش، از طریق ترکیبی از مطالعات کتابخانه ای و تحقیقات میدانی؛ مطالعه مقالات و کتب گوناگون، ترجمه متون لاتین، مصاحبه با تعدادی از هنرمندان و گالری داران و افراد مرتبط با بخش های ارائه و نمایش آثار به دست آمده است و تلاش می کند اهمیت نحوه ی ارائه اثر هنری و نقاط ضعف و قدرت، تفاوت ها، و به طورکل فضای ارائه، عرضه و نمایش آثار در ایران و جهان را در ذهن مخاطب ترسیم نماید.

بررسی تاثیر نقاشی کودکان بر آثار پیکاسو، کله و شاگال
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه هنر اصفهان - دانشکده هنرهای تجسمی و کاربردی 1389
    رامین عباس زاده     اصغر جوانی

هنر مدرن بنا بر نیاز جامعه مدرن به شکل های بیانی نو، هنر کودکان را مورد توجه قرار داد. البته این توجه زمانی حاصل شد که شکل های بیانی دیگر نظیر هنر آفریقا نیز مورد توجه واقع شد. هنر کودکان به سبب برخورداری از ویژگی هایی مانند نماد، دیدکلی وشفافیت ... مورد توجه هنرمندانی چون پیکاسو، کله و شاگال قرار گرفت و این هنرمندان بنابر کودکی درون و نیاز به بیان ساده و بی آلایش به هنر کودکان جلب شدند. حال مسئله ای که در این خصوص پیش می آید این است که هنر کودکان از چه زمانی مورد توجه هنر مدرن قرار گرفت و چه تحلیل هایی در این خصوص به عمل آمد؟ کدام جنبه ها از هنر کودکان مورد توجه هنر مدرن قرار گرفت ؟ و نحوه و کاربست این ویژگی ها در آثار هنرمندان مدرن، به ویژه در آثار پیکاسو، کله و شاگال به چه شکل است؟ هنر کودکان از اواخر قرن نوزدهم مورد ارزیابی های گوناگون از جمله تحلیل بالینی، هنرمندانه و فرآیندی قرار گرفت و هر یک به نحوی مراحل رشد کودک را بررسی کردند، و ویژگی هایی که کودک در هر مرحله بدان ها دست می یابند مانتد نماد، شفافیت و دیدکلی و... را ارزیابی کردند. و هنرمندانی مانند پیکاسو ، کله و شاگال هر یک به نحوی از این ویژگی ها بهره جستند. پیکاسو هر چه به پیش رفت به شکل های ابتدایی تر در هنر کودکان نزدیک شد. کله دلبسته کارکرد خط در آثار کودکان شد و شاگال کارکرد های نمادین ، قومی و آئینی رنگ و خاطرات کودکی را معیار قرار داد.

بررسی مفهوم تصویر در ویدئو آرت
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه هنر اصفهان - دانشکده هنرهای تجسمی و کاربردی 1389
    رضا غلامی مطلق     اصغر جوانی

چکیده: بشر از آغاز که به وسیله ی ذغال چوب و چربی حیوانات و مواد طبیعی تصاویر درون غارها را کشید، تا امروز که با استفاده از آخرین فناوریها به خلق تصاویر می پردازد، همواره تلاش داشته تا با استفاده از ابزارها و دستاوردهای علمی زمانه خویش به ابراز منویات شخصی اش بپردازند، در واقع شاید بتوان گفت مفهوم تصویر با تغییر روند تولید آثار هنری به مرور متفاوت گشته است اما خود تصویر همواره حضور داشته است. بدین ترتیب تصاویر خلق شده با دست و به کمک ابزار ساده مانند قلم مو و رنگ، حتی اگر بسیار نزدیک به واقعیت و طبیعت کشیده شوند با آنچه توسط ابزار مکانیکی و یا شیوه های نا متعارف ایجاد می شود نه تنها از لحاظ جلوه های بصری بلکه از لحاظ مفهوم نیز بسیار متفاوت خواهد بود. به بیانی دیگر تصویر، ارتباطی مستقیم و معنا دار با ابزار پدید آورنده اش دارد. در سالهای اخیر استفاده از دوربینهای عکاسی و تصویر برداری به عنوان یک ابزار هنری، قابلیتهای ویژه ای را جهت خلق تصاویر در اختیار هنرمندان قرار داده است. در این پژوهش سعی شده تا ابتدا با مطالعه در مورد ویژگیهای ویدئو آرت به مفهوم تصویر در ویدئو آرت پرداخته شود و در ادامه با مقایسه و تحلیل میان انواع تصاویر در صورتهای متفاوت هنری از جمله نقاشی، عکاسی و ویدئو تفاوتهای تصاویر ویدئو یی با سایر گونه های هنری آشکار شود و همچنین به مسائلی چون ارتباط میان آثار ویدئو یی و مخاطبان آن و تعامل ویدئو با رسانه هایی مانند سینما و تلوزیون پرداخته شود. با توجه به مطالب آورده شده در این پژوهش، به نظر می رسد ویژگیهایی چون مستند بودن تصاویر، قابلیت بداهه پردازی، امکان تجربه های جدید بصری، همساز بودن با جامعه ی مصرفی و... در دوربینهای ویدئو یی، باعث ایجاد تحولی نوین در برداشت و ارایه تصویر به مخاطب شده است. کلید واژه ها:

پژوهشی پیرامون مبانی چیدمان ویترین از منظر دیوارنگاری شهری
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه هنر اصفهان - دانشکده هنرهای تجسمی و کاربردی 1389
    معصومه امیرپو رراینی     اصغر جوانی

چکیده: امروزه سراسر دیوار های معابر شهر ها بخصوص شهرهای بزرگ را ویترین هایی با ابعاد و اشکال گوناگون پوشش داده و قسمت اعظمی از منظر شهری به وسیله این عنصر محیطی شکل گرفته است. عنصری بر پهنه دیوارکه سعی در به کارگیری اصول زیبایی شناسی در ایجاد تعاملی هر چه بهتر با مخاطبین خود دارد. لذا پتانسیل های ویژه این بستر هنری می تواند آن را تحت عنوان یک اثر دیوارنگاری در قالب اجرایی متفاوتی معرفی نماید. رویکرد به ویترین به عنوان یک اثر دیوارنگاری کاربردی که از مباحث پایه ای در این پایان نامه است، تأکیدی بر وجه هنرمندانه آن و همچنین اشاره به قابلیت های پررنگ اجتماعی آن دارد. نقش چند جانبه این دیوارنگاری سه بعدی به عنوان عنصری شهری که از یک سو در زیبا سازی فضای شهری دخیل بوده و از سوی دیگر جنبه کار کردی آن در محیط و تعامل آن با مخاطب ، چنان پر اهمیت و الزامی است که در نهایت می تواند به رونق اقتصاد و ارتباط آن با هنر به مفهوم عام و خاص در کشور منجر شود. برای دستیابی به حد بالای این تعامل و رسیدن به کیفیت های برتر ارتباط از طریق این رسانه، شناخت ویژگی های کالبدی، بصری، کاربردی، جامعه شناختی و تکنولوژیکی مرتبط با سه اصل بنیادی این آثار، « محیط»، « کالا» و « مخاطب» الزامی است. چنان که بررسی و آنالیز آنها محوریت اصلی این پژوهش را تشکیل داده است و تحت عنوان «مبانی چیدمان ویترین» به آن پرداخته می شود.

حیات نقوش انتزاعی در نقاشی ایرانی با بررسی آثاری از شاهنامه بایسنقری
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه هنر اصفهان - دانشکده هنرهای تجسمی و کاربردی 1388
    محمد حسین براتی     اصغر جوانی

نوع نگرش فراطبیعی حاکم بر آثار نقاشی ایرانی نشأت گرفته از دین ، عرفان و سلوک معنوی خالقان آن در تعامل با فرهنگ و ادبیات ایرانی گونه ای انتزاع معنا گرا در نقاشی ایرانی در بر داشته است .این آثار هر چند نگاهی به طبیعت و واقعیت انسانی دارد اما از روح و بینشی برخوردار است که به آن جاودانگی و حیاتی ازلی بخشیده چرا که در قید اشکال و رویداد های عینی گرفتار نیامده و به عناصر تجربی و ملموس نپرداخته است و واقعیت ذاتی و پنهان پدیده ها ملاک نظر بوده است که می توان از آن تحت عنوان واقعیات معنوی که در بطن نقوشی منتزع نهفته است نام برد و ادراک آن به معنی لمس معنویت است. در این نقوش با تلفیق مفروضات و واقعیاتی روبرو هستیم که با تصوّف اسلامی درهم آمیخته و با نگرشی عمیق و عارفانه و بر مبنای لیس کمثله شیء صورت عینی اشیا را نازله ای می داند که آمیخته با ظلمت، مادی و فانی است از این رو برای اُنس با حقیقت ازلی با صور طبیعی دمساز نمی گردد و از ظاهر پدیده های بیرونی می گسلد و در جهت حصول آرامش و اُنس انسانی در صورت پنهان و کنه پدیده ها به دنبال ردّ پای دوست در عالم خیال دست به خلق نقوش انتزاعی می زند. چون ادراک آن بر دل نشیند انواری که در بطن این نقوش مکنون و مستور است به ظهورمی آید. نقاش در مقامی عارفانه موفق در مکاشفه ومشاهده در نقطه اوج و تلاقی آن به واسطه ی خلق این نقوش، مخاطب را به سُکر که از ترک قیود ظاهری به آن نایل گشته، سُکر به حق و هوشیاری به لذّت وصال و توجه به حضرت حقّ تعالی را میسّر گردانیده است. علاوه بر این عامل دیگری که ضامن حیات و پویایی این نقوش گشته تعامل میان اندیشه ی مصور و مولف است نقاش در جایگاه هنرمند خلاق با بهره گیری از کلام شاعر قرائتی نو و درونی ارایه می کند خوانش و بینشی نو ظهور و انتزاعی را بیان می کند و به تمهیداتی خلاقانه برای شکل دادن به فضای تجسمی بر پایه ی بینش ادبی و رویداد های شعری می رسد که به درک متعالی از تجسم فضای بصری با خلاقیت شاعرانه در هم می آمیزد که به وحدت میان شاعر و نقاش می انجامد. در تفکری آسمانی که در بطن کلام سحر آمیز شاعر و در پیوند با نقوش انتزاعی نقاش شاهد هستیم عناصر و اشیا از دیدگاه عینیت نگریسته نشده بلکه با اعتبار دادن به نقش، منزه از امور نفسانی و طبیعت زدگی به بیانی نو ظهور پرداخته، این نقوش ژرفای لاهوتی معنا را به سطح ناسوتی رنگ و نقش پیوند داده است. این نوع نگرش گونه ای تجلیل از احساسات مخاطب را در پی داشته و شأن نقش و نقاش را با پنجره و دریچه ا ی گشوده به دنیای هور و قلیا، شامخ و مخاطبش را مستغرق در عوالم پیچیده ی درونی به حرمت و احترام نقش واداشته؛ از این رو به بقا و حیات خود تا به امروز تداوم بخشیده است.

بررسی زیبایی شناختی مهر و نقوش آندر دوره صفویه و قاجار (پادشاهان)
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه هنر اصفهان - دانشکده هنرهای تجسمی و کاربردی 1389
    آزاده فاضلی     اصغر جوانی

مهر در دوران صفویه و قاجاریه کاربردی بیشتر داشته و بسیاری از فرامین ، اسناد و نامه های رسمی با مهر رسمیت می یافت ، از این رو نقش مهم مهر در ساختار اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی انکار ناپذیر گردید . روش پژوهش ، تاریخی و زیبایی شناختی می باشد و دیدگاه زیبایی شناختی نسبت به نقوش مهر پادشاهان صفویه و قاجاریه ، بررسی عوامل تاثیر گذار بر آنها و روند تغییرات نقوش مهرها ، مساله این تحقیق را شکل می دهد. هدف از این پ‍‍ژوهش آشنایی با مهرهای پادشاهان صفویه و قاجاریه ، نقوش و سجع حک شده بر آنها ، تاریخچه و جایگاه آن در هنر ایرانی ، عوامل تاثیر گزار بر زیبایی مهرها و سجع انتخاب شده در آنها می باشد. اینکه سجع حک شده بر روی مهر پادشاهان صفویه و قاجار متاثر از چه عواملی بوده اند ، از منظر زیبایی شناسی چه بینشی برای طراحی نقوش روی مهر پادشاهان این دو دوره ، از سوی مهرکنان در نظر گرفته شده است. یافتن عوامل رشد و شکوفایی و یا زوال مهرهای پادشاهی صفویه و قاجاریه ، همچنین منبع الهام شکل و نقوش مهر آنان از سوالات مطرح شده در این پژوهش هستند. تاثیر عواملی چون مذهب ، سیاست ، شکوفایی خوشنویسی و... بر سجع مهرها ، در نظر گرفتن عوامل موثر بر زیبایی آنها، تاثیر روابط ایران و اروپا بر مهرهای دستی پادشاهان قاجاریه و رواج مهرهای چاپی در ایران ، منبع الهام شکل و نقوش مهرها از رهگذر هنر سنتی این دوران ، فرضیه های این تحقیق را شکل می دهند . شناخت بینش و درک عمیق هنرمندان مهرساز نسبت به عوامل موثر بر زیبایی مهرهای پادشاهان صفوی و قاجار ، تاثیرات روابط ایران و اروپا بر مهرهای قاجاریه که منجر به ظهور مهرهای چاپی در ایران شد ، مهم ت